بررسی ظرفیت مرزهای زمینی و دریایی کشور/ محاصره اقتصادی تا کجا امکان‌پذیر است؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۲۷۸۰۴
گزارش|

بررسی ظرفیت مرزهای زمینی و دریایی کشور/ محاصره اقتصادی تا کجا امکان‌پذیر است؟

در حالی که همزمان رییس جمهور بدعهد آمریکا بندهای مختلف تفاهم‌نامه اسلام آباد را نقض می‌کند، بار دیگر بحث «محاصره اقتصادی ایران» در محافل سیاسی و رسانه‌ای مطرح شده است، بررسی جغرافیای ایران، شبکه تجارت خارجی و ساختار اقتصاد کشور نشان می‌دهد اجرای یک محاصره کامل علیه ایران با موانع قابل توجهی روبه‌رو است.
البل

 

به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ در ادبیات نظامی، محاصره زمانی موفق تلقی می‌شود که تمام مسیرهای ورود و خروج کالا، انرژی، سرمایه و تدارکات یک کشور مسدود شود. اما درباره ایران، تحقق چنین سناریویی با پیچیدگی‌های فراوانی همراه است؛ زیرا موقعیت ژئوپلیتیکی کشور، آن را به یکی از مهم‌ترین چهارراه‌های ارتباطی غرب آسیا تبدیل کرده است. 

 

ایران با بیش از پنج هزار و ۸۰۰ کیلومتر مرز زمینی با عراق، ترکیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان، افغانستان و پاکستان و همچنین دسترسی همزمان به خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر، از معدود کشورهایی است که هم مسیرهای گسترده زمینی و هم مسیرهای متنوع دریایی را در اختیار دارد. همین تنوع جغرافیایی، امکان وابستگی تجارت کشور به یک مسیر یا یک بندر را کاهش داده است. 

 

 

مرزهای زمینی؛ مسیرهای جایگزین تجارت 

 

در سال‌های اخیر بخش مهمی از صادرات غیرنفتی ایران از طریق مرزهای زمینی انجام شده است. عراق، ترکیه، افغانستان و پاکستان از مهم‌ترین بازارهای کالاهای ایرانی به شمار می‌روند. 

 

محصولات پتروشیمی، سیمان، فولاد، مصالح ساختمانی، مواد غذایی، محصولات کشاورزی، لوازم خانگی، فرآورده‌های نفتی، دارو و خدمات فنی و مهندسی مهم‌ترین اقلام صادراتی ایران به کشورهای همسایه هستند. 

 

در مقابل، بخشی از ماشین‌آلات صنعتی، مواد اولیه کارخانه‌ها، غلات، تجهیزات صنعتی، قطعات تولیدی و کالاهای واسطه‌ای نیز از همین مرزها وارد کشور می‌شود. 

 

همین موضوع باعث شده حتی در صورت ایجاد محدودیت در برخی مسیرهای دریایی، تجارت ایران بتواند از مسیرهای زمینی ادامه پیدا کند. 

 

بنادر جنوبی؛ قلب تجارت خارجی ایران محسوب می‌شوند 

 

در حوزه دریایی نیز بنادر جنوبی ایران همچنان اصلی‌ترین شریان تجارت کشور محسوب می‌شوند. 

 

بندر شهید رجایی، بندر امام خمینی، بوشهر، چابهار و سایر بنادر جنوبی سالانه میزبان بخش قابل توجهی از صادرات و واردات ایران هستند. 

 

صادرات نفت خام، میعانات گازی، محصولات پتروشیمی، متانول، اوره، پلیمرها، فولاد، قیر و مواد معدنی عمدتاً از این مسیر انجام می‌شود. 

 

در مقابل، کالاهای اساسی، گندم، ذرت، دانه‌های روغنی، نهاده‌های دامی، ماشین‌آلات، تجهیزات صنعتی، خودرو، قطعات و کالاهای مصرفی نیز از طریق همین بنادر وارد کشور می‌شوند. 

 

دریای خزر مسیر مکمل تجارت 

 

در سال‌های اخیر اهمیت بنادر شمالی ایران نیز افزایش یافته است. توسعه تجارت با روسیه، قزاقستان و سایر کشورهای حاشیه خزر، موجب شده دریای خزر به یکی از مسیرهای مکمل تجارت خارجی تبدیل شود. 

 

غلات، چوب، فلزات، ماشین‌آلات و برخی کالاهای صنعتی مهم‌ترین کالاهای مبادله‌شده از این مسیر هستند. 

 

همچنین توسعه کریدور بین‌المللی شمال ـ جنوب می‌تواند سهم این مسیر را در تجارت خارجی ایران بیش از گذشته افزایش دهد. 

