پشت پرده شورای صلح ترامپ در غزه؛ از «خط زرد» اسرائیل تا طرح انتقال ساکنان
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ در حالی که نگاهها در هفتههای اخیر به تحولات منطقهای، رویارویی اسرائیل و آمریکا با ایران و تنشهای خلیج فارس دوخته شده بود، گزارشها و درز اطلاعاتی تازه نشان میدهد آنچه «شورای صلح ترامپ» نامیده میشود، همچنان پشت پرده در حال پیگیری پرونده غزه است؛ شورایی که به گفته منتقدان، نهتنها به توقف بحران انسانی در نوار غزه منجر نشده، بلکه مسیر تداوم کنترل اسرائیل بر این منطقه را هموار کرده است.
بر اساس اطلاعاتی که در رسانهها و محافل سیاسی منتشر شده، فعالیتهای این شورا از طریق مکاتبات میان دولت آمریکا و دولت اسرائیل و همچنین نشستهایی در قبرس دنبال میشود؛ نشستهایی که گفته میشود نیکولای ملادینوف و تونی بلر، دو عضو برجسته این سازوکار، در آن نقش محوری دارند. با این حال، آثار این تحرکات نه در وضعیت میدانی نوار غزه دیده میشود و نه در کاهش حملات، ناامنی و فشارهای انسانی بر ساکنان این منطقه.
گسترش کنترل اسرائیل بر غزه زیر عنوان «خط زرد»
یکی از مهمترین محورهای مطرحشده درباره عملکرد شورای صلح ترامپ، چشمپوشی از گسترش مناطق استقرار ارتش اسرائیل در نوار غزه است. بر اساس این روایت، ارتش اسرائیل در ابتدا حدود ۵۰ درصد از مساحت نوار غزه را تحت کنترل داشت، اما این میزان بهتدریج به ۶۰ درصد و سپس به بیش از ۷۰ درصد افزایش یافت.
این روند، نگرانی نهادهای بینالمللی را نیز برانگیخته است. سازمان ملل چند روز پیش هشدار داد که فلسطینیان در نوار غزه با کاهش مداوم مناطق امن روبهرو هستند؛ زیرا اسرائیل بر بیش از ۷۰ درصد مساحت این منطقه تسلط دارد و آنچه «خط زرد» نامیده میشود را تحمیل کرده است. همزمان، حدود ۱.۵ میلیون فلسطینی بیسرپناه در بخش باقیمانده نوار غزه زندگی میکنند؛ منطقهای که از نظر امنیتی و انسانی در شرایطی بسیار دشوار قرار دارد.
سند آمریکایی درباره بازسازی غزه و اختیار عمل اسرائیل
در بخش دیگری از این پرونده، به سندی آمریکایی اشاره شده که گفته میشود اخیراً برای تلآویو ارسال شده است. طبق گزارشهایی که به نقل از رسانههای اسرائیلی منتشر شده، این سند درباره بازسازی غزه است، اما در آن تصریح شده که اگر سلاح حماس برچیده نشود، ارتش اسرائیل میتواند آنچه را مناسب میداند، انجام دهد.
منتقدان این بند را بهانهای گسترده برای ادامه حضور و عملیات ارتش اسرائیل در غزه میدانند. به باور آنان، بحث خلع سلاح حماس طبق مرحله دوم طرح ترامپ مطرح شده، در حالی که مرحله نخست این طرح نیز هنوز بهطور کامل اجرا نشده است. از این منظر، واشنگتن با چشمپوشی از اجرای ناقص مرحله نخست، عملاً فضایی ایجاد کرده که اسرائیل بتواند با استناد به مرحله دوم، حضور نظامی خود را ادامه دهد.
تداوم کشتارهای روزانه پس از اعلام آتشبس
یکی دیگر از انتقادهای اصلی به سند آمریکایی و عملکرد شورای صلح ترامپ، بیتوجهی به کشتارهای روزانه غیرنظامیان فلسطینی است. بر اساس آمار مطرحشده در این تحلیل، از زمان اعلام آتشبس در اکتبر گذشته تا زمان اعلام شورای صلح در ژانویه، حدود ۱۰۳۰ فلسطینی بر اثر آتش اسرائیل کشته شدهاند.
