«با تکههای پیکرمان و گیسوان دخترمان میخواستید چکار کنید؟»؛ جهانِ مدعیِ حق کودک، پاسخی برای خونِ کودکانِ سیریک در آستانه سال تحصیلی دارد؟
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، کمتر از دو هفته به آغاز سال تحصیلی مانده و آمریکا با بمباران یک مجلس عروسی در سیریک، پیام روشنی فرستاده است: حتی حقِ زندگی و آموزشِ کودکانِ ایرانی را برایمان به رسمیت نمیشناسد.
اما ما با عشق به فردایی بهتر، فرزندانمان را به مدرسه میفرستیم تا پاسخی باشد به این پرسش که جهانِ حقوقبشر، با شعارهایش، چه پاسخی برای تکههای پیکر کودکانِ سیریک و گیسوان دخترانِ شهیدِ میناب دارد؟
آنچه شب گذشته در کوهستک سیریک رخ داد، جنایتی فراتر از تصورات رایج حقوق بشری است. آمریکا در اقدامی وحشیانه، با هدف قرار دادن یک مجلس عروسی، بار دیگر سیاهه جنایات خود علیه مردم ایران را تکمیل کرد. این گزارش، با تلفیق واقعیات میدانی و پیام نمادین ترانه «حسبی الله» محسن چاوشی، به تحلیل این فاجعه و ابعاد حقوق بشری آن میپردازد.

شرح واقعه؛ شام خونین عروسی در سیریک
شامگاه سهشنبه، ۱۰ شهریور، حمله هوایی آمریکا به روستای کوهستک از توابع شهرستان سیریک در استان هرمزگان، یک مراسم عروسی را به کام عزایی خونین تبدیل کرد. آمار اولیه حاکی از شهادت دستکم ۴ تا ۵ نفر از جمله یک کودک خردسال ۴ ساله به نام «امیرعلی کریمی» و یک بانوی شرکتکننده است. همچنین نزدیک به ۵۰ تا بیش از ۶۰ نفر از مهمانان این جشن مجروح شدند که تعداد قابل توجهی از آنها در بیمارستان ابوالفضل میناب بستری هستند.
روایت ناقص آمریکا؛ هدف غیرنظامی یا عملیات تروریستی؟
سنتکام (فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا) مدعی شده که این حمله، برای هدف قرار دادن «تاسیسات و تجهیزات سپاه پاسداران» انجام شده است. اما تصاویر میدانی و اظهارات مقامات محلی نشان میدهد که هدف، یک منزل مسکونی در حال برگزاری جشن عروسی بوده است. معاون استاندار هرمزگان با انتقاد شدید از این اقدام، آن را مصداق بارز طفلکشی و حمله به مراکز غیرنظامی دانست و تأکید کرد که این کلکسیونی از جنایتهای آمریکا در ایران است.
پرسش تکرارشونده «حسبی الله»؛ تکرار تاریخ در سیریک و میناب
متن ترانه «حسبی الله» محسن چاوشی که در روزهای ابتدایی جنگ سروده شد، امروز بیش از هر زمان دیگری واقعیت پیدا کرده است:
«با تکههای پیکرمان، با گیسوان دخترمان میخواستید چکار کنید؟ ما زندهایم مثل امید...»
این سوال، امروز با صدای بلندتر و با خون تازهای در سیریک تکرار میشود. غم سیریک، همچون غم فاجعه مدرسه میناب (که جان بیش از ۱۵۰ نفر را گرفت)، در کنار هم نشاندهنده الگوی ثابت بیرحمی دشمن در قبال غیرنظامیان و فروپاشی مرزهای حقوق بشری است.
جهان و سکوت معنادار؛ عادیسازی بمباران
سخنگوی وزارت خارجه ایران هشدار داده است که «خطرناکتر از خودِ بمب، عادیشدن بمباران است». این جمله کلیدی، به سکوت نهادهای بینالمللی در برابر جنایتهای آشکار اشاره دارد. در حالی که جهان ادعای دفاع از حقوق کودک و حق آموزش حتی در شرایط جنگی دارد، حمله به یک مجلس عروسی و ماشین جنگی که با خون کودکان ایرانی آبیاری میشود، بیپاسخ مانده است.
آینده؛ پاسخ با عشق به زندگی
کمتر از دو هفته به آغاز سال تحصیلی باقی مانده است. ما باید کودکانمان را با عشق به فردایی بهتر به مدرسه بفرستیم؛ این پاسخ ما به کسانی است که نمیخواهند ما در ایران زندگی کنیم. مدرسههایی که با بمب تخریب شدهاند، با اراده ملت بازسازی و پر از شور زندگی خواهند شد.
فاجعه سیریک، آتش زیر خاکستری است که تمام شعارهای حقوق بشری جهان را در آتش خواهد کشید. ما تا قطره قطره خون کودکانمان، برای احقاق حقوق آنها و پایان دادن به این جنایات خواهیم جنگید. سیریک و میناب، نماد تابآوری ایرانی است که هرگز در برابر جنایت تسلیم نخواهد شد.