چرا رهبر شهید را «معمار نوین وحدت اسلامی» مینامیم؟ + فیلم
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، برای فهم چرایی این تعبیر رهبر شهید معمار نوین وحدت اسلامی است، نخست باید دید وحدت در نگاه رهبر شهید چه جایگاهی دارد. ایشان در سال ۱۳۸۲ تصریح میکنند که «رمز پیروزی امت اسلامی» وحدت کلمه است و راه پیشرفت امت اسلامی در علم، ترقی، تسلط بر سرنوشت خویش، رهایی از سلطه بیگانگان و دستیابی به سعادت، از «کلمه توحید و توحید کلمه» میگذرد.
این نگاه، وحدت را از سطح روابط میان مسلمانان فراتر میبرد و آن را به مسئلهای مرتبط با سرنوشت سیاسی و تمدنی جهان اسلام تبدیل میکند. از همین منظر، ایشان فلسطین، عراق و مشکلات جهان اسلام را تنها مسائل جداگانه سیاسی نمیدانند، بلکه آنها را به یک ریشه مشترک یعنی «اختلاف کلمه مسلمین» پیوند میدهند.
در سال ۱۳۸۳ نیز این نگاه با صراحت بیشتری بیان میشود: جهان اسلام از ظرفیتهای عظیمی همچون جمعیت، ثروت، فرهنگ، تمدن و سرمایه انسانی برخوردار است، اما به دلیل نبود اتحاد نمیتواند از این ظرفیت برای دفاع از منافع خود استفاده کند. تعبیر ایشان از جهان اسلام بهعنوان «لشگر منظم عظیم و مجهز» که به دلیل تفرقه به گروههایی علیه یکدیگر تبدیل شدهاند، نشان میدهد که وحدت در این منظومه فکری، شرط فعال شدن قدرت بالقوه امت اسلامی است.
امتسازی؛ ایدهای فراتر از همزیستی مذاهب
نکته مهمتر آن است که رهبر شهید صرفاً خواستار کاهش اختلاف میان شیعه و سنی نیست؛ بلکه به دنبال تقویت یک هویت بزرگتر به نام «امت اسلامی» است.
ایشان در بیانات سال ۱۳۸۴ با برشمردن اشتراکات مسلمانان ــ توحید، خدا، نبوت، معاد، قرآن و بخش بزرگی از احکام شریعت ــ نشان میدهند که اختلافات مذهبی نباید اصل هویت مشترک مسلمانان را تحتالشعاع قرار دهد. از نگاه ایشان، دشمن دقیقاً بر نقاط اختلاف انگشت میگذارد تا مسلمانان از اشتراکات بزرگ خود غافل شوند.
اینجاست که ایده «امتسازی اسلامی» معنا پیدا میکند: مسلمانان قرار نیست برای متحد شدن، مذهب و عقیده خود را کنار بگذارند؛ بلکه باید در عین حفظ هویتهای مذهبی، یک هویت و منافع مشترک در سطح امت اسلامی تعریف کنند.
وحدت به معنای یکی شدن مذاهب نیست
یکی از مهمترین وجوه این نظریه، تعریف دقیق مفهوم وحدت است. رهبر شهید در سال ۱۳۸۵ صریحاً تأکید میکنند که «مراد ما از وحدت اسلامی، یکی شدن عقاید و مذاهب اسلامی نیست».
این جمله، مرز میان «وحدت» و «یکسانسازی» را روشن میکند. از نگاه ایشان، اختلافات فقهی و کلامی میتواند در فضای علمی ادامه پیدا کند؛ هر مذهب عقاید خود را داشته باشد و درباره آنها بحث کند، اما این اختلاف علمی نباید به نزاع اجتماعی، سیاسی و خونریزی تبدیل شود.
به تعبیر ایشان، «مراد ما از وحدت دنیای اسلام، عدم تنازع است». بنابراین، وحدت مطلوب، حذف تکثر نیست؛ مدیریت اختلاف در چارچوب یک هویت و مصلحت بزرگتر است.
از وحدت نظری تا «منشور عملی» جهان اسلام
یکی از نقاطی که میتوان از آن بهعنوان وجه معماری این دیدگاه یاد کرد، تلاش برای تبدیل وحدت از شعار به سازوکار عملی است.
رهبر شهید در همان بیانات سال ۱۳۸۵ پیشنهاد میکنند که علمای اسلام، روشنفکران و نخبگان سیاسی با اخلاص، «منشوری» را برای عملی کردن وحدت اسلامی تهیه کنند؛ منشوری که نتیجه آن این باشد که هیچ مسلمانی جرئت نکند پیرو مذهب دیگر را تکفیر کند.
این پیشنهاد نشان میدهد که وحدت از نظر ایشان تنها یک توصیه فردی نیست؛ بلکه نیازمند نهادسازی، قواعد مشترک و اراده سیاسی و اجتماعی است. به همین دلیل، مخاطب وحدت نیز تنها مردم عادی نیستند؛ نخبگان دینی، دانشگاهی، فرهنگی و سیاسی در این پروژه مسئولیت ویژه دارند.
