بازی جنگ باخته؛ وقتی کاخ سفید سیاستهای ترامپ را بازی میکند
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو - فاطمه ترکاشوند، بعد از موفقیت گسترده و کمرقیب انیمیشنهای موزیکال لگویی ایران در روایت جنگ، که نگرانیهای بسیاری درون جامعه محافظهکاران آمریکایی نسبت به نفوذ قدرتمند ایران از طریق این آثار در نسل جوان برانگیخت، حالا به نظر میرسد کاخ سفید به دستاوردی تازه و البته مضحک دست یافته است. انیمیشنهایی که در فضای جنگی ایران تولید و منتشر شدند، آنقدر در شبکههای اجتماعی دیده شدند و آنقدر توانستند روایت ایرانی را با زبان سرگرمی و فرهنگ عامه به مخاطب منتقل کنند که برای بخشی از جریان سیاسی آمریکا، مسئله فقط قدرت نظامی ایران نبود؛ پای نفوذ فرهنگی و توانایی تولید روایت هم به میان آمد. حالا، کاخ سفید مستقیما وارد همین زمین شده است؛ نه با یک فیلم یا سریال، بلکه با چیزی که شاید از این هم عجیبتر باشد: یک مجموعه بازی ویدئویی رسمی با برچسب MAGA.
کاخ سفید در سوم سپتامبر بخش «آرکاد» (Arcade) را به وبسایت رسمی خود اضافه کرد؛ مجموعهای از بازیهای ساده و مرورگری که همگی به یکی از سیاستها یا شعارهای دولت دونالد ترامپ وصل شدهاند. در این پروژه، سیاست فقط موضوع بازی نیست؛ خودِ سیاست به مکانیک بازی تبدیل شده است. بازیکن در یکی از بازیها باید دیوار مرزی را بسازد، در دیگری با نیروهای مرزبانی مهاجران را «اخراج» میکند، در بازی دیگری باید زنجیره تأمین غذاهای سالم را مدیریت کند و در عنوانی دیگر پول و طلا جمع میکند تا حسابهای موسوم به «حسابهای ترامپ» (Trump Accounts) را پر کند.
این انتخابها تصادفی به نظر نمیرسند. یکی از بازیها با عنوان «دیوار بساز» (Build the Wall)، نسخهای سیاسیشده از منطق تتریس است: بازیکن قطعات را کنار هم میگذارد تا دیوار مرزی ساخته شود و در صورت شکست، مرز شکسته میشود. در «ریو ران» (Rio Run) نیز منطق بازی مار به سیاست مهاجرتی دولت ترامپ وصل شده است؛ بازیکن در نقش نیروی مرزبانی حرکت میکند و مهاجرانی که جمع میشوند، پشت سر او قرار میگیرند تا در نهایت دیپورت شوند. در بازی Trump Savings Tycoon نیز منطق بازیهای شکار و جمعآوری امتیاز به برنامه مالی دولت ترامپ پیوند خورده است. حتی«فلاپی بیل» (Flappy Bill) با الهام از «فلاپی برد» (Flappy Bird)، عقابی را بر فراز ساختمانها و فضای سیاسی واشنگتن به حرکت درمیآورد.
این یعنی کاخ سفید تلاش نکرده صرفا یک بازی بسازد و بعد روی آن لوگوی ترامپ بگذارد؛ راهبردهای سیاسی دولت را به قواعد بازی تبدیل کرده است. ساخت دیوار، کنترل مرز، اخراج مهاجران، تقویت تولید داخلی، مقابله با غذای فوقفرآوریشده و حتی سیاستهای اقتصادی، همگی در قالب مأموریتهایی درآمدهاند که کاربر باید آنها را انجام دهد تا برنده شود.
از این منظر، اهمیت پروژه بیشتر از کیفیت خود بازیهاست. بازیها بسیار سادهاند و عملا بازسازیهایی از بازیهای کلاسیک چند دهه قبل هستند؛ بنابراین دشوار است آنها را یک محصول جدی برای بازار بازیهای ویدئویی بدانیم. سؤال طبیعی این است: مخاطب این بازی دقیقا چه کسی است؟
اگر مخاطب گیمر حرفهای باشد، بعید است این بازیهای ابتدایی بتوانند با محصولات صنعت بازی رقابت کنند. اگر مخاطب کودکان و نوجوانان باشند، تبدیل سیاستهایی مانند اخراج مهاجران به یک بازی سرگرمکننده پرسشهای جدیتری ایجاد میکند. و اگر مخاطب، طرفداران ترامپ باشند، باز هم معلوم نیست چرا باید برای کسانی که از قبل با این سیاستها همراهاند، یک بازی ساخته شود.
