سفر السیسی به امارات؛ فرار از هزینههای سنگین تا مدیریت تناقض راهبردی مصر
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، عبدالفتاح السیسی (رئیسجمهور مصر) اخیرا سفری دو مقصدی به ابوظبی و مسقط انجام داد که در نوع خود از نظر راهبردی بسیار حائز اهمیت بود. این سفر در حالی صورت گرفت که آتشبس شکنندهای میان واشنگتن و تهران برقرار است و تنشها همچنان ادامه دارد. سفر السیسی و محکومیت صریح حملات ایران به امارات، پیامهای چندلایهای را هم برای مخاطبان داخلی و هم برای بازیگران منطقهای و بینالمللی به همراه داشت. این تحلیل به بررسی اهداف راهبردی پیرامون این سفر میپردازد.
بازتعریف نقش مصر به عنوان یک قدرت متوازنکننده منطقهای
یکی از مهمترین اهداف السیسی از این سفر، بازگرداندن مصر به جایگاه یک قدرت منطقهای متوازنکننده بود. سالها است که مصر تحت تأثیر بحرانهای داخلی و اقتصادی خود، نقش سنتی به عنوان «قطب عرب جهان» را تا حدی از دست داده است. با این سفر، السیسی تلاش کرد همزمان دو پیام را ارسال کند:
۱. پاسخی به انتقادات کشورهای عربی خلیج فارس: برخی از ناظران معتقدند که تصور عام در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بر این است که مصر در زمان نیاز در یاری رساندن به کشورهای عربی همسایه خود کوتاهی میکند. عمر سیف (تحلیلگر سیاسی سعودی) در این مورد به العربی الجدید گفت: «برخی از شهروندان خلیج فارس معتقدند مصر باید در برابر حملات ایران به کشورهای خلیج فارس موضع محکم تری اتخاذ کند». از این رو، این سفر در شرایطی انجام شد که کشورهای خلیج فارس، به ویژه امارات، از سکوت نسبی مصر در قبال حملات قبلی ایران انتقاد داشتند. السیسی با این سفر مستقیماً به این انتقادات پاسخ داد.
۲. حفظ کانال دیپلماسی: سفر به عمان به عنوان کشوری که روابط دوستانه و پایداری با ایران دارد، نشان داد که مصر به دنبال تشدید تنش نیست، بلکه خواهان یک راهحل دیپلماتیک است. این دوگانگی (حمایت نظامی از امارات در کنار گفتگوی دیپلماتیک در عمان) هوشمندانه طراحی شده بود تا مصر را به عنوان «بازیگری واسط» در منطقه معرفی کند.
۳. تشکیل ناتو عربی: مصر در سالیان اخیر، خواستار تشکیل یک نیروی نظامی مشترک برای حفاظت از کشورهای عربی در برابر تهدیدات است. پیشنهاد مصر برای تشکیل یک نیروی شبیه ناتو به سال ۲۰۱۵ باز میگردد، زمانی که عبدالفتاح السیسی آن را در جریان نشست اتحادیه عرب در شرم الشیخ مطرح کرد. السیسی همین پیشنهاد را مجددا در سپتامبر ۲۰۲۵ در نشست عربی = اسلامی دوحه که در پاسخ به حملات رژیم اسرائیل به قطر در همان ماه برگزار شد، مطرح کرد، اما به دلیل رقابتهای منطقهای این پیشنهاد با استقبال زیادی مواجه نشد.
جبران کمکهای مالی خلیج فارس و تضمین ادامه حمایتها
تحلیلهای اقتصادی ارائه شده به روشنی نشان میدهد که مصر طی یک دهه گذشته حدود ۱۲۰ میلیارد دلار کمک مالی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس دریافت کرده است. این کمکها نقش کلیدی در جلوگیری از فروپاشی اقتصادی مصر ایفا کردهاند. با این حال، گزارشها حاکی از آن است که امارات از عملکرد مصر در بحران جاری ناراضی است و حتی نشانههایی از کاهش حمایتهای مالی ابوظبی به قاهره وجود دارد.
الالسیسی با سفر به امارات و نمایش همبستگی نظامی مستقیم (رونمایی از جنگندههای رافائل مصری برای نخستین بار در خاک امارات) تلاش کرده است تا بدهی راهبردی خود را پرداخت کند (زیرا این اقدام یک «بازپرداخت نمادین» در برابر کمکهای مالی گذشته امارات بود) و از کاهش سرمایهگذاریهای امارات جلوگیری نماید (با توجه به اینکه امارات یکی از بزرگترین سرمایهگذاران خارجی مصر است و مدل کمکها از بلاعوض به سرمایهگذاری مستقیم خارجی تغییر کرده است). سفر الالسیسی در واقع یک «پیام تشکر و درخواست ادامه حمایت» در لفافه دیپلماسی نظامی بود. هم چنین، در شرایطی که رقابت شدیدی برای جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی در منطقه وجود دارد، مصر نیاز دارد که خود را متحدی «قابل اعتماد» نشان دهد.