منتقدان میگویند این وضعیت نشان میدهد که جنگ در غزه عملاً متوقف نشده، بلکه تنها شکل و سرعت آن تغییر کرده است. بهجای کشتار گسترده و پرحجم در یک روز، اکنون کشتار در بازههای زمانی طولانیتر ادامه دارد. از نگاه آنان، این همان تغییری است که شورای صلح با خود آورده؛ کاهش شدت ظاهری حملات، بدون پایان دادن به اصل بحران و خشونت.
در همین چارچوب، واشنگتن در سند یادشده به تلآویو اعلام کرده که با ازسرگیری جنگ گسترده علیه نوار غزه موافق نیست. اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد که مخالفت آمریکا با جنگ گسترده، به معنای جلوگیری از ترورهای روزانه، حملات پراکنده و کشتار افراد و خانوادهها در چادرها نیست. از این منظر، منتقدان معتقدند که جنگ همچنان ادامه دارد، اما با قالبی مدیریتشدهتر و زیر پوشش طرحهای سیاسی جدید.
حذف فلسطینیها از معادله سیاسی غزه
در حالی که تماسهای آمریکا و اسرائیل درباره آینده غزه بهطور منظم ادامه دارد، واشنگتن از گفتوگو با طرفهای فلسطینی خودداری میکند. این موضوع از نگاه منتقدان به معنای حذف سیاسی فلسطینیها از تصمیمگیری درباره سرنوشت خودشان است.
بر این اساس، فلسطینیها در نگاه این روند سیاسی، نه بهعنوان یک طرف ملی و سیاسی، بلکه صرفاً بهعنوان جمعیتی تحت مدیریت امنیتی و انسانی دیده میشوند. منتقدان این رویکرد را نوعی «حذف سیاسی» میدانند که در کنار بحران انسانی و نظامی، زمینه را برای تغییر واقعیتهای جمعیتی و جغرافیایی در غزه فراهم میکند.
از «مهاجرت داوطلبانه» تا «آزادی رفتوآمد»
طرحی که پیشتر با عنوان «مهاجرت داوطلبانه» مطرح شده بود، اکنون با نامی تازه یعنی «طرح آزادی رفتوآمد» دنبال میشود.
این تغییر نام، از نگاه منتقدان، تغییری در ماهیت طرح ایجاد نمیکند. آنان معتقدند هدف اصلی همچنان کاهش جمعیت فلسطینیان در نوار غزه و فراهم کردن زمینه خروج آنان از این منطقه است؛ چه از طریق فشار نظامی، چه از طریق بحران انسانی، و چه از مسیر محدود کردن دسترسی به غذا، دارو و آب آشامیدنی.
حذف آنروا از «غزه جدید»
یکی از جنجالیترین موارد مطرحشده درباره شورای صلح ترامپ، موضعگیری منتشرشده در شبکه اجتماعی ایکس است که در آن گفته شد: «در غزه جدید جایی برای آژانس امداد و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی وجود ندارد.»
این موضع به معنای حذف یا محدود کردن نقش آنروا در غزه ارزیابی شده است؛ نهادی که دهههاست در زمینه آموزش، بهداشت، امدادرسانی و حمایت از آوارگان فلسطینی نقش داشته است. توجیه مطرحشده برای کنار گذاشتن آنروا این است که مردم غزه نباید به کمکهای بینالمللی وابسته باشند.
اما منتقدان میپرسند در شرایطی که جنگ و تخریب گسترده، زندگی فلسطینیان را بهشدت آسیبپذیر کرده، مردم غزه باید به چه چیزی تکیه کنند؟ آنان معتقدند حذف آنروا در چنین شرایطی، نه اصلاح ساختار کمکرسانی، بلکه محروم کردن مردم آسیبدیده از یکی از مهمترین کانالهای حمایت بینالمللی است.
