اينجا چراغي روشن است
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در بخش پيشين اين نوشتار در ارتباط با موضوع آسيب پذيري سينما از قرآن مشخصا به سه نكته اشاره كرديم؛ اول آن كه اين موضوع نيازمند تحقيق و پژوهش كساني است كه از اهليت درخور آن برخوردار باشند؛ چرا كه «لايمسه الا المطهرون.»
نكته ديگر آن كه آفرينش آثار هنري در اين دايره، از مظلوميت مضاعفي برخوردار است كه گاه از سوي داعيهداران دين به هنرمندان تحميل مي شود كه در اين زمينه فضاي پيچيده اي كه براي مجموعه مختارنامه پيش آمد را يادآور شديم و نكته ديگر اين بود كه هنر تصوير امروز چه به لحاظ سخت افزاري و چه در ساحت نرم افزاري هر لحظه شاهد اتفاقات و فرايندهاي نو و تكان دهنده است كه همين موضوع سبب شده است كه صنعت سينما در چرخه توليداتش مرتبا شاهد اتفاقاتي عظيم و تعامل برانگيز باشد كه به تبع خود، فرهنگ و زمينه هاي فرهنگي را به همراه مي آورد كه آشنا نبودن به زمينه ها و شرايط و كم و كيف آن مي تواند هنرمند را در گردنه هاي پرخطري به گرفتاري هاي پيچيده مبتلا گرداند كه اين شناخت و تسلط آگاهانه مي تواند او را از چنين موقعيت هاي برحذر دارد.
نهايتا اشاره اي داشتيم به هنر سفارشي، شعاري و بخشنامه اي كه از خلق كوچكترين اتفاقات ارجمند عاجز است و هيچ كاري جز پر كردن آرشيوها و هدر دادن هزينه ها ندارد و بايد بشدت از آن دوري كرد.
اما يكي از نكات بسيار مهم و تامل برانگيز و البته تلخ در موضوع قرآن و در اين جا، مقوله نسبت ميان قرآن و سينما و تاثيرپذيري سينما از قرآن بحث مظلوميت و معصوميت خود قرآن و غربتي است كه اين سند اصيل و شريف و متن قدوسي و وحياني در جامعه ما بدان دچار است.
قرآن همچنان كه در دستورات ديني و آيين ما بدان اشاره رفته و از آن نهي شده و در احاديث آخرالزمان نيز مورد توجه قرار گرفته، در جامعه ما به اشكال مختلف دچار مهجوريت و غربت گشته است.
با تاسف بايد بپذيريم كه قرآن در خانه و كاشانه ما مهجور است و حتي در مهد اسلام و مركزيت دين و آشيانه اهل بيت يعني حوزه علميه قم نيز از چنين وضعيتي برخوردار مي باشد؛ به نحوي كه درس تفسير قرآن كه بي ترديد جزو مهمترين مواد درسي و لازم ترين موقعيت هاي تحصيلي بايد به حساب آيد، از مظلوم ترين دروس و حاشيه اي ترين فضاهاي درسي است و تفسير قرآن به عنوان يك نرم افزار فكري و تبيين انديشيدگي و مفهومي و معارفي آن و نيز مفسرپروري در فضاي علمي حوزه شديدا به حسرت و اندوه و كم توجهي و انزوا گرفتار است، حال آن كه قرآن يگانه متن مقدس و تنها سند منزه و قدوسي آيين ما است.
حال با در نظر گرفتن تمامي اين موارد و با درك زمينه هاي ناشي از اين موقعيت ها بايد موضوع تلاقي هنر سينما و متن مقدس قرآن را با دقت و تمركز و توجه مورد سنجش و مطالعه قرار داد و علت ها و ابهام ها و فراز و فرودها و سوالات فضاهاي فكري و عقبه تاريخي، فرهنگي و اجتماعي ناشي از آن را تحليل و بررسي كرد و در اين جا است كه در كنار تمامي مطالعات، پژوهش ها و انديشه ورزي ها و نگره هاي محققانه بيش و پيش از هر چيزي نيازمند نفس حقي هستيم كه در اين وادي خطير و بسيار حساس ياريمان كند و دست دل و ديده مان را بگيرد.
كجاست آن نفس حق كه در اين راه سنگلاخ و پر فراز و نشيب و با آن گردنه هاي مهيب ياريگرمان باشد؟ باشد كه خود قرآن عزيز كه همچون نوري، روشن كننده تاريكي هاست، در اين عرصه به مدد اهالي فكر و اصحاب هنر بيايد.