در واقع، محکومیت ایران همزمان با سفر به عمان برای میانجیگری نشان میدهد که الالسیسی سیاست «حمایت از متحدان بدون ورود به جنگ» را در پیش گرفته است. اوتمایلی برای تبدیل مصر به بخشی از محور نظامی ضدایرانی ندارد، زیرا اقتصاد شکننده مصر توانایی تحمل جنگ دیگری را ندارد. در عوض، الالسیسی تلاش میکند تا مصر را به عنوان «ضامن ثبات» معرفی کند که هم از متحدانش دفاع میکند و هم از درگیری گستردهتر جلوگیری مینماید.
جلوگیری از فروپاشی اقتصادی و فرار از فشارهای داخلی
یکی از جالبترین جنبههای این سفر، مدیریت تناقض ذاتی در سیاست خارجی مصر است. از یک سو، ثبات سیاسی رژیم الالسیسی به شدت به حمایت کشورهای ایرانستیز خلیج فارس (به ویژه امارات و عربستان) وابسته است و از سوی دیگر، اقتصاد مصر به شدت به آرامش در منطقه وابسته است و هرگونه تشدید جنگ ایران و آمریکا میتواند پیامدهایی مثل افزایش قیمت انرژی، اختلال در ترافیک کانال سوئز (کاهش ۷۷ درصدی)، نابودی گردشگری (که در سال ۲۰۲۵ درآمدی ۲۴ میلیارد دلاری برای مصر داشت) را به ارمغان آورد و باعث خروج پول داغ از مصر شود (حدود ۱۰ میلیارد دلار در این جنگ از مصر خارج شده است). از این رو، اقتصاد مصر در شرایط بسیار دشواری قرار دارد؛ تورم بالای ۱۵ درصد، کاهش ارزش پوند (۵۵ پوند به ازای هر دلار) و بدهی ۸۳ درصدی تولید ناخالص داخلی نیز فشار عظیمی بر دولت وارد کرده است. هم چنین، گزارشها نشان میدهد کمپین گسترده اخراج کارگران مصری در امارات رخ داده است و صدور ویزا برای کسانی که مایل به سفر به امارات هستند و یا بستگان آنها مقیم آنجا بودند، متوقف شده است.
سیگنال به واشنگتن: از حفظ شراکت امنیتی تا تسهیل دیپلماسی
سفر السیسی همزمان با تشدید مذاکرات احتمالی آمریکا و ایران نشان از آن دارد که مصر هنوز متحدی ارزشمند برای آمریکا است، زیرا وی با حضور نظامی در کنار امارات به واشنگتن این پیام را فرستاد که مصر بخشی از «محور ثبات» تحت رهبری آمریکا باقی میماند. در عین حال، حضور او در عمان نشان داد که مصر میتواند به عنوان واسطهای مفید در هر توافق احتمالی آینده بین آمریکا و ایران عمل کند. این یک «پیشنهاد دوگانه» به ایالات متحده بود مبنی بر اینکه: «ما هم شریک امنیتی شما هستیم و هم میتوانیم دیپلماسی را تسهیل کنیم». با توجه به اینکه واشنگتن اخیراً کمکهای خود را به جای وامهای جدید به سمت سرمایهگذاری در بخش خصوصی و تأمین انرژی (مثل تأمین گاز طبیعی مایع) تغییر جهت داده، السیسی میخواهد مصر را برای آمریکا «مهرهای ضروری» نگه دارد.
جمع بندی
السیسی با نمایش «قدرت ملی» در خارج از مرزها و همبستگی با متحدان ثروتمند خلیج فارس تلاش میکند تا مقداری از فشارهای داخلی را به سمت خارج هدایت کرده و اعتماد به نفس ملی را افزایش دهد. همچنین، او به دنبال آن است تا نشان دهد که مصر صرفاً دریافتکننده کمک نیست، بلکه «بازوی نظامی» قابل اتکایی نیز هست. در واقع، السیسی در این سفر موفق شد یک «عمل متوازن پیچیده» را اجرا کند.
با این حال، این استراتژی ریسکهای بزرگی نیز به همراه دارد. مصر در نهایت نه به طور کامل به ائتلاف ضدایرانی خواهد پیوست و نه از آن فاصله خواهد گرفت. با تشدید بیشتر جنگ یا در صورت شکست مذاکرات، السیسی احتمالاً با فشار بیشتری از هر دو طرف (تهران و ابوظبی) مواجه خواهد شد. همچنین در داخل مصر، هرگونه درگیری طولانیمدت میتواند اقتصاد را به نقطه انفجار برساند، جایی که سالانه ۱.۳ میلیون نفر وارد بازار کار میشوند، اما تنها ۵۰۰ هزار شغل ایجاد میشود. در مجموع، سفر السیسی یک راهبرد «کاهش ریسک» و «مدیریت بحران» بود، نه یک راهبرد تهاجمی. او تلاش کرد از یک بحران منطقهای برای بازتعریف جایگاه مصر و تضمین بقای اقتصادی و سیاسی نظام خود استفاده کند. تا این لحظه، این سفر موفقیتی تاکتیکی برای قاهره به همراه داشته است، اما موفقیت نهایی آن به تحولات آینده جنگ ایران و آمریکا بستگی دارد.
امید هراتی اصل، دانشجوی دکتری روابط بین الملل
انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است*