از نگاه نویسنده، در زمانی که پیامدهای جنگ ویرانگر، فلسطینیان را به همکاری گسترده نهادهای امدادی و بینالمللی نیازمند کرده، تلاش برای حذف آنروا تنها به تشدید بحران انسانی منجر میشود. به باور او، جلوگیری از حمایت امدادی در چنین وضعیتی، بخشی از روند فشار بر مردم غزه برای ترک سرزمین خود است.
درخواست آمریکا برای تأمین مالی شورای صلح
همزمان با تلاش برای محدود کردن حمایت نهادهای بینالمللی از مردم غزه، آمریکا از کشورهای عضو سازمان ملل خواسته است منابع مالی خود را به سمت شورای صلح هدایت کنند. جف بارتوس، نماینده آمریکا در سازمان ملل، سهشنبه گذشته خطاب به کشورهای عضو گفت که آنان اکنون میان دو گزینه قرار دارند: «تأمین مالی تحریک، تروریسم و رکود» یا «تأمین مالی شورای صلح».
این اظهارات به معنای فشار سیاسی بر کشورها برای حمایت مالی از شورای صلح ترامپ تعبیر شده است. با این حال، گزارشها نشان میدهد بسیاری از کشورها تاکنون از تأمین مالی این شورا خودداری کردهاند؛ زیرا درباره اهداف واقعی آن تردید دارند.
منتقدان میگویند این شورا تاکنون اقدام جدی و مؤثری برای توقف بحران در غزه انجام نداده و بیشتر به ابزاری برای مدیریت صحنه به سود اسرائیل تبدیل شده است. از نگاه آنان، عملکرد شورای صلح بیش از آنکه به بازسازی غزه یا حمایت از غیرنظامیان کمک کند، به تداوم کنترل اسرائیل و خشکاندن منابع زندگی مردم آسیبدیده انجامیده است.
نشست محرمانه قبرس؛ کمیته تکنوکراتها و آموزش پلیس فلسطینی
درز اطلاعاتی درباره نشست محرمانه تونی بلر و نیکولای ملادینوف در قبرس، ابعاد دیگری از برنامههای مرتبط با غزه را نشان میدهد. گفته میشود در این نشست، موضوع کمیته تکنوکراتها و آموزش نیروهای پلیس فلسطینی در مصر بررسی شده است.
با این حال، کمیته تکنوکراتها هنوز اجازه ورود به نوار غزه را ندارد؛ موضوعی که به گفته منتقدان، به دستور اسرائیل و با سکوت آمریکا ادامه یافته است. از سوی دیگر، بحث آموزش پلیس فلسطینی بیش از دو سال است که مطرح میشود، اما هنوز به نتیجه عملی مشخصی نرسیده است.
این پرسش مطرح میشود که اگر هدف، ایجاد سازوکاری برای اداره غزه پس از جنگ است، چرا کمیتههای پیشنهادی همچنان بیرون از غزه ماندهاند و چرا آموزش نیروهای فلسطینی تا این حد طولانی شده است؟ منتقدان میگویند این تأخیرها نشان میدهد که سازوکارهای جایگزین بیشتر در سطح طرح و مذاکرات پشت پرده باقی ماندهاند، در حالی که کنترل میدانی همچنان در دست ارتش اسرائیل است.
نیروی بینالمللی بدون سلاح و باقی ماندن اسرائیل بهعنوان تنها قدرت مسلح
یکی دیگر از محورهای مطرحشده در نشست قبرس، تشکیل آنچه «نیروی بینالمللی ثبات» نامیده میشود، بوده است. طبق اطلاعات منتشرشده، این نیرو قرار نیست مسلح باشد و حتی گفته شده ممکن است تنها به ابزارهایی شبیه چوبدستی مجهز شود؛ چیزی شبیه گروههای پیشاهنگی.
