دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ اگر جوسازی است، چرا بازار باور نمی‌کند؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۶۰۸۲

دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ اگر جوسازی است، چرا بازار باور نمی‌کند؟

دلار از مرز تاریخی ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده و حالا سوال اصلی دیگر فقط قیمت فردای ارز نیست؛ بلکه این است که بانک مرکزی و عبدالناصر همتی دقیقا چه توضیحی برای این جهش دارند و چرا سیاست‌های ارزی نتوانسته اعتماد بازار را حفظ کند؟
۱
آرین فضلی

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری دانشجو، بازار ارز سرانجام از مرزی عبور کرده که تا همین چند وقت قبل برای بسیاری از فعالان اقتصادی بیشتر شبیه یک سناریوی هشدارآمیز بود تا یک قیمت قابل معامله. دلار از ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده و رکورد تاریخی تازه‌ای را ثبت کرده است؛ اتفاقی که اهمیت آن فقط در یک عدد خلاصه نمی‌شود و بار دیگر مسئله ارزش ریال و انتظارات تورمی را به مرکز توجه آورده است.

 

اهمیت ماجرا فقط در عدد ۲۰۰ هزار تومان نیست. مسئله مهم‌تر این است که این جهش در شرایطی رخ داده که بانک مرکزی طی ماه‌های گذشته بارها از تأمین ارز، سیاست‌گذاری پولی و مدیریت بازار سخن گفته است. عبدالناصر همتی نیز در واکنش به افزایش قیمت دلار تاکید کرده که بانک مرکزی در حال تامین ارز است و از مردم خواسته به جوسازی‌های بازار توجه نکنند. در روایت دیگری از اظهارات او نیز افزایش قیمت ارز به فضای روانی و تبلیغاتی نسبت داده شده است.

 

اما همین‌جا یک سوال جدی شکل می‌گیرد: اگر عامل اصلی این جهش صرفا جوسازی است، چرا این جوسازی توانسته قیمت دلار را تا چنین سطحی بالا ببرد؟

 

دلار ۲۰۰ هزار تومان فقط یک عدد نیست

 

رسیدن دلار به ۲۰۰ هزار تومان را نمی‌توان صرفاً یک رکورد دیگر در جدول قیمت ارز دانست. بازار ارز در اقتصاد ایران به دلیل اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم بر قیمت کالاها، مواد اولیه، واردات، خودرو، مسکن، طلا، خدمات و حتی انتظارات تورمی، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش اعتماد اقتصادی است.

 

برای درک سرعت حرکت بازار، کافی است به روند مردادماه نگاه کنیم. دلار آزاد در ۲۴ مرداد در محدوده ۱۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان معامله می‌شد؛ یعنی بازار طی فاصله‌ای کوتاه به مرز ۲۰۰ هزار تومان نزدیک شد.

 

این حرکت در ادامه روندی شکل گرفت که پیش‌تر نیز نشانه‌های آن دیده شده بود. بررسی روند بازار در تیرماه نشان می‌دهد دلار آزاد از محدوده ۱۶۰ هزار تومان در ابتدای ماه به حدود ۱۹۱ هزار و ۶۷۰ تومان در پایان تیر رسید و بازدهی ماهانه آن به حدود ۱۹.۶۷ درصد رسید؛ رشدی که هم‌زمان با افزایش تقاضا و تغییر انتظارات تورمی گزارش شد.

 

بنابراین سوال فقط این نیست که چرا دلار امروز ۲۰۰ هزار تومان شده؛ سوال مهم‌تر این است که چه مجموعه‌ای از عوامل باعث شد بازار در چند مرحله از کانال‌های ۱۷۰، ۱۸۰ و ۱۹۰ هزار تومان عبور کند.

