تاملی بر اقدام جنون آمیز قاتل نروژی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۸۰۲۹

تاملی بر اقدام جنون آمیز قاتل نروژی

قاره سبز این روزها شاهد تحرک و رشد دوباره گروه‌های راستگرا و نئوفاشیست است، عدم توجه به این جریانات خطرات زیادی را نه تنها برای اروپا ...
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»؛ آندرس برینگ بریویک مظنون به انفجار ساختمان دولتی اسلو در نروژ و همچنین کشتار جزیره اوتی، به اتهامات وارده اعتراف کرد، وی اعتراف کرد که کار وی بسیار وحشتناک اما لازم بوده است.
 
او اظهار داشت که جزئیات ماجرا و دلایلش برای این کار را در دادگاه بیان خواهد کرد. بریویک تاکید می کند که هیچ شریکی نداشته و با کسی هم در این خصوص صحبت نکرده است. قبلا دولت اعلام کرده بود که تروریست ها در این اقدام حداقل دو نفر بوده اند، و حالا پلیس نروژ این مسئله را بررسی می کند.
 
درحال حاضر تعداد قربانیان دو انفجار نروژ از 100 نفر بالاتر رفته است. در حال حاضر چند تن نیز مفقود شده و حدود صد نفر مجروح شده و در بیمارستان به سر می برند.
 
تا روز جمعه گذشته، هیچ کس در دنیا، آندرس برینگ بریویک را نمی شناخت. این نروژی 32 ساله در فیس بوک و تویتر هم دارای صفحه است. پس از اولین خبر درباره شرکت بریویک در انفجار اسلو، رسانه ها زندگی وی را با جزئیات بیان کردند.
 
به گزارش پلیس این کشور، بریویک در ارتش خدمت کرده و عضو کلوپ تیراندازی است. ماه های اخیر این شهروند نروژی در یک روستا به کار کشاورزی مشغول بوده است. اما کارشناسان معقتد هستند که او خود را برای حمله آماده می کرده است.
 
علائم نگاه های نژادپرستانه را به راحتی می توان در صورت بریویک می بینیم. او قبل از انجام حمله یک نوار 12 دقیقه ای روی سایت یوتیوب قرار داده که از همه می خواهد جلوی سیل مهاجران را بگیرند.
 
بر اساس یک سند 1500 صفحه ای، آندرس برينگ بريويک از پاییز 2009 در حال طرح ریزی این حملات بوده؛ آندرس با تشریح چگونگی اجرای طرح قتل عام گفته است که انجام چنین عملیات تروریستی برای بیداری مردم کشورش امری ضروری به شمار مي آيد.
 
وی در بخشی از این سند گفته است که می خواهد به بزرگترین «وحشی نازی ها» پس از جنگ جهانی دوم تبديل شود.
 
در این سند آندرس برينگ كه از راست‌های افراطی جامعه مسيحی نروژ به حساب می آید، ‌خود را دشمن اسلام و مارکسیسم خوانده و گفته است: رسانه های گروهی نروژ به اندازه کافی از اسلام سخنی به میان نمی آورند.
 
وی که یادداشت های 1500 صفحه ای خود را از 9 سال پیش شروع کرده، گردهمایی سالانه حزب کارگر را بهترین گزینه پیاده کردن طرح تروریستی خود دانسته است.
 
در این یادداشت ها همچنین لیستی از کشورهای اروپایی که از نظر وی با توجه به تعداد مسلمانان موجود در آن کشورها باید مورد هدف قرار گیرند، ذکر شده است.
 
رشد جریان های نئو فاشیست در اروپا
 
فاشیسم به معنای خاص نام جنبشی است که در ۱۹۳۲ به رهبری موسولینی رهبر ایتالیا به راه افتاد و به قدرت رسید و کلمه فاشیسم از کلمه ایتالیای فاشیسمو گرفته شده است.
 
هدف فاشیسم برقراری دولت قدرتمندی است که در آن فقط یک حزب و آن هم حزب فاشیست باید انحصار قدرت را در دست داشته باشد و یک رهبر با ویژگی های فرمندانه و با قدرت دیکتاتورانه بر آن حکومت کند. وجه مشترک همه جنبش های فاشیست، پرستش زور و قدرت و بزرگداشت جنگ و دستیابی به قدرت است و با یونیفورم ها، سلام ها و رژه ها به احزاب خود رنگ نظامی می دهند.
 
خصوصیات یگانگی فاشیست ها عبارتند از استقرار یک دولت فراگیر، پیروی زندگی توده ها از دولت، کاربرد ترور و انحصار قدرت و رسانه های همگانی می باشد.
 
بطور کلی فاشیسم در مورد ملت می گوید «کل است واحد که دولت مظهر اراده مطلق آنست و هرنوع شکاف در قدرت مطلق دولت نشانه پاشیدگی پیکر ملی است.»
 
فاشیسم تقسیم ملت به طبقات و کشاکش طبقه ای را انکار می کند و تضاد اصلی را میان ملت ها برسر گسترش حوزه ای اقتدار و تسلط خود می شناسد و از این جهت مبلغ سیاست خارجی تجاوزگر است. فاشیسم آیین جداگری نژادی، قهرمان پرستی، تبلیغ روح جنگجویی و ارتش سالاری است.
 
فاشیسم از لحاظ نظری محصول توسعه ای نظری نژاد باوری و امپریالیسم اروپایی بود و از نظر اجتماعی محصول بحران های اقتصادی و اجتماعی پس از جنگ جهانی اول.
 
پس از پایان جنگ جهانی دوم و شکست متحدین، تدابیر سختی در اروپا بر علیه فعالیت های فاشیست ها اتخاذ شد، اما آنها به شکل زیر زمینی به حیات خود ادامه دادند تا اینکه امروزه شاهد رشد روز افزون آنها در جوامع اروپایی هستیم.
 
قاره سبز این روزها شاهد تحرک دوباره هواداران گرایش های افراطی در عرصه های نژادی و ملی است. در این میان جمعی از راستگرایان افراطی با اندیشه راه اندازی موج دوم نحله راست افراطی در پارلمان اروپا قامت راست کرده اند.
 
سرسلسله احزاب سیاسی این طیف از ۴ کشور اروپایی چندی پیش در وین پایتخت اتریش حلقه بستند تا در کانون قانونگذاری اتحادیه اروپا فراکسیونی از تندروهای راست را تشکیل دهند.
 
احزاب راستگرای افراطی «آزادی» اتریش به رهبری هاینس کریستین اشتراخه، جبهه ملی فرانسه به ریاست ژان ماری لوپن، ولامس بلانگ بلژیک به رهبری فرانک فان هکه و «آتا کا»ی بلغارستان به رهبری فولن سیدورف در وین طرح های خود را برای ایجاد حزبی اروپایی و یکپارچه سازی گروه های پراکنده نئونازی و فاشیستی اعلام کردند. آنها در مانیفست، هدف خود از ایجاد این حزب را حمایت از قاره اروپا در برابر مهاجرت، گسترش اسلام و جهانی سازی بیان کردند.
 
حزب راست افراطي نروژ
 
حزب راست افراطي در نروژ مانند ديگر احزاب راست افراطي در سرتاسر اروپا و مخصوصا كشورهايي مانند سوئد، دانمارك، اتريش و بلژيك فعال است. اسلام ستيزي، مخالفت با مهاجرت و تاكيد مستمر بر ملي گرايي و عدم پذيرش چارچوب هاي همكاري بين المللي از مهم ترين و اصليترين خصائص راستگراهاي افراطي محسوب مي شود. راستگرايان افراطي در نروژ نيز از اين قاعده مستثني نيستند.
 
