ادعای «همدستی ترامپ و سپاه»؛ از تحمیق تا شکست قریب الوقوع پروژه ایران اینترنشنال
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۸۹۳۷۴
گزارش|

ادعای «همدستی ترامپ و سپاه»؛ از تحمیق تا شکست قریب الوقوع پروژه ایران اینترنشنال

رسانه اینترنشنال با انتشار هدلاینی مبنی بر «همدستی پشت پرده ترامپ و سپاه برای نابودی ایران»، نه تنها از مرزهای منطق و تحلیل عبور کرده، بلکه سقف پروژه تحمیق مخاطب را به تصویر کشیده است.
ادعای «همدستی ترامپ و سپاه»؛ از تحمیق تا شکست قریب الوقوع پروژه ایران اینترنشنال

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو،  در هفته‌های اخیر، رسانه اینترنشنال که سالها خود را در جایگاه یک نهاد تحلیلی-خبری بینالمللی تعریف کرده، با انتشار ادعایی فراتر از مرسومات رایج در عرصه رسانه، توجه ناظران را جلب کرده است. هدلاینی با این مضمون که «همدستی پشت پرده ترامپ و سپاه برای نابودی ایران» در دستور کار این رسانه قرار گرفته، پرسشهای جدی را درباره مبانی حرفهای و رویکرد روششناختی آن برانگیخته است.

 

این گزاره در حالی به عنوان یک ادعای جدی مطرح میشود که دولت دونالد ترامپ (۲۰۱۷-۲۰۲۱) سابقه روشنی از اعمال تحریمهای حداکثری، خروج از برجام، تروریستی خواندن سپاه پاسداران و طراحی عملیات ترور سردار قاسم سلیمانی را در کارنامه خود دارد. نسبت دادن «همدستی» میان چنین طیفی از دشمنی تاریخی با نهاد سپاه، برای هدفی به نام «نابودی ایران»، چنان با بدیهیات منطقی و تاریخی در تناقض است که تحلیلگران را به بازتعریف مرزهای تحریف رسانهای واداشته است.

 

 

 

پروژه «تحمیق»؛ از نظریه تا عمل

 

مفهوم «تحمیق» در ادبیات تحلیل رسانه، به راهبردی اطلاق میشود که در آن رسانه با تکرار دروغهای بزرگ، تحریف نظام‌مند واقعیت و مفروض گرفتن جهل یا زودباوری مخاطب، میکوشد هر گزاره ای را - فارغ از میزان اعتبار آن - به باور عمومی تبدیل کند.

 

آنچه اینترنشنال در قباله جدید خود به نمایش گذاشته، مصداق کامل این راهبرد است. در اینجا دیگر خبری از تحلیل مبتنی بر شواهد، استدلال یا حتی تلاش برای فریب هوشمندانه نیست؛ بلکه مخاطب مستقیماً با گزاره ای مواجه میشود که در خردترین سطح تحلیل نیز فرو می‌ریزد. این همان نقطه ای است که یک رسانه، قید الزامات حداقلی اعتبار را زده و وارد فاز «هر چیزی قابل گفتن است» میشود.

 

---

 

علتشناسی: چرا ایران اینترنشنال به این نقطه رسیده؟

 

ناظران رسانهای سه عامل را در توضیح این فروپاشی تحلیلی برمیشمارند:

 

۱. شکست مستمر پیشبینی ها: این رسانه طی سالهای گذشته بارها سناریوهایی نظیر فروپاشی اقتصادی، ناآرامیهای فراگیر یا تغییر نظام سیاسی در ایران را پیشبینی کرده که هیچیک محقق نشده است.

 

۲. از دست دادن مخاطب واقعگرا: فرسایش اعتبار، باعث شده تا بخش قابل توجهی از مخاطبان تحلیلگر و واقعنگر، این رسانه را رها کرده و تنها حلقه های افراطی باقی بمانند.

 

۳. فاز نهایی ناامیدی: در آستانه تحولات میدانی و منطقه ای که به زیان روایتهای این رسانه در حال رقم خوردن است، صدای عصبانیت و شتابزدگی در خروجیهای آن بیش از پیش شنیده میشود.

پربازدیدترین آخرین اخبار