آجرلو: حمایت از لبنان و جبهه مقاومت در عرصه دیپلماسی مبتنی بر واقعیتهای سیاست خارجی است + فیلم
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، آجرلو، کارشناس مسائل سیاسی، در جریان برگزاری هماندیشی تخصصی با موضوع «نقش ایران در آینده منطقه»، به بررسی دیدگاههای مختلف درباره پایان جنگ و تعاملات منطقهای پرداخت.
وی در این راستا، دو رویکرد متضاد را در تحلیل وضعیت کنونی شناسایی کرد.
وی نگاه اول را «عادیسازی روابط با آمریکا» دانست که در این دیدگاه، پذیرش نظم امنیتی و هژمونی ایالات متحده محوریت دارد و اشاره کرد که برخی در فضای داخلی کشور، طرفدار این رویکرد هستند.
این کارشناس سیاسی با اشاره به برخی دیدگاههای دیپلماتیک در جلسات مربوط به ریاستجمهوری، تصریح کرد که برخی پیشنهاد دادهاند مسیر مذاکرات با آمریکا باید از حمایت از لبنان جدا شود تا روند گفتوگوها متوقف نگردد.
با این حال، وی تأکید کرد که حمایت از لبنان و جبهه مقاومت، جدای از اینکه بر اساس آموزههای انقلاب اسلامی است، یک امر واقع و مبتنی بر واقعیتهای موجود در سیاست خارجی است و نمیتوان آن را از معادلات دیپلماتیک ایران جدا کرد.
خسته شدن آمریکا از ادامه جنگ با ایران، نگاهی ساده انگارانه است
آجرلو، کارشناس مسائل سیاسی به تحلیل راهکارهای مختلف برای پایان دادن به جنگ و تقابل با آمریکا پرداخت.
وی در این راستا، دیدگاه گروهی را مورد بررسی قرار داد که معتقدند ایران باید به گونهای وارد نبرد شود که آمریکا از ادامه جنگ خسته شده و منصرف گردد؛ رویکردی که از نظر این گروه، از طریق «حملات پیشدستانه» حاصل میشود.
وی با نقد این دیدگاه، پرسشی کلیدی را مطرح کرد: «باید چگونه و چه ضربهای به طرف مقابل بزنیم تا از ادامه جنگ منصرف شود؟» وی تصریح کرد که برای این پرسش بنیادین، پاسخی عملی و مشخصی ارائه نشده است.
این کارشناس سیاسی تأکید کرد که اتکا به فرضیه «خسته شدن آمریکا» از ادامه جنگ با ایران، نگاهی سادهانگارانه است و این تحلیل با واقعیتهای موجود در میدان و ماهیت سیاستهای ایالات متحده فاصله دارد.
تفاهمنامه اسلام آباد فعالیتهای میدان را متوقف نکرد
آجرلو به بررسی رویکردهای مختلف در مواجهه با ایالات متحده پرداخت. وی در این راستا، «پیشبرد همزمان جنگ و مذاکره» را به عنوان چهارمین دیدگاه تحلیل کرد و صراحتاً از این استراتژی دفاع نمود.
وی با اشاره به نتایج این رویکرد، تصریح کرد که ایران توانست در میدان نبرد به پیروزی دست یابد و حاصل این موفقیت، دستیابی به یک یادداشت تفاهم (تفاهمنامه اسلامآباد) بود. به گفته وی، این توافق به گونهای تنظیم شد که هیچ تحلیلگری در آمریکا (به جز کسانی که نفع مالی از ترامپ داشتند)، آن را به نفع ایالات متحده توصیف نکرد.
این کارشناس سیاسی تأکید کرد که تفاهمنامه اسلامآباد هرگز به معنای توقف فعالیتهای میدانی ایران نبوده است، بلکه این توافق در کنار تداوم اقدامات در میدان، ابزاری برای تثبیت دستاوردهای استراتژیک کشور در برابر آمریکا بود.
مذاکرات درباره مدیریت تنگه هرمز ادامه دارد
آجرلو، کارشناس مسائل سیاسی، در جریان برگزاری هماندیشی تخصصی با موضوع «نقش ایران در آینده منطقه»، به بررسی وضعیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز پرداخت. وی تأکید کرد که ایران از طریق نبرد و دیپلماسی توانست حاکمیت خود را بر این منطقه اعمال کند و این دستاوردهای میدانی در قالب توافقات روی کاغذ آورده شد. وی افزود که این توافقات پایان کار نبود و ایران به محض مشاهده هرگونه نقض عهد، مجدداً به میدان نبرد بازگشته است.
این تحلیلگر سیاسی تصریح کرد که در حال حاضر مذاکرات مربوط به «مدیریت تنگه هرمز» همچنان در جریان است. وی فاش کرد که در صورت رسیدن به نتیجه در این مذاکرات، هدف ایران این است که مسیر جنوبی (که سالها مورد استفاده بود) بسته شود و در مقابل، یک مسیر موقت به عنوان «مسیر جدید و میانی» جایگزین آن گردد.
وی در پایان خاطرنشان کرد که این تغییر مسیر، نتیجه مستقیم تلفیق نبرد و دیپلماسی است و به معنای آن است که ایران توانسته است مدیریت عملیاتی و استراتژیک این آبراهه حیاتی را به نفع خود تثبیت کند.