استاد دانشگاه کالیفرنیا: ایران تنها نیروی مخالف پارادایم تسلیم در منطقه است
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، پروفسور خالد ابوالفضل، استاد مدرسه حقوق دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس (UCLA) در نشستی به میزبانی اندیشکده فراسیاست و اتحادیه الهیات ایران به واکاوی دلایل تقابل آمریکا و اسرائیل با ایران از منظر الگوی ضداستعماری و مفهوم «عصبیت» پرداخت.
ابوالفضل با طرح این پرسش که چرا ایران برای آمریکا و اسرائیل مشکلساز است و با اشاره به بهانه بودن مسئله هستهای گفت: مسئلهای که آنها را در مورد ایران آزار میدهد این است که ایران هنوز در الگوی ضداستعماری دهههای گذشته خود است که میخواهد استقلال و تعیین سرنوشت خود را داشته باشد و به طور ویژهتر، چیزی که آنها را پیرامون ایران آزار میدهد این است که کشوری که مطیع اسرائیل نیست و با آن مقابله میکند، دارای تاریخ و همچنین علم و صنعت است.
وی افزود: از سوی دیگر، چیزی که آنها بیشتر از همه از آن متنفرند این است که ایران نماینده عصبیت و امت است. این واقعیت که ایران میتواند با لبنان، یمن و عراق همکاری کند، این تجلی یک امت است. غرب سالها قدرت نرم و سخت زیادی را صرف ساختارشکنی مفهوم امت، عصبیت و وحدت مسلمانان کرده است. چرا آنها دانشگاهها را مورد هدف قرار دادند؟ زیرا برخلاف مصر، عربستان سعودی و سایر کشورهای منطقه، ایران در حال ساخت و تولید و پیشرفتهای فناوری و صنعتی است و این چیزی است که استعمار غربی نمیخواهد اتفاق بیفتد.
این استاد دانشگاه گفت: داستان قرن بیستم و بیست و یکم این است که استعمار میگوید شما مسلمانان نمیتوانید یک امت داشته باشید، اما یهودیان از همه ملتها میتوانند در امتی به نام اسرائیل متحد شوند. تمام نکته ایجاد اسرائیل برای مسلمانان این است که شما در تسلیم شدن در برابر ما تنها هستید و نمیتوانید با یکدیگر متحد شوید. ایران تنها نیروی خلاف این پارادایم است. اخیرا خبری درباب مراجع دینی ارتش اردن منتشر شده است که در پایگاههای آمریکا در آزمونهای الهیات شرکت میکنند. این سطحی از تسلیم و اطاعت است که ما آخرین بار در دوران استعمار شاهد آن بودیم. این پدیده در تمام کشورهای عربی خلیج فارس وجود دارد تا جایی که اگر آمریکاییها بگویند که ما نمیخواهیم شما این آیه را در مدرسه تدریس کنید، آنها اطاعت میکنند. تنها استثنا، ایران است.
وی بیان کرد: بنابراین طرز فکر آمریکا این است که اگر شما مطیع نباشید، من شما را بمباران خواهم کرد. اگر مسلمانان به این رفتار واکنش نشان ندهند، همانطور که سعودیها منفعل هستند و میگویند که ما مردم مدرن و پیشرفتهای هستیم و زندگی ما در سرمایهگذاری در بازار سهام و خرید نامهای تجاری و کنسرتها و استارباکس تعریف میشود، آنها به درجهای از اطاعت و تسلیم رسیدهاند که هیچ امیدی برای استقلال آنها وجود نخواهد داشت و ممکن است تا ابد تسلیم سایر قدرتها بمانند. به نحوه رفتار ترامپ با کشورهای عربی توجه کنید. او میگوید میلیاردها دلار به من بدهید زیرا شما باید هزینه جنگ من و اسرائیل را بپردازید و آنها جرات نمیکنند که مقاومت کنند و نه بگویند.
ابوالفضل در ادامه با اشاره به ترور دانشمندان و اساتید ایرانی توسط آمریکا و اسرائیل افزود: سران سیاسی آمریکا و اسرائیل دارای هوش یا درجه علمی بالایی نیستند، بلکه برانگیختگی و عصبیت بالایی دارند و این عصبیت متمرکز بر برترپنداری یهودیان و نژاد سفید است. آنها از هیچ چیز پیچیدهای سر در نمیآورند، جز اینکه دوست دارند ثروتمند بمانند و این ایده را دوست دارند که غرب باید جهان را کنترل کند. ویدیویی از ترامپ قبل از انتخاباتش وجود دارد که میگوید من نمیفهمم چرا ما فقط به نفت خودمان اکتفا میکنیم و چرا به اعراب و ونزوئلاییها حق بهرهبرداری از نفت دادهایم. در ذهن او همه چیز در این جهان متعلق به آمریکا است. این همان دیدگاه استعماری کلاسیک است.
وی افزود: این کاری است که آنها در ونزوئلا انجام میدهند، زیرا در فرض آنها هر چیز روی زمین متعلق به آمریکا است. من از سال ۱۹۸۲ در آمریکا زندگی میکنم و به عنوان استاد حقوق، چهل سال در نهادهای قدرت، از وزارت امور خارجه گرفته تا کاخ سفید و کنگره بودهام و این تجربهای است که به من دست داده است که آنها به طور شهودی میدانند که اگر اسرائیل یک شرکت فناوری برای قدرت خود پیدا کند، این خوب است؛ اما اگر همین اتفاق برای اعراب، ایران یا ترکیه بیفتد، واکنش آنها بسیار متفاوت خواهد بود. من بسیاری از اساتید مسلمان و غیرمسلمان را میشناسم که از اعلام نظر میترسند و بنابراین، علیه بمبارانهای آمریکا چیزی نمیگویند. این دست از مسلمانان، احتمالا مسلمانان و حتی انسانهایی تقریبا مرده هستند. آیا این اساتید با این حجم از ترس از اعلام نظر علیه بمباران کودکان توسط یک کشور غیر مسلمان، میخواهند بنده خدا باشند؟ اکنون دولت ترامپ، اساتیدی که با رسانههای ایران صحبت میکنند را مورد هدف قرار میدهد. اگر این حرفها را بزنید، مجازات خواهید شد، اما چگونه؟ انواع دعوتنامههای دانشگاهی لغو میشوند، هزینههای سخنرانی شما پرداخت نمیشود، حامیان مالی تحقیقات شما از بین میروند و اساسا، تمام هزینهها پول است و شخصا از زمان واکنش من به این وقایع، انواع بودجههای تحقیقاتی من قطع شده است. این واقعیت سیستم دانشگاه است، اما نکته اصلی و کلیدی این است که حقیقت بر پول ارجحیت دارد.