اما شاید پاسخ را باید در جایی غیر از خود بازی جستوجو کرد. ممکن است مخاطب واقعی این بازیها، بازیکن نباشد؛ مخاطب، کسی باشد که خبر بازی کردن دیگران را میبیند.
کاخ سفید برای این پروژه فقط بازی تولید نکرده است. برای رونمایی از آن ویدئو ساخته، طراحی بصری بازیهای مشهور را بازسازی کرده، نامها و نشانههای شناختهشده صنعت بازی را با ادبیات MAGA ترکیب کرده و مجموعه را در وبسایت رسمی ریاستجمهوری قرار داده است. حتی در ویدئوی معرفی، نشانههای برندهای مشهور بازی با تغییراتی به فضای MAGA منتقل شدهاند.
به این ترتیب، خود اقدام فرهنگی به یک رویداد رسانهای تبدیل میشود: «کاخ سفید بازی ویدئویی ساخته است.»
این شاید عجیبترین بخش ماجرا باشد. به نظر میرسد دولت ترامپ بیش از آن که نگران ساخت محصولی باشد که مخاطب عام واقعا ساعتها با آن سرگرم شود، به نمایش قدرت خود برای ورود به یک حوزه فرهنگی توجه داشته است. انگار اهمیت دارد که مخاطب بداند این بازی را یک شرکت بازیسازی یا یک کمپین سیاسی نساخته، بلکه خود کاخ سفید ساخته است.
مقامات دولت نیز عملا چنین برداشتی را تأیید کردهاند. یکی از مقامهای کاخ سفید این پروژه را «policy you can interact with» توصیف کرده؛ یعنی سیاستی که میتوان با آن تعامل کرد. در توضیح رسمی پروژه نیز گفته شده هدف، پیدا کردن شیوهای نوآورانه برای روایت دستاوردهای ترامپ و ارتباط برقرار کردن با آمریکاییها از طریق فرهنگ سرگرمی است.
پس بازی قرار نیست صرفا درباره سیاست حرف بزند؛ قرار است سیاست را به تجربهای قابل بازی کردن تبدیل کند.
این تغییر زبان ارتباط سیاسی، البته پیش از این هم در دولت ترامپ دیده شده بود. دولت در شبکههای اجتماعی از تصاویر، میمها و ارجاعات به فرهنگ بازیهای ویدئویی برای تبلیغ سیاستهای خود استفاده کرده بود؛ اما آن چه اکنون اتفاق افتاده یک گام جلوتر است: اگر پیشتر دولت از فرهنگ بازی برای حرف زدن استفاده میکرد، حالا خودِ بازی را به رسانه سیاسی تبدیل کرده است.
این اتفاق در مقطع فعلی نیز بیمعنا نیست. راهاندازی این پروژه در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا اتفاق افتاده و شعار محوری آن نیز «Can't Stop Winning» (برنده شدن ما، توقفناپذیر است) است؛ شعاری که بازی را مستقیما به تصویری که دولت ترامپ از عملکرد خود میسازد وصل میکند. بنابراین با یک بازی مستقل و بیطرفانه مواجه نیستیم؛ با بخشی از تلاش برای تبدیل دستاوردهای دولت به یک زبان سرگرمی، تعاملی و قابل انتشار در شبکههای اجتماعی مواجهیم.
اما اگر این تصمیم را در متن جنگ روایتها قرار دهیم، معنای دیگری هم پیدا میکند.
در ماههای گذشته، بخشی از تولیدات فرهنگی ایران توانستند بدون آنکه الزاما در قالب پیام سیاسی مستقیم عرضه شوند، تصویری از جنگ و ایران را در قالبی سرگرمکننده و قابل بازنشر ارائه کنند. حالا در سوی دیگر، واشنگتن تصمیم گرفته است فرهنگ عامه را مستقیما و از بالا وارد میدان سیاست کند.
تفاوت مهم اینجاست: یکسو فرهنگ تولید میشود و سیاست از دل آن بیرون میآید؛ سوی دیگر، سیاست ابتدا تعیین میشود و بعد برای آن یک محصول فرهنگی طراحی میشود.
شاید به همین دلیل است که پروژه کاخ سفید، در نگاه اول کمی عجیب و حتی مضحک به نظر میرسد. ساخت یک بازی ساده درباره ساختن دیوار مرزی یا اخراج مهاجران، اگر قرار باشد صرفا یک محصول سرگرمی باشد، چندان جدی نیست. اما اگر قرار باشد نشان دