«جنگ ارادهها»

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، حسن صمدی،سال ۱۴۰۴ با صدای توپ و بمباران دشمنان به در شد و ما ملت ایران در حالی به استقبال سال نو رفتیم که این سال یک یادگاری را از پارسال به همراه خود آورده است: «جنگ»
مسئلهای که نُقل تمام محافل و دیدوبازدیدهای مرسوم عید است. در روزهایی که دریای متلاطم اخبار و تحلیلها در فضای مجازی و جمعهای خانوادگی ما را در خودش غرق میکند، بد نیست مروری داشته باشیم بر واقعیات و قطعیاتِ وقایع چند ماه اخیر تا در این دریای اخبار و تحلیلهای گوناگون غرق نشویم.
میتوان گفت ۳ ماه اخیر از تاریخسازترین ایام برای ایران عزیزمان است؛ ایامی که شاید برای ما سریع و بدون آگاهی کامل سپری شد، اما قطعا بعدها تبدیل میشود به کلمات بین سطور مورخان و نویسندگان، میشود رنگ روی بوم نقاشان، میشود نقطه عطف داستان فیلمسازان، میشود قطعه حماسی موسیقیدانان، میشود درس استادان و هویت جمعی ما ایرانیان.
داستان یک ملت، ملتی که در یک جنگِ ترکیبی تمام عیار مورد تهاجمهای متنوعی قرار گرفت؛ جنگی که در آن از ابزارها و روشهای مختلفی برای محقق شدنِ یک هدف واحد استفاده شد. جنگی که با سوء استفاده دشمن از نقاط ضعف داخلی شروع شد و کم کم به کف خیابانها کشیده شد؛ هرچند که طولی نکشید تا پشت پرده این کودتا برای تمام حقگرایان عیان شد. بعد از آن شاهدِ فتنهگری باقی عوامل دشمن در دانشگاهها و رفتارهای هنجار شکنانه از سوی آنها بودیم. این ایام امتحانی بود که بسیاری را در وطن پرستی مردود کرد؛ از سلبریتیهای خود فروخته و قماش سلطنت طلب تا مسئولین و اساتیدِ منفعت طلب؛ هرچند که به قول رهبر شهیدمان «در این فتنهها عدهای هم دچار غفلت شدند»
مجموعهی این ناآرامیها و بیدقتیها پالسی را به کفتارهای خارج از این مرز و بوم صادر کرد: «ضعف ارادهٔ مردم ایران و تغییر معادلات»
دور از ذهن نبود که با توجه به این شرایط، جنگ وارد فازِ عملیات نظامی شود. فرعون زمانه، علمدار و یارانش را به آرزوی دیرینهشان رساند و عملیاتِ ترورهای متعدد در عرض چند ساعت اتفاق افتاد.
اما علم بر زمین نماند. به برکت خون رهبر شهید، اراده مردم به جوش آمده بود. حضور مردم در سرتاسر کشور که انگار «فرشتههای خدا بر روی زمین» بودند همگان را متعجب کرد!
گویا این مردم برای مقابله با حوادث مبعوث شدهاند.
جبهه دیگر، دادن فراخوانهای پیاپیِ سلطنتطلبان و تجزیهطلبان بود که یکی پس از دیگری با «تداوم حضور فرشتههای خدا بر روی زمین» شکست خورد.
عملیات بعدی، حمایت و تجهیز گروهکها و عوامل تروریستی در نزدیکی مرزها بود که با هوشیاری سربازان امام خامنهای و حملات آتشین آنها این مکر و حیله دشمن هم به سرانجام نرسید.
دشمنان ما در حالی که شگفتزده از توانمندی نظامی و پاسخ سریع و قاطع جمهوری اسلامی بودند، برای فرار از باتلاق خودساختهی خود، سراغ ابزارهای رسانهای و عملیات روانی رفتند. جایی که تهدیدها با هدف ایجاد ترس و در جهت باز شدن تنگه هرمز در فضای مجازی منتشر میشد. غافل از اینکه این مردم از کسی جز خدا نمیترسند.
تنگه باز نشد و حملات به بعضی زیرساختها و تاسیسات نفتی کشورمان به طور گسترده و قاطعی در تمام منطقه پاسخ داده شد؛ از طرفی کنترل تنگه هرمز و عملی نشدن تهدیدها درباره اشغال جزایر ایرانی که مرهون هوشیاری نیروهای مسلح بود، این باتلاق را برای دشمنان مرگبارتر کرد.
اکنون که این متن را میخوانید، تمامی این عملیاتها در جبهههای مختلفِ این جنگِ ترکیبیِ تمام عیار در جریان است؛ اما به لطف خدا و یاری او یک عامل، دلیلِ پیروزی ملت ما در تمام جبهههای این جنگ بوده است: «اراده ملت». ارادهای که از جنس الله اکبر است. ارادهای که از علی علیهالسلام در نبردها به شیعیانش به ارث رسیده است.
این اراده هویتِ تمام آزادیخواهان تاریخ و روحِ اسلام است؛ همان عاملی است که تمام نقشههای بدخواهان را نقش بر آب میکند. ارادهای که نه ترور میشود و نه بمباران. ارادهای که تضعیف آن جز با تفرقه، جهالت و کاهلی ممکن نیست و هیهات اگر ما در برابر شکر این نعمت بزرگ کوتاهی کنیم.
امروز، اما نمیدانیم عملیات ِبعدی دشمن چیست.
نمیدانیم تهدیدهایش توخالی است یا عملی میشود. نمیدانیم قصد فرار دارد یا تهاجم، قصد فریب دارد یا توافق.
ولی یک چیز را خوب میدانیم؛ هرچه که شد، ما «مسلحیم به ارادهمان» و در حالی که به وعده الهی یقین داریم، دست از مقاومت و تنبیه متجاوزان بر نخواهیم داشت و تسلیم نخواهیم شد.
شاید لازم باشد تا به طور پیوسته شرح اصلی وقایع را مرور کنیم و میدان را آنطور که واقعا هست ببینیم تا در دام شکستها و ترسهای غیر واقعی نیفتیم.
چیزی تا زدنِ سر دیو باقی نمانده و یادمان نمیرود که ما خدا را داریم.
حسن صمدی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد
*انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است*