دانشگاه پساجنگ: بازگشت به اصل

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، نرگس بابایی، دانشجوی ارشد فیزیک دانشگاه تهران ، پاسخ به این پرسش که دانشگاه پس از جنگ چه میبایست باشد به یک جمله خلاصه میشود: باید آن شود که همواره باید میبود. دانشگاه به نسخهای ویژه برای شرایط بحرانی نیاز ندارد. دانشگاهی که در اصالت واقعی خویش است، چه در سایه جنگ چه فارغ از آن رسالت خود را میداند؛ پس باید پرسید اصالت واقعی دانشگاه چیست؟ این پرسش، ما را به واکاوی بنیادها فرامیخواند. اصلا دانشگاه برای چه هست؟ پاسخی که طبیعتا به ذهن خطور میکند، تولید علم و آموزش آن است؛ پس پرسش بنیادیتر میشود. اصلا این علمی که دانشگاه در پی تولید آن است چیست؟ و دانشگاه از تولید علم چه میخواهد؟ آیا نهایت تصویر ما از علم، صرفا دانشی است که مُهرِ تایید ژورنالهای خارجی را کسب کرده باشد؟
این پرسشها یک بحث نظری صرف نیست. بلکه زیربنای تمام رَویههای ماست. تصویر ما از چیستی علم و آنچه از آن میخواهیم، مستقیماً در معیارهای ارتقای اعضای هیئتعلمی و یا در تخصیص بودجههای کلان پژوهشی جلوهگر میشود و فراتر از اینها، این تصویر ما از چیستی علم است که دارد فاصله بین دانشگاه و جامعه را تعیین میکند؟
و گرهی کار همینجاست. وقتی این تصویر ما از عاملی برای تعالی و بهروزی جامعه فاصله گرفت و علم ما منحصر در تکستبوک خارجی و ژورنال معتبر خارجی شد؛ این میشود که دانشگاه ما هم همت خود را در همین دایره خلاصه میکند و شکاف دانشگاه و جامعه باز عمیقتر میشود. چرا که علمی که درونِ دانشگاه است دیگر در خدمت جامعه نیست.
پس گام نخست مشخص شد:
باید بار دیگر و از دریچه تمدن ایرانی-اسلامی مان به علم نگاه کنیم تا هم تصویری درست از علم بیابیم و هم دریابیم که تمدن ما از علم چه میخواهد. آنگاه رسالت دانشگاه روشن خواهد شد.
اما گام بعد متوجه دو ساحت است:
دانشگاه و انساندانشگاهی
در ساحت دانشگاه، تمام ضوابط و ساختارهای حاکم باید برمبنای تصویر جدید بازتنظیم شود؛ و این ضروریاست چرا که ساختار فعلی، در خدمت تصویر قبلی است: نه چندان دغدغه مسئلهمحوری و نافع بودن دارد و نه چندان برآمده از بوم وطن است. شاخص درستی ساختار جدید، میزان بازگشت دانشگاه به عنوان نهادی خدمتگذار به آغوش جامعه خواهد بود.
اما انساندانشگاهی؛ او هم باید بیش از پیش به آغوش جامعه بازگردد. لازم است اعتماد به نفسِ تولید علم از بوم وطن را بازیابد؛ از علوم اجتماعی که از دل جامعه بلند میشود تا علم اقتصادی که از متن کشور برمیخیزد تا ...
دانشگاه در اصالت خود، یک انساندانشگاهی را میطلبد که تنها آگاه از مسائل علم خود در کتب مرجع و ژورنال معتبر نیست بلکه به مسائل علم خویش که درون وطنش جاریاست آگاهی دارد یا دستکم دغدغه آگاهی از آن را دارد.
دانشگاهی که علمش از متن جامعه جدا نشده باشد، نیازی به نسخه پساجنگی ندارد. چنین دانشگاهی در تمام زمانها به وظیفهاش آگاه است. پس کافیاست درتکاپوی بازگرداندن دانشگاه به اصالت آن باشیم!
نرگس بابایی، دانشجوی ارشد فیزیک دانشگاه تهران
انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است*