مقابله با پروژه «تفرقهسازی»
در این منظومه فکری، دشمن نیز صرفاً یک مفهوم انتزاعی نیست. ایشان بارها نسبت به تلاش قدرتهای خارجی برای ایجاد شکاف میان شیعه و سنی هشدار دادهاند و معتقدند دشمن تلاش میکند اختلافات مذهبی را به نزاع سیاسی و اجتماعی تبدیل کند.
اما نکته مهم این است که ایشان همه اختلافات تاریخی شیعه و سنی را به استعمار نسبت نمیدهند. در بیانات سال ۱۳۸۵ تصریح میکنند که تعصب، جهالت، احساسات و کجفهمی نیز در شکلگیری اختلافات نقش داشتهاند؛ اما استعمار از این اختلافات حداکثر استفاده را کرده است.
این تفکیک، نشان میدهد که پروژه وحدت در نگاه ایشان تنها مقابله با یک عامل خارجی نیست؛ بلکه اصلاح درونی امت اسلامی، مبارزه با تعصب و جلوگیری از تبدیل اختلاف علمی به دشمنی اجتماعی را نیز دربرمیگیرد.
حتی غدیر میتواند به نقطه اتصال تبدیل شود
یکی از ظریفترین بخشهای این منظومه فکری، نگاه به مسئله غدیر است. ایشان تأکید میکنند که نباید از غدیر ــ که از نگاه شیعه نشانه عظمت اسلام است ــ برای تضعیف اسلام استفاده کرد. حتی با استناد به دیدگاه شهید مطهری درباره «الغدیر»، تأکید میشود که این مسئله میتواند به جای عامل اختلاف، وسیلهای برای گفتوگو و برادری مسلمانان باشد.
این نگاه نشان میدهد که وحدت اسلامی در این چارچوب به معنای پنهان کردن اعتقادات شیعه نیست. برعکس، هویت مذهبی حفظ میشود، اما نحوه عرضه و مواجهه با دیگری بهگونهای تنظیم میشود که به نزاع و برادرکشی نینجامد.
وحدت؛ میراثی از پیش از انقلاب تا امتداد انقلاب
تعبیر «معمار نوین وحدت اسلامی» زمانی معنادارتر میشود که به سابقه این رویکرد نیز توجه کنیم. رهبر شهید در سال ۱۳۸۵ روایت میکنند که حتی پیش از انقلاب، در دوران تبعید در بلوچستان، برای ایجاد «یک اتحاد عملی، حقیقی و واقعی قلبی» میان اهل سنت و شیعه تلاش کرده و با علمای اهل سنت درباره آن گفتوگو داشتهاند. بنابراین، وحدت در این منظومه یک سیاست مقطعی پس از انقلاب یا واکنشی به تحولات سیاسی منطقه نیست؛ بلکه بخشی از یک نگاه فکری دیرپا به آینده اسلام است.
چرا «معمار نوین وحدت اسلامی»؟
با کنار هم گذاشتن این دیدگاهها، میتوان گفت تعبیر «معمار نوین وحدت اسلامی» از آن جهت قابل دفاع است که ایشان وحدت را در چند سطح همزمان صورتبندی کردهاند: وحدت اعتقادی در اصول مشترک، وحدت اجتماعی در نفی دشمنی میان مسلمانان، وحدت سیاسی در مقابله با سلطه و تفرقه، و وحدت تمدنی در مسیر بازسازی قدرت امت اسلامی.
در این نگاه، «امت» مجموعهای از ملتها و مذاهب منفک از یکدیگر نیست؛ جامعهای بزرگ با اشتراکات بنیادین و منافع مشترک است که میتواند در عین تکثر، ارادهای واحد در برابر تهدیدهای مشترک داشته باشد.
از همین رو، پروژه وحدت در اندیشه رهبر شهید را میتوان پروژهای برای امتسازی دانست؛ پروژهای که نمیخواهد تفاوتها را حذف کند، بلکه میخواهد تفاوتها را از میدان نزاع به میدان گفتوگو منتقل کند و مسلمانان را حول مشترکات بزرگتر گرد آورد.
اگر «معمار» کسی باشد که صرفاً درباره یک بنا سخن نمیگوید، بلکه اجزای مختلف را میشناسد، نسبت آنها را تعیین میکند و برای رسیدن به یک ساختار منسجم نقشه ارائه میدهد، مجموعه این بیانات نشان میدهد که عنوان «معمار نوین وحدت اسلامی» برای توصیف این رویکرد، صرفاً یک تعبیر تبلیغاتی نیست؛ بلکه میتوان آن را تعبیری برای یک منظومه فکری منسجم در مسیر بازسازی مفهوم امت اسلامی دانست؛ منظومهای که از «وحدت کلمه» آغاز میشود، به «عدم تنازع» میرسد و در نهایت هدف آن شکلگیری یک امت آگاه، مقتدر و برخوردار از اراده مشترک است.