 

پاسخ همتی؛ تامین ارز داریم، اما جهش قیمت چرا متوقف نشد؟

 

عبدالناصر همتی در واکنش به افزایش نرخ دلار گفته است که بانک مرکزی در حال تأمین ارز است و از مردم خواسته به جوسازی‌ها توجه نکنند. او همچنین در توضیح دیگری افزایش قیمت ارز را متاثر از فضای روانی و تبلیغاتی دانسته است.

 

این موضع از منظر سیاست‌گذاری قابل فهم است. بانک مرکزی نمی‌تواند هر حرکت قیمتی در بازار آزاد را به‌عنوان تغییر بنیادی در اقتصاد بپذیرد و با هر نوسان، سیاست خود را تغییر دهد. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که بازار برای مدت طولانی خلاف روایت سیاست‌گذار حرکت می‌کند.

 

اگر تامین ارز به اندازه کافی انجام می‌شود، چرا اثر آن در قیمت بازار آزاد دیده نمی‌شود؟

 

اگر سیاست پولی در حال اعمال است، چرا ارزش ریال همچنان تحت فشار قرار دارد؟

 

و اگر بخش مهمی از رشد قیمت ناشی از فضای روانی و تبلیغاتی است، چرا ابزارهای بانک مرکزی برای خنثی کردن این فضای روانی نتیجه کافی نداده است؟

 

این پرسش‌ها اتهام نیست؛ دقیقا همان مطالبه‌ای است که باید از سیاست‌گذار پولی مطرح شود. وقتی بانک مرکزی مسئول سیاست پولی و مدیریت بازار ارز است، عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان باید با توضیحی فراتر از جوسازی همراه باشد؛ زیرا بازار به توصیه و وعده توجه نمی‌کند و در نهایت به عدد واکنش نشان می‌دهد.

 

اگر مشکل روانی است، ریشه این ترس کجاست؟

 

یکی از مهم‌ترین روایت‌های مطرح‌شده درباره افزایش نرخ دلار، نقش انتظارات و فضای روانی است. این عامل در اقتصاد ایران واقعاً اهمیت دارد. در شرایط نااطمینانی سیاسی، تحریمی و اقتصادی، فعالان اقتصادی ممکن است برای حفظ ارزش دارایی خود به سمت دلار، طلا و سایر دارایی‌های پوشش‌دهنده ریسک حرکت کنند.

 

اما انتظارات معمولا از هیچ به وجود نمی‌آیند. فعال اقتصادی وقتی نسبت به آینده نگران می‌شود، مجموعه‌ای از علامت‌ها را کنار هم می‌گذارد. وضعیت درآمدهای ارزی، تحریم‌ها، تجارت خارجی، کسری بودجه، تورم، نقدینگی، نرخ سود، سیاست‌های ارزی، اخبار سیاسی و حتی اظهارنظر مقامات، همگی در شکل‌گیری این انتظار نقش دارند.

 

بنابراین اگر بانک مرکزی رشد دلار را عمدتا روانی می‌داند، یک مطالبه روشن وجود دارد: بانک مرکزی باید توضیح دهد دقیقا کدام بخش از این افزایش روانی است و کدام بخش به عوامل بنیادی اقتصاد مربوط می‌شود.

 

این تفکیک اهمیت زیادی دارد. اگر مشکل کمبود واقعی ارز باشد، سیاست مورد نیاز با زمانی که مسئله اصلی انتظارات است تفاوت دارد. اگر مشکل بازگشت ارز صادراتی باشد، باید درباره میزان ارز بازنگشته و ابزارهای بازگرداندن آن توضیح داده شود. اگر کسری بودجه و رشد نقدینگی عامل اصلی باشند، باید درباره سیاست پولی و مالی صحبت شود. و اگر عامل اصلی نااطمینانی سیاسی باشد، نمی‌توان تمام مسئولیت را به گردن معامله‌گران بازار آزاد انداخت.

 

شکاف نرخ رسمی و آزاد؛ زخمی که دوباره باز شده است

 

یکی از نقاطی که در ماجرای دلار ۲۰۰ هزار تومانی باید جدی گرفته شود، شکاف میان نرخ‌های مختلف ارز است.

 

برای نمونه، نرخ دلار توافقی در ۱۲ مرداد حدود ۱۵۳ هزار و ۶۱۶ تومان اعلام شده بود، در حالی که دلار آزاد در همان مقطع در حوالی کانال ۱۹۰ هزار تومان قرار داشت.

 

این فاصله به این معنا نیست که نرخ رسمی الزاما غیرواقعی و نرخ آزاد الزاما واقعی است؛ هرکدام در سازوکار متفاوتی شکل می‌گیرند. اما بزرگ‌شدن فاصله میان آنها یک علامت مهم برای سیاست‌گذار است: بخشی از فعالان اقتصادی همچنان قیمت بازار آزاد را در تصمیم‌گیری درباره ارزش آینده ریال جدی می‌گیرند.

 

این مسئله باید برای بانک مرکزی جدی باشد. زیرا نرخ ارز فقط در صرافی و بازار نقدی تعیین نمی‌شود. وقتی یک واردکننده، تولیدکننده، صادرکننده یا سرمایه‌گذار درباره آینده تصمیم می‌گیرد، بیش از آنکه به نرخ امروز نگاه کند، به نرخ مورد انتظار فردا نگاه می‌کند.

 

هشدار کارشناسان از کجا آمده بود؟

 

نگرانی درباره رشد شدید نرخ ارز موضوع تازه‌ای نیست. حسین صمصامی، نماینده مجلس، در تیرماه درباره سیاست یکسان‌سازی نرخ ارز هشدار داده بود و گفته بود اگر نرخ رسمی به ۱۷۰ هزار تومان برسد، ممکن است صادرکننده غیررسمی یا قاچاقچی برای تامین ارز نرخ بالاتری پیشنهاد دهد و حتی رقم ۲۰۰ هزار تومان را مطرح کند.

 

صرف‌نظر از اینکه با تمام تحلیل صمصامی موافق باشیم یا نه، اهمیت این اظهارنظر در آن است که بخشی از نگرانی‌های بازار درباره شکاف نرخ‌ها و سازوکار عرضه ارز، پیش از رسیدن دلار به کانال ۲۰۰ هزار تومان مطرح شده بود.

 

از سوی دیگر، حسین راغفر نیز پیش‌تر افزایش قیمت ارز را یکی از محرک‌های اصلی تورم دانسته و تأکید کرده بود که مسئله بازار ارز را نمی‌توان صرفا به رفتار بانک مرکزی یا نوسان‌گیری معامله‌گران تقلیل داد.

 

در مقابل، باید توجه داشت که همه تحلیل‌ها الزاما جهش ارز را تنها به عوامل بنیادی نسبت نمی‌دهند. برخی تحلیل‌های بازار در هفته‌های گذشته نیز بر نقش هم‌زمان انتظارات تورمی، تقاضای احتیاطی و اخبار سیاسی تاکید کرده‌اند؛ یعنی بخشی از فشار موجود می‌تواند ناشی از انتظاراتی باشد که با یک خبر مثبت یا افزایش عرضه، در کوتاه‌مدت تغییر کند.

 

این نگاه مکمل مهم است؛ زیرا نمی‌توان هر افزایش قیمت را به‌تنهایی نشانه شکست سیاست پولی دانست. اما در عین حال، وقتی یک روند صعودی در چند ماه و چند کانال قیمتی تکرار می‌شود، نسبت دادن کل حرکت به هیجان نیز نیازمند شواهد بیشتری است.

 

دلار ۲۰۰ هزار تومانی محصول یک شب نیست

 

یکی از خطرناک‌ترین برداشت‌ها از جهش اخیر این است که تصور کنیم دلار یک‌شبه از یک قیمت منطقی به ۲۰۰ هزار تومان رسیده است.

 

رشدهای بزرگ ارزی معمولا نتیجه انباشته‌شدن چند عامل هستند. تورم بالا، رشد نقدینگی، کاهش قدرت خرید پول ملی، نااطمینانی سیاسی، محدودیت دسترسی به منابع ارزی، انتظارات تورمی و تقاضای احتیاطی می‌توانند در یک نقطه به هم برسند و یک حرکت سریع ایجاد کنند.

 

به همین دلیل، تمرکز صرف بر آخرین معامله دلار ممکن است اصل ماجرا را پنهان کند. مسئله مهم‌تر این است که چرا زمینه چنین جهشی ایجاد شد و چرا بازار، پس از عبور از کانال‌های مختلف، نتوانست به یک سقف پایدار برسد.

 

حتی مهم‌تر از آن، باید پرسید آیا بانک مرکزی سناریوی دلار بالای ۲۰۰ هزار تومان را از پیش در مدل‌های سیاست‌گذاری خود پیش‌بینی کرده بود یا خیر؟

 

مطالبه اصلی از بانک مرکزی؛ عدد بدهید، نه فقط وعده

 

اکنون یکی از مهم‌ترین نیازهای بازار، شفافیت است. وقتی رئیس کل بانک مرکزی می‌گوید مشکل تامین ارز وجود ندارد، بازار حق دارد بپرسد میزان عرضه روزانه ارز چقدر است، چه میزان ارز برای واردات اختصاص داده می‌شود، چه میزان ارز صادراتی به چرخه اقتصادی برمی‌گردد و منابع قابل دسترس بانک مرکزی چه اندازه است.

 

همچنین باید روشن شود چه سهمی از افزایش نرخ دلار ناشی از تقاضای واقعی و چه سهمی ناشی از تقاضای احتیاطی و سفته‌بازی است و بانک مرکزی برای کاهش فاصله نرخ بازار آزاد و نرخ‌های رسمی چه برنامه‌ای دارد. این‌ها سوالات افکار عمومی است، نه صرفا فعالان بازار ارز.

 

زیرا دلار ۲۰۰ هزار تومانی فقط بر کسانی که دلار خرید و فروش می‌کنند اثر نمی‌گذارد؛ افزایش نرخ ارز می‌تواند هزینه واردات را بالا ببرد، قیمت مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای را افزایش دهد، انتظارات تورمی را تحریک کند و در نهایت به کاهش بیشتر قدرت خرید خانوارها منجر شود.

 

به همین دلیل، پاسخ بانک مرکزی نباید صرفا به کنترل معاملات بازار آزاد محدود بماند؛ بلکه باید مشخص کند چگونه می‌خواهد از انتقال این افزایش نرخ به قیمت کالاها و خدمات جلوگیری کند و مانع شکل‌گیری موج تازه‌ای از تورم شود.

 

آیا بانک مرکزی هنوز می‌تواند بازار را غافلگیر کند؟

 

عبور دلار از ۲۰۰ هزار تومان یک آزمون جدی برای بانک مرکزی است. اگر بانک مرکزی بتواند با ابزارهای پولی و ارزی، نرخ را به شکل پایدار پایین بیاورد و فاصله نرخ رسمی و آزاد را کاهش دهد، می‌تواند نشان دهد که بخش مهمی از جهش اخیر واقعاً ناشی از هیجان و انتظارات بوده است.

 

اما اگر بازار پس از یک عقب‌نشینی کوتاه دوباره به مسیر صعودی بازگردد، پرسش سخت‌تری شکل خواهد گرفت. آن زمان دیگر نمی‌توان همه چیز را به جوسازی نسبت داد.

 

بازار ممکن است اشتباه کند، اما وقتی یک روند قیمتی برای مدت طولانی ادامه پیدا می‌کند، سیاست‌گذار باید توضیح دهد کدام بخش از این روند را اشتباه می‌داند و چرا.

 

در چنین شرایطی حتی یک کاهش موقت دلار نیز به‌تنهایی کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، توانایی ایجاد ثبات پایدار است.

 

مسئله فقط دلار نیست؛ مسئله اعتماد به ریال است

 

شاید مهم‌ترین پیام دلار ۲۰۰ هزار تومانی در خود عدد دلار نباشد، بلکه در کاهش اعتماد به ریال باشد. وقتی خانوار احساس می‌کند ارزش پولی که امروز در اختیار دارد ممکن است چند ماه دیگر بخش قابل توجهی از قدرت خرید خود را از دست بدهد، طبیعی است که به دنبال دارایی جایگزین برود.

 

این رفتار می‌تواند تقاضا برای ارز و طلا را افزایش دهد و چرخه‌ای معیوب ایجاد کند؛ چرخه‌ای که در آن مردم فقط دلار نمی‌خرند، بلکه در حال خرید اطمینان هستند.

 

بنابراین سیاست‌گذار نمی‌تواند صرفاً با تزریق ارز یا برخورد با معامله‌گران، این مسئله را برای همیشه حل کند. ثبات ارزی بدون ثبات تورمی، ثبات مالی و کاهش نااطمینانی اقتصادی دوام چندانی نخواهد داشت.

 

حالا نوبت پاسخ بانک مرکزی است

دلار ۲۰۰ هزار تومانی یک سؤال مشخص را روی میز بانک مرکزی گذاشته است: چه چیزی باعث شد ارزش ریال تا این نقطه کاهش پیدا کند و چرا سیاست‌های ارزی نتوانستند جلوی این جهش را بگیرند؟

 

همتی گفته است که تأمین ارز در جریان است و مردم نباید به جوسازی‌ها توجه کنند. اما افکار عمومی به توضیح دقیق‌تری نیاز دارد.

 

اگر تامین ارز کافی است، میزان عرضه و اثر آن بر بازار کجاست؟

 

اگر عامل اصلی انتظارات است، منشا این انتظارات چیست؟

 

اگر مشکل تحریم و محدودیت منابع است، اندازه واقعی این محدودیت چقدر است؟

 

و اگر مشکل کسری بودجه و نقدینگی است، برنامه بانک مرکزی برای مهار آن چیست؟

 

همچنین اگر نرخ ۲۰۰ هزار تومان از نظر سیاست‌گذار با ارزش واقعی اقتصاد فاصله دارد، ابزار بانک مرکزی برای بازگرداندن اعتماد بازار چیست؟

 

دلار ۲۰۰ هزار تومانی در نهایت فقط یک رکورد قیمتی نیست؛ این عدد یک صورت‌مسئله بزرگ برای سیاست‌گذار پولی است؛ صورت‌مسئله‌ای که نمی‌توان با توصیه به بی‌توجهی یا نسبت‌دادن همه‌چیز به جوسازی از کنار آن عبور کرد.

 

اکنون بازار منتظر یک واکنش کوتاه‌مدت و هیجانی نیست. آنچه فعال اقتصادی و خانوار ایرانی می‌خواهد، توضیحی روشن درباره علت جهش، برنامه‌ای مشخص برای کنترل آن و مهم‌تر از همه، نشانه‌ای قابل اندازه‌گیری از بازگشت ثبات به بازار ارز است.

 

اگر واقعا آنچه در بازار می‌بینیم جوسازی است، بانک مرکزی باید بتواند با عدد و عملکرد این جوسازی را خنثی کند؛ اما اگر پشت دلار ۲۰۰ هزار تومانی مجموعه‌ای از مشکلات بنیادی اقتصاد ایران قرار دارد، دیگر نمی‌توان صورت‌مسئله را با عنوان «جوسازی» پاک کرد.

 

دلار از ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده است؛ حالا نوبت سیاست‌گذار است که نه با وعده، بلکه با توضیح روشن، برنامه مشخص و نتیجه قابل سنجش پاسخ دهد که چرا ارزش پول ملی تا این نقطه کاهش یافته است.

پربازدیدترین آخرین اخبار