مسلمانان نروژ با همه احزاب نروژي به جز راست افراطي تعامل دارند و ديدارهايي با سران آنها صورت مي دهند. اما راستگرايان افراطي از اساس با دين مبين اسلام مشكل داشته و به مسلمانان به ديد تحقيرآميزي مي‌نگرند. برخي از حمله‌هايي كه طي سال هاي اخير در خاك اروپا به مسلمانان صورت گرفته است از طريق همين جريان افراطي بوده است.
 
در كشور نروژ راستگرايان افراطي شاخه‌ها و گروه هاي مختلفي تشكيل داده و سعي در نفوذ به داخل پارلمان و نهادهاي دولتي دارند.
 
«ليست مشترك عليه مهاجران خارجي» يكي از اصلي‌ترين اين شاخه‌هاست كه بناي خود را بر اساس مخالفت مطلق با مهاجرت افراد خارجي به داخل نروژ گذاشته است. حزب مردم نروژ، دموكرات هاي ملي‌گرا و اتحاد ملي براي نروژ از ديگر شاخه هاي سياسي برآمده از جريان راست افراطي هستند.
 
پلیس نروژ سال گذشته گزارش داد که فعالیت گروه‌های افراطی راست‌گرا اندکی افزایش یافته است و پیش‌بینی کرد این فعالیت‌ها در طول سال جاری بیشتر شود. اما در عین حال پلیس گفته بود که این فعالیت‌ها به دلیل نداشتن رهبری مرکزی امکان بالقوه زیادی برای رشد ندارد.
 
اتهام زنی به مسلمانان
 
بسياري از مردم نروژ بعد از حملات روز جمعه ابتدا تصور مي كردند اسلام گرايان افراطي عامل آن هستند و زماني كه پليس اعلام كرد كه آندرس برينگ بريويك يك نروژي 32 سال به نام مبارزه با اسلام به انجام اين حملات اعتراف كرده است،‌ حيرت زده شدند.
 
پس از وقوع حادثه تروریستی، اولین انگشت اتهامات به سوی ایمن الظواهری رهبر جدید القاعده دراز شد، برخی نیز مدعی شدند بدلیل مشارکت نروژ در جنگ بر علیه لیبی، ممکن است این حملات از سوی قذافی رخ داده باشد.
 
در همين ارتباط برخي از خبرگزاري ها و سايت هاي خبري اين حملات را به گروه ناشناسي موسوم به «گروه انصار جهاد جهاني» منسوب کرد، اما پليس و چهره هاي سياسي نروژ تاکيد کردند که اين حوادث ارتباطي به اسلام و مسلمانان ندارد.
 
با مشخص شدن ماهیت فرد تروریست، از شدت تبلیغات رسانه ای غربی ها به شدت کاسته شد، تا جایی که بدنبال آن بودند تا فرد مذکور را یک بیمار روانی معرفی کنند. تا جایی که قاضی نروژی اعلام کرد که استماع صحبت های آندرس برینگ بريویک که بنا به اعتراف خود عامل حمله خونین جمعه گذشته نروژ است پشت درهای بسته خواهد بود.
 
واقع مطلب این است که فعالیت جریان های راستگرا و نئوفاشیست در اروپا بشدت افزایش یافته است و روز به روز بر تعداد حامیان آنها افزوده می شود. افکار های خطرناک و بشدت نژادپرستانه آنها می تواند برای اروپا و بلکه برای تمامی جهان خطرناک باشد.
 
دولت های غربی و مدعی حقوق بشر بهتر است به جای یافتن و به اصطلاح با مبارزه با گروه ها و افراد تروریست که عمدتا دست ساخته خویشند، توجه خود را معطوف به رشد این جریان های فاشیست کنند که تجربه نشان داده همانطور که از دل لیبرالیسم هیتلر بیرون آمده از دل دولت رفاه های کنونی نیز آندرس برینگ بریویک بیرون می آید!
 
پربازدیدترین آخرین اخبار