در کنار این نیرو، از تشکیل یک گارد مدنی فلسطینی غیرمسلح نیز سخن گفته شده است. نتیجه چنین طرحی، از نگاه منتقدان، آن است که ارتش اسرائیل تنها نیروی مسلح واقعی در نوار غزه باقی میماند.
ارتشی که چهار شهر در نوار غزه را ویران کرده و حدود ۷۴ هزار نفر از مردم این منطقه را کشته، در این طرح همچنان جایگاه نیروی اصلی و مسلح را حفظ میکند. او معتقد است تداوم حضور این نیرو، آن هم با حمایت مالی و سیاسی آمریکا، آلمان و بریتانیا، به معنای حفظ همان ساختاری است که بحران کنونی را به وجود آورده است.
طرح انتقال ساکنان به تلالسلطان
در نشست قبرس همچنین مسئله انتقال ساکنان غزه به مناطق موسوم به امن بررسی شده است؛ از جمله منطقه تلالسلطان که در نزدیکی مرز مصر قرار دارد. این موضوع نیز با انتقادهای جدی روبهرو شده است.
منتقدان میپرسند آیا مردم غزه کالا یا وسایلی هستند که بتوان آنان را بارها و بارها از نقطهای به نقطه دیگر منتقل کرد؟ آنان میگویند بسیاری از غیرنظامیان فلسطینی تاکنون چندین بار از محل زندگی یا پناهگاه خود آواره شدهاند و انتقال دوباره آنان، آن هم در شرایط بحرانی، به معنای تشدید رنج و بیثباتی است.
مسئله اصلی نباید جابهجایی مکرر غیرنظامیان باشد، بلکه باید خروج ارتش اسرائیل از نوار غزه مطرح شود. با این حال، در طرحهای مورد بحث، بهجای عقبنشینی ارتش اسرائیل، درباره مدیریت زنجیرههای تأمین، کنترل زندگی روزمره مردم و انتقال جمعیت سخن گفته میشود.
هدف نهایی؛ کنترل غزه و کاهش جمعیت فلسطینیان
بر اساس این تحلیل، پروژه شورای صلح ترامپ بر کنترل نوار غزه و کاهش شمار ساکنان آن استوار است. این کاهش جمعیت میتواند از طریق کشتارهای روزانه، کمبود غذا و دارو، محدودیت آب آشامیدنی یا وادار کردن مردم به خروج از غزه دنبال شود.
دولت نتانیاهو همچنان طرحهای خود برای بیرون راندن فلسطینیان از غزه را ادامه میدهد و تنها نام این طرحها را تغییر داده است؛ از «مهاجرت داوطلبانه» به «آزادی رفتوآمد». این تغییر واژگان تلاشی برای پنهان کردن ماهیت واقعی طرح است.
در همین چارچوب، شعار خلع سلاح حماس نیز از نگاه نویسنده، پوششی برای هدفی گستردهتر است. او میگوید شواهد نشان میدهد آنچه در عمل دنبال میشود، تنها خلع سلاح یک گروه نیست، بلکه جدا کردن مردم از زمین و محل زندگیشان است.
اختلافات آمریکا و اسرائیل؛ تاکتیک یا راهبرد؟
اختلافات اعلامشده میان آمریکا و اسرائیل درباره غزه، بیش از آنکه اختلافی بنیادین باشد، به تاکتیکها و ترتیب اولویتها مربوط است. به بیان دیگر، دو طرف ممکن است درباره زمانبندی، روش اجرا یا شکل مدیریت غزه اختلاف نظر داشته باشند، اما در اصل پروژه کنترل این منطقه و بازطراحی آینده آن همسو هستند.
شورای صلح ترامپ بهجای آنکه سازوکاری برای پایان دادن به جنگ، بازسازی واقعی غزه و احیای حقوق فلسطینیان باشد، به ابزاری برای تکمیل آنچه او «جنایت قرن» مینامد تبدیل شده است؛ پروژهای که در آن، غزه میان قدرتهای خارجی تقسیم میشود و فلسطینیان از تصمیمگیری درباره آینده سرزمین خود کنار گذاشته میشوند.