 

تجارت خارجی ایران به یک کشور وابسته نیست 

 

بررسی ترکیب شرکای تجاری ایران نشان می‌دهد اقتصاد کشور برخلاف بسیاری از اقتصادهای کوچک، به یک مقصد یا یک مبدا خاص وابسته نیست. 

 

چین، عراق، امارات، ترکیه، هند، روسیه، افغانستان، عمان و پاکستان از مهم‌ترین شرکای تجاری ایران هستند. 

 

در بخش صادرات، محصولات پتروشیمی، فرآورده‌های نفتی، گاز مایع، فولاد، مواد معدنی، قیر، متانول، اوره و محصولات کشاورزی سهم عمده‌ای دارند. 

 

در بخش واردات نیز ماشین‌آلات، مواد اولیه صنایع، تجهیزات صنعتی، کالاهای واسطه‌ای، غلات، نهاده‌های دامی و برخی کالاهای سرمایه‌ای بیشترین سهم را تشکیل می‌دهند. 

همین تنوع شرکای تجاری، احتمال توقف کامل تجارت خارجی را کاهش می‌دهد. 

 

تاب‌آوری اقتصاد ایران در شرایط جنگ

 

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اقتصاد ایران، تجربه چند دهه فعالیت در شرایط تحریم است. 

اگرچه تحریم‌ها هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد کشور تحمیل کرده‌اند، اما در عین حال موجب شده بسیاری از فعالان اقتصادی مسیرهای جایگزین تجارت، تأمین کالا و همکاری با بازارهای منطقه را توسعه دهند.

 

از سوی دیگر، ایران در تولید بسیاری از کالاهای راهبردی مانند برق، گاز، فرآورده‌های نفتی، سیمان، فولاد، محصولات پتروشیمی، دارو و بخش قابل توجهی از محصولات کشاورزی به سطح بالایی از خودکفایی یا تولید داخلی رسیده است. 

 

این ظرفیت باعث می‌شود در صورت بروز بحران، تأمین بخش مهمی از نیازهای کشور از داخل امکان‌پذیر باشد. 

 

بازار داخلی نزدیک به ۹۰ میلیون نفری نیز یکی دیگر از مزیت‌های اقتصاد ایران است؛ زیرا برخلاف اقتصادهای کوچک و وابسته به صادرات، بخش مهمی از تولید کشور در داخل مصرف می‌شود.

 

اقتصاد ایران هم آسیب‌ناپذیر نیست 

 

در عین حال، هیچ اقتصادی در برابر جنگ مصون نیست. 

 

تشدید درگیری‌های نظامی می‌تواند هزینه حمل‌ونقل دریایی، بیمه کشتی‌ها، نقل‌وانتقال مالی، نرخ ارز، تورم و سرمایه‌گذاری را افزایش دهد. 

 

همچنین آسیب احتمالی به بنادر، پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، شبکه برق، خطوط ریلی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل می‌تواند روند تجارت خارجی را با اختلال مواجه کند. 

 

از سوی دیگر، وابستگی برخی صنایع به تجهیزات پیشرفته، قطعات خاص، فناوری‌های نوین و بخشی از نهاده‌های تولید، همچنان یکی از نقاط آسیب‌پذیر اقتصاد ایران محسوب می‌شود. 

 

جغرافیا؛ بزرگ‌ترین مزیت راهبردی ایران 

 

کارشناسان معتقدند مهم‌ترین مزیت ایران در شرایط بحرانی، موقعیت جغرافیایی کشور است. 

 

قرار گرفتن در چهارراه ارتباطی شرق و غرب و شمال و جنوب، دسترسی همزمان به آب‌های آزاد و دریای خزر، همسایگی با هفت کشور، منابع عظیم انرژی، بازار بزرگ داخلی و تجربه طولانی مدیریت اقتصاد در شرایط تحریم، مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها را ایجاد کرده که احتمال تحقق یک محاصره کامل اقتصادی را کاهش می‌دهد. 

 

با این حال، تبدیل این ظرفیت جغرافیایی به تاب‌آوری واقعی، نیازمند مدیریت کارآمد بازار ارز، حفظ ذخایر کالاهای اساسی، تقویت زیرساخت‌های حمل‌ونقل، توسعه تجارت منطقه‌ای و کاهش وابستگی به واردات کالاهای راهبردی است. 

 

بر این اساس، اگرچه هرگونه جنگ یا تشدید تنش می‌تواند هزینه‌های قابل توجهی بر اقتصاد ایران تحمیل کند، اما ویژگی‌های جغرافیایی، تنوع مسیرهای تجاری و ظرفیت‌های تولید داخلی باعث شده تحقق سناریوی «محاصره کامل ایران» بسیار دشوارتر از آن چیزی باشد که در برخی تحلیل‌های سیاسی مطرح می‌شود.

پربازدیدترین آخرین اخبار