جنبش دانشجویی؛ از پیوند نیروهای مذهبی و ملی تا مقاومت در برابر سلطه آمریکا و انگلیس
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۳۷۸۳

جنبش دانشجویی؛ از پیوند نیروهای مذهبی و ملی تا مقاومت در برابر سلطه آمریکا و انگلیس

نشست تخصصی محتوایی با موضوع «جنبش دانشجویی؛ از پیوند نیروهای مذهبی و ملی تا مقاومت در برابر سلطه آمریکا و انگلیس» با حضور حجت‌الاسلام سعید فخرزاده، پژوهشگر و تاریخ‌نگار حوزه تاریخ شفاهی، و مهندس عباس سلیمی‌نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، برگزار شد.
28 مرداد

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در این نشست، جایگاه و نقش جنبش دانشجویی در تحولات سیاسی معاصر ایران، به‌ویژه در جریان نهضت ملی‌شدن صنعت نفت و پس از کودتای ۲۸ مرداد، مورد بررسی قرار گرفت؛ جریانی که در آن مقطع به‌عنوان نیرویی مرجع و اثرگذار در جامعه مطرح بود و به بررسی نسبت آن با نیروهای مذهبی و ملی، تجربه نهضت ملی‌شدن صنعت نفت، نقش و عملکرد انگلیس و آمریکا در این تحولات و پیامدهای کودتای ۲۸ مرداد پرداخته شد.

در ادامه این بحث، شکل‌گیری، تداوم و تحولات جنبش دانشجویی نیز مورد توجه قرار گرفت؛ از جمله اینکه این جریان به‌تدریج از برخی گرایش‌های ملی‌گرایانه و چپ فاصله گرفت و به جریان مذهبی و نگاه امام خمینی(ره) نزدیک شد. همچنین افزایش هزینه مبارزه سیاسی پس از کودتا و مسئله کاپیتولاسیون از دیگر موضوعات مطرح‌شده در این گفت‌وگو بود. در این چارچوب، نقش انگلیس و آمریکا در تحولات سیاسی ایران و چگونگی شکل‌گیری و سرکوب نهضت ملی‌شدن صنعت نفت نیز مورد بررسی قرار گرفت و ابعاد و پیامدهای مداخله قدرت‌های خارجی در روند تحولات سیاسی و اجتماعی ایران تشریح شد. آنچه در این گفت‌وگو برجسته شد، اهمیت تجربه تاریخی در فهم مسئله استقلال سیاسی، نقش وحدت نیروهای اجتماعی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران و تأثیر رفتار و مداخلات قدرت‌های خارجی بر مسیر این تحولات بود.


جنبش دانشجویی؛ جریانی مرجع در جامعه

در ابتدای این نشست، با تشریح موضوع برنامه، هدف از برگزاری این گفت‌وگو، بررسی «جنبش‌های دانشجویی و حرکت‌ها و مقابله و مقاومت جنبش دانشجویی در برابر استعمار آمریکا» عنوان شد. در ادامه، از حجت‌الاسلام فخرزاده خواسته شد بحث را با بررسی نقش و تأثیر جنبش دانشجویی در مقابله با استعمار، به‌ویژه استعمار آمریکا، آغاز کند.

حجت‌الاسلام فخرزاده در آغاز بحث با اشاره به مقاطع مختلف جریان دانشجویی گفت: در مقطع نهضت ملی‌شدن صنعت نفت، بیشتر گرایش‌های حاکم بر جریان دانشجویی، گرایش‌های ملی‌گرایانه بود. این جریان‌ها در عین مذهبی بودن، بیشتر منافع ملی را مورد توجه قرار می‌دادند و تصور اینکه حاکمیت مذهبی یا حکومت اسلامی در جامعه شکل بگیرد، در ذهن بسیاری از آنان وجود نداشت. بنابراین، نگاه غالب این بود که افراد مذهبی بتوانند در حکومت و ساختار موجود حضور پیدا کنند و از این طریق به اصلاح امور و تأمین منافع جامعه بپردازند.

وی با مقایسه شرایط آن دوره با امروز، توضیح داد که دوران پس از جنگ جهانی دوم، دوره‌ای بود که آمریکایی‌ها به‌عنوان یک قدرت در حال ظهور مطرح شدند. آمریکا در کنار قدرت‌های دیگر به‌تدریج به قدرت برتر تبدیل شد، اما در آن مقطع هنوز چهره آمریکا مانند انگلیس و دیگر قدرت‌ها در جامعه کریه به نظر نمی‌رسید. حتی در مواردی از جریان‌های مردمی و دموکراسی حمایت می‌کرد و همین مسئله باعث شده بود بسیاری تصور کنند می‌توانند با اتکا به حمایت آمریکا از سلطه انگلیس خارج شوند و به استقلال برسند.

به گفته این پژوهشگر تاریخ شفاهی، تصور اینکه یک کشور بتواند به‌عنوان کشوری مستقل در جهان حرکت کند، با انقلاب اسلامی شکل گرفت و پیش از آن، چنین تفکری اساساً در میان بسیاری از روشنفکران وجود نداشت. حتی امروز نیز در بخش‌هایی از جامعه این تصور وجود دارد که باید به یک قدرت دیگر، مانند چین به‌عنوان قدرتی نوظهور، تکیه کرد و از کمک آن برای رهایی از سلطه و فشار آمریکا استفاده کرد. بر همین اساس، تجربه تاریخی باید برای جوانان امروز به‌درستی فهم شود تا تصور استقلال و شکل‌گیری یک حکومت مستقل در سیاست امروز نیز درست فهمیده شود. جریان دانشجویی از آن جهت اهمیت داشت که بخشی از جامعه را تشکیل می‌داد که با تخصص روبه‌رو بود و مسائل را از نگاه تخصصی بررسی می‌کرد. دانشجویان حوزه بهداشت، مسائل و مشکلات بهداشتی را بهتر می‌فهمیدند و می‌توانستند وضعیت ایران را با کشورهای پیرامونی مقایسه کنند. در دوره رژیم پهلوی، حتی از نظر بهداشت، ایران از کشورهای عربی نیز عقب‌تر بود و آمار و اطلاعات این وضعیت را نشان می‌داد. در حوزه صنعت و انرژی نیز دانشجویان با نگاه تخصصی مسائل را دنبال می‌کردند و در حوزه سیاسی، مطالعات دانشجویان علوم سیاسی نشان می‌داد قراردادهایی که بسته می‌شود تا چه اندازه با منافع ملی در تضاد است و مردم چه میزان آزادی و نقش در جامعه دارند. این مسائل برای دانشجویی که در رشته تخصصی خود مطالعه کرده بود، نسبت به فردی خارج از دانشگاه که به این اطلاعات و آمار دسترسی نداشت، قابل فهم‌تر بود.

حجت‌الاسلام سعید فخرزاده جریان روشنفکری دانشگاه را برای مردم نوعی «ریسمان فهم» توصیف کرد و گفت همان‌گونه که مردم در حوزه دین به علما و روحانیون و هدایت آنان متوسل بودند، در حوزه تخصصی و سیاسی نیز به دانشجویان امید داشتند. به همین دلیل حرکت‌های دانشجویی به‌شدت مورد استقبال و توجه جامعه قرار می‌گرفت.

این تاریخ‌نگار با اشاره به تجربه شخصی خود از آن دوران ادامه داد: وقتی گفته می‌شد فردی از دانشگاه، مثلاً دانشگاه تهران، آمده و می‌خواهد مسائل را برای مردم تحلیل کند، مردم تصور می‌کردند یک شخصیت فرهیخته و بزرگ برای تحلیل حوادث آمده است. در جلسات هدایتی و تحلیلی نیز دانشجویانی که حضور پیدا می‌کردند و بحث و گفت‌وگو می‌کردند، مورد توجه دیگران قرار داشتند. به این ترتیب، جریان دانشجویی به دلیل جایگاه ساختاری و مطالعاتی خود، به جریانی مرجع در کشور تبدیل شده بود و به همین دلیل بسیاری از مذهبیون و علما تلاش می‌کردند جریان دانشجویی و جریان روحانیت را به یکدیگر متصل کنند. این ارتباط شکل گرفت و از دهه چهل به بعد، جریان دانشجویی به‌تدریج به جریان مذهبی، جریان امام و نگاه امام خمینی(ره) تمایل پیدا کرد و از نگاه ملی و نگاه چپ که پیشتر در میان دانشجویان حاکم بود، به سمت جریان مذهبی و رهبری امام حرکت کرد؛ جریانی که هدف آن رسیدن به حاکمیت دینی بود.


وحدت نیروهای مذهبی و ملی در نهضت نفت

در ادامه بحث، با اشاره به نقش انگلستان در به‌هم‌ریختن فضای اجتماعی و امنیتی کشور و افزایش هزینه‌های نهضت ملی‌شدن صنعت نفت، از سلیمی‌نمین خواسته شد این موضوع را تکمیل کند و درباره عوامل ایجاد اختلاف و انشقاق میان نیروهای مذهبی و نیروهای دارای شعار ملی‌گرایی توضیح دهد و مشخص کند آیا انگلستان در این مسئله نیز نقش داشته یا عوامل دیگری مؤثر بوده‌اند.

وی در پاسخ، یکی از نکات مهمی را که انگلیسی‌ها مورد توجه قرار نداده بودند، احتمال وحدت مذهبیون با نیروهای غیرمذهبی عنوان کرد. به گفته وی، این وحدت پدیده‌ای کاملاً جدید بود که در نهضت ملی‌شدن صنعت نفت شکل گرفت؛ نیروهای مختلف به جای تمرکز بر اختلافات، بر اشتراکات متمرکز شدند و مطالبه اصلی را ملی‌شدن صنعت نفت قرار دادند، نه فراتر از آن. مسئله این بود که ملت ایران در فقر و فلاکت زندگی می‌کرد، در حالی که یک سرمایه خدادادی در اختیار داشت و انگلیسی‌ها آن سرمایه را غارت می‌کردند. سؤال این بود که آیا ملت ایران می‌تواند حول چنین موضوعی وحدت پیدا کند؟ پاسخ تاریخ نشان داد که این وحدت شکل گرفت. جبهه ملی به‌عنوان جریان ملی‌گرا، آیت‌الله کاشانی به‌عنوان رهبر مذهبی و فداییان اسلام به‌عنوان یک گروه مردمی توانستند گرد هم بیایند و حرکتی با جهت‌گیری مشخص را دنبال کنند. از همین رو، همه کسانی که در این وحدت مشارکت داشتند، از شرایط زندگی ملت ایران متأثر بودند و به دنبال این بودند که قدرت ملی را شکل دهند و بر اساس آن، اراده ملی را بر بیگانه تحمیل کنند.

در ادامه این نشست، بحث به نقش انگلیس در مقابله با این وحدت رسید. انگلیسی‌ها ابزارهای بسیار متنوعی برای آرام کردن ملت ایران، به زعم خودشان، در اختیار داشتند و همه ابزارهای خود را فعال کردند؛ از جمله تلاش برای همراه کردن آمریکایی‌ها با خود. این در حالی بود که آمریکایی‌ها در ابتدا به‌عنوان منتقد انگلیسی‌ها وارد صحنه ایران شده بودند.

عباس سلیمی‌نمین به گزارش نماینده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا اشاره کرد که برای بررسی وضعیت ایران و نحوه برخورد انگلیسی‌ها با مردم به ایران آمد و گزارشی جامع برای رئیس‌جمهور آمریکا نوشت. در این گزارش آمده بود که در شرایطی که ملت ایران با فقر زندگی می‌کند و وضعیت بسیار نامناسبی دارد، انگلیسی‌ها سهم بسیار اندکی به مردم می‌دهند و در عین حال با ایرانی‌ها برخوردی تحقیرآمیز دارند. این گزارش به چرچیل نیز ارسال شد و موجب تیرگی روابط او با رئیس‌جمهور آمریکا شد. آمریکایی‌ها در ابتدای ورود خود به صحنه ایران از عملکرد انگلیسی‌ها ناراضی بودند و تلاش داشتند جایگاهی برای خود ایجاد کنند. یکی از راه‌های این کار نیز بیان مطالبی بود که می‌توانست ملت ایران را خوشحال کند؛ از جمله انتقاد از وضعیت موجود و اشاره به اینکه ملت ایران با وجود داشتن منابع نفتی، در تهران آب آلوده مصرف می‌کند و با بیماری‌های مختلف روبه‌روست. با این حال، انگلیسی‌ها به‌تدریج توانستند با استفاده از شبکه‌ای که در اختیار داشتند، آمریکایی‌ها را همراه کنند و به آنان سهمی بدهند. به این ترتیب، آمریکایی‌هایی که در ابتدای ورود به ایران چنین موضعی داشتند، به‌تدریج در مواردی حتی از انگلیسی‌ها نیز بدتر شدند و در نهایت در کودتای ۲۸ مرداد در کنار انگلیس قرار گرفتند.


از انتقاد آمریکا از انگلیس تا همراهی در کودتا

سلیمی‌نمین این روند را تدریجی دانست و تأکید کرد که این تغییر سیاست را نمی‌توان صرفاً به تغییر رئیس‌جمهور آمریکا نسبت داد. به گفته وی، آمریکایی‌ها به‌تدریج به این نتیجه رسیدند که برای ورود به صحنه سیاست جهانی و عبور از کانال انگلیس باید با انگلیسی‌ها تفاهم داشته باشند. در جریان تحولات سیاسی ایران نیز انگلیسی‌ها نشان دادند که از توانمندی لازم برای کنترل و مقابله با تحرکات سیاسی برخوردارند. نمونه آن حمایت آمریکا از قوام و اقدامات انگلیسی‌ها در ماجرای نان بود که در جریان آن خانه قوام مورد هجوم قرار گرفت و امکانات آن به غارت رفت. این اتفاق برای آمریکایی‌ها نشان داد انگلیسی‌ها از همان ابتدای شکل‌گیری حضور آمریکا در ایران، توان اثرگذاری و مقابله با تحرکات آن را دارند. به همین دلیل آمریکایی‌ها به‌تدریج به سمت همکاری با انگلیس رفتند. در جریان نهضت ملی‌شدن صنعت نفت نیز، با وجود اینکه آمریکا در مقاطعی اطلاعات ارائه می‌کرد و رسانه‌ها اخبار نهضت را منتشر می‌کردند، پس از پیروزی نهضت حمایت مؤثری از آن انجام نداد. نه وامی به مصدق داده شد و نه پشتیبانی سیاسی مؤثری صورت گرفت.

مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، هدف آمریکایی‌ها را در آن مقطع، حذف شرکت نفت ایران و انگلیس و به دست آوردن سهمی از نفت ایران دانست؛ موضوعی که به گفته او نیازمند بررسی کارشناسانه و مفصل است. با این حال، نکته روشن این بود که آمریکا حتی در زمینه فروش نفت نیز اقدام مؤثری برای شکستن محاصره دریایی ایران انجام نداد، در حالی که می‌توانست نفت ایران را خریداری کند و از این طریق به نهضت کمک کند.

وی در ادامه، این مسئله را با نگاه امروز به چین مقایسه کرد و هشدار داد که نباید همان اشتباه گذشته تکرار شود و تصور شود یک قدرت خارجی برای رهایی ایران از سلطه قدرت دیگری به کمک خواهد آمد. به اعتقاد وی، چین نیز حتی‌المقدور درگیری خود با آمریکا را به تأخیر می‌اندازد و سیاستی مشابه آنچه ایران در مقطعی دنبال می‌کرد، در پیش گرفته است؛ یعنی تلاش برای تقویت خود در شرایط سخت و به تعویق انداختن درگیری.

 

وحدت نیروهای مردمی و شکست محاسبات انگلیس

در ادامه بحث، سلیمی‌نمین به نقش وحدت میان نیروهای مذهبی، ملی و نیروهای مردمی واقعی اشاره کرد و گفت همین وحدت برخلاف ارزیابی انگلیسی‌ها، آنان را با مشکل جدی مواجه کرد.در یکی از جلسات، در غیاب مصدق و با حضور دکتر فاطمی، از فداییان اسلام خواسته شد برخی عناصر برجسته وابسته به انگلیس را هدف قرار دهند. کشته شدن هژیر و رزم‌آرا، که از نیروهای کلیدی مورد اتکای انگلیسی‌ها بودند، هم وحشت در شبکه وابسته به انگلیس ایجاد کرد و هم به مردم انرژی داد و این تصور را تقویت کرد که می‌توان با شبکه انگلیسی‌ها مبارزه جدی کرد.

به گفته وی، انگلیسی‌ها گمان نمی‌کردند چنین وحدتی شکل بگیرد و تصورشان این بود که در این روند، فقط آمریکا و شوروی ضربه خواهند خورد، اما در عمل خود انگلیسی‌ها با ضربه جدی مواجه شدند. در نهایت، انگلیسی‌ها از ایران اخراج شدند و نفت در اختیار مردم قرار گرفت. او تأکید کرد که برخلاف برخی روایت‌های تحقیرکننده، ملت ایران پس از ملی‌شدن صنعت نفت توانست اقدامات بزرگی انجام دهد. در دوران سلطه انگلیس بر نفت، نه‌تنها تحقیرهای بسیاری علیه ایرانیان صورت می‌گرفت، بلکه انتقال دانش نفت نیز محدود شده بود. اما پس از ملی‌شدن صنعت نفت، ایران توانست استخراج و صادرات نفت را انجام دهد و حتی تولیدات جدیدی از نفت داشته باشد که در دوران انگلیسی‌ها صورت نگرفته بود.

از نگاه این پژوهشگر، اهمیت این مسئله فراتر از اداره نفت بود؛ چراکه ایران توانست صادرات نفت داشته باشد و همین مسئله انگلیسی‌ها را به این جمع‌بندی رساند که تنها راه باقی‌مانده، استفاده از «مشت آهنین» و درهم شکستن ملت ایران است. اگر ملت ایران در اداره نفت ناتوان بود، انگلیسی‌ها هرگز به سمت کودتا نمی‌رفتند؛ زیرا کودتا برای آنان هزینه داشت. به گفته او، حتی امروز نیز انگلیسی‌ها در مجامع سیاسی می‌گویند که علیه استقلال ملت ایران عمل کرده‌اند، هرچند برای این اقدام دلایل خاص خود را مطرح می‌کنند.

همچنین این پژوهشگر، ادعای ناتوانی ملت ایران در اداره صنعت نفت و به‌هم‌ریختن اقتصاد کشور را بی‌اساس دانست و گفت این نوع روایت‌ها در نهایت به تبرئه دشمن منجر می‌شود. از نگاه وی، جمع‌بندی انگلیس و آمریکا این بود که اگر استقلال‌طلبی ایران در زمینه نفت ادامه پیدا کند، می‌تواند برای دیگر کشورها نیز الگو شود. آمریکایی‌ها نیز از این بیم داشتند که اگر در ایران کوتاه بیایند، در عربستان و دیگر کشورها نیز مجبور به عقب‌نشینی شوند و مبارزات ملت ایران به الگویی برای سایر کشورها تبدیل شود.


از غارت نفت تا قراردادهای تحقیرآمیز

در ادامه، سلیمی‌نمین به موضوع دیگری اشاره کرد که به گفته او کمتر مورد توجه هنرمندان و روشنفکران قرار گرفته است. او با استناد به خاطرات دکتر مصدق گفت دریادار شاهین در دوره نخست‌وزیری مصدق نامه‌ای به او نوشته و از کشف لوله‌هایی خبر داده بود که انگلیسی‌ها از طریق آنها نفت ایران را سرقت می‌کردند. حتی برای اینکه مبلغی اندک پرداخت نکنند، لوله‌هایی به سمت عراق کشیده بودند و نفت را از طریق عراق بارگیری می‌کردند.

به گفته وی، انگلیسی‌ها حتی دفاتر خود را در اختیار رژیم پهلوی قرار نمی‌دادند تا مشخص شود چه میزان نفت صادر کرده‌اند و چه مبلغی به ایران پرداخت شده است. ابتهاج، رئیس سازمان برنامه و بودجه، نیز در خاطرات خود اشاره کرده بود که با وجود اعتراض به این وضعیت و تأکید بر اینکه ایران صاحب نفت است، شرکت نفت از ارائه دفاتر خودداری می‌کرد.

مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، این مسئله را یکی از مواردی دانست که رژیم پهلوی باید در برابر ملت ایران درباره آن پاسخگو باشد؛ چراکه نه در دوران رضاخان و نه در دوران محمدرضا پهلوی، اقدامی جدی برای مطالبه حقوق ایران از انگلیسی‌ها انجام نشد.

 

تغییر موازنه انگلیس و آمریکا در ایران

سلیمی‌نمین در ادامه بحث درخصوص وضعیت انگلیس و آمریکا پس از کودتا و تغییر موازنه قدرت در ایران توضیح داد که پس از کودتای ۲۸ مرداد، شرکت نفت ایران و انگلیس دیگر همان سهم پیشین را در اختیار نداشت و کنسرسیوم شکل گرفت. سهمی به آمریکایی‌ها اختصاص پیدا کرد و سهم انگلیسی‌ها نیز دیگر به دولت انگلیس تعلق نداشت، بلکه شرکت‌های خصوصی انگلیسی مانند شل وارد ساختار شدند. با این حال، انگلیسی‌ها تا ابتدای دهه ۴۰ حاضر نبودند سروری آمریکا را در ایران بپذیرند. حتی در دولت منصور بود که انگلیسی‌ها رسماً پذیرفتند آمریکایی‌ها در ساختارهای مختلف ایران حضور بیشتری پیدا کنند. در دهه ۳۰ نیز میان انگلیس و آمریکا رقابت‌هایی وجود داشت و حتی در برخی موارد علیه نخست‌وزیرانی که تمایل بیشتری به یکی از این دو قدرت داشتند، اقدامات عملی انجام می‌شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد، نقش انگلیس در برخی حوزه‌ها کمرنگ‌تر شد، اما این به معنای از بین رفتن نفوذ این کشور نبود. آمریکایی‌ها در حوزه امنیتی، نظامی و حتی فرهنگی وارد میدان شدند و مؤسساتی مانند فرانکلین در حوزه کتاب و کتاب‌های درسی فعالیت کردند. تفاوت مهم این بود که انگلیسی‌ها از قبل شبکه‌هایی در ایران داشتند، در حالی که آمریکایی‌ها فاقد چنین شبکه‌هایی بودند و تلاش کردند با تشکیل شبکه‌هایی مانند روتاری این خلأ را جبران کنند؛ هرچند در ابتدا برای سرعت بخشیدن به فعالیت خود، سعی کردند این شبکه‌ها را نیمه‌علنی کنند.

 

کودتا و افزایش هزینه مبارزه

در بخش دیگری از گفت‌وگو که موضوع بحث به پیامدهای کودتای ۲۸ مرداد بر هزینه مبارزه سیاسی و شکل‌گیری جنبش دانشجویی رسید، سلیمی‌نمین اظهار داشت که پیش از کودتا، هزینه مبارزه بسیار پایین بود؛ زیرا استبداد رضاخانی از میان رفته بود و هنوز دستگاه جدید استبدادی شکل نگرفته بود. هرچند انگلیسی‌ها گروهک‌های کوچکی ایجاد کرده بودند که با بمب و نارنجک علیه نیروهای ضدانگلیسی اقدام می‌کردند و تلاش داشتند آنان را منفعل کنند، اما ساختار استبدادی مشابه دوران رضاخان هنوز شکل نگرفته بود. پس از کودتا، ابتدا فرمانداری نظامی به ریاست بختیار سرکوب‌ها و اقدامات شدیدی انجام داد. با اشاره به خاطرات بختیار، حتی استفاده از خرس برای ترساندن نیروهای مبارز نیز در آن دوره مطرح شده بود و توضیح داده شده بود که مانع تجاوز شده‌اند، اما اصل این اقدام برای ایجاد ترس مورد تأیید قرار گرفته بود. افزایش هزینه مبارزه باعث شد بسیاری از نیروهایی که پیش از کودتا در عرصه سیاسی فعال بودند، از ادامه مبارزه فاصله بگیرند. حتی حاج آقای حلبی، رئیس انجمن حجتیه که پیش از آن با سلطه انگلیس بر نفت مخالفت می‌کرد، پس از کودتا و افزایش شدید هزینه‌ها اعلام کرد دیگر فعالیت سیاسی نمی‌کند. بسیاری از نیروهای جوان و مسن ملی نیز مبارزه را کنار گذاشتند و برخی ترجیح دادند از کشور خارج شوند. در این میان، نیروهای جوانی باقی ماندند که حاضر بودند برای دفاع از منافع ملت ایران هزینه بدهند و حتی جان خود را در این مسیر فدا کنند. شکل‌گیری جنبش دانشجویی در ایران نیز متأثر از همین تجربه تاریخی دانسته شد؛ نسلی از جوانان که هم در دهه‌های گذشته تجربه‌های مختلفی به دست آورده بودند و هم مشاهده کردند افرادی با سابقه سیاسی، پس از افزایش هزینه مبارزه، صحنه را ترک کردند. همین مسئله موجب شد جوانان مصمم شوند برای دفاع از منافع ملت ایران وارد میدان شوند. جنبش دانشجویی نیز بر پایه آگاهی و ایثار شکل گرفت؛ به‌ویژه اینکه جوانان معمولاً وابستگی‌های مالی و تعلقات گسترده‌ای ندارند و از قدرت تحرک بیشتری برخوردارند. بنابراین، جنبش دانشجویی در ایران بر اساس دفاع از منافع ملی شکل گرفت.

در ادامه بحث، موضوع کاپیتولاسیون نیز مطرح شد. عباس سلیمی‌نمین با رد یکی دانستن کاپیتولاسیون با حقوق دیپلماتیک توضیح داد که حقوق دیپلماتیک متقابل و مربوط به دیپلمات‌هاست، در حالی که کاپیتولاسیون شامل خانواده‌ها، وابستگان و مستشاران نیز می‌شد و آنان را از چارچوب حقوقی کشور خارج می‌کرد. آمریکایی‌ها برای تثبیت سروری خود در ایران نیاز داشتند با سرعت بیشتری ابزارهای لازم را در اختیار بگیرند و در این مسیر برخوردهایی تحقیرآمیز صورت گرفت. حتی برخی نیروهای طرفدار سلطنت نیز اذعان داشتند که این نوع برخوردها می‌تواند موجب انقلاب شود.

در ادامه این نشست، به مخالفت با تصویب کاپیتولاسیون در دولت علم اشاره شد. باهری، وزیر دادگستری، در آن مقطع هشدار داده بود که کاپیتولاسیون نوعی استعمار منسوخ‌شده است و ملت ایران چنین تحقیرهایی را تحمل نخواهد کرد. این موضوع در دولت علم مسکوت ماند، اما در دولت منصور دوباره مطرح و تصویب شد.

در پایان گفت‌وگو، رفتار آمریکا با انتقادهای اولیه این کشور از انگلیس مقایسه شد. آمریکایی‌ها در بدو ورود به ایران از برخی رفتارهای انگلیسی‌ها انتقاد می‌کردند، اما بعدها برخوردهایی به‌مراتب تحقیرآمیزتر از انگلیسی‌ها داشتند. این مسئله به نگاه آنان به حکومت پهلوی نیز بازمی‌گشت؛ حکومتی که در برابر زیاده‌خواهی‌های بیگانه مقاومت نمی‌کرد و همین نبود مقاومت، موجب افزایش مطالبات قدرت خارجی می‌شد.

پربازدیدترین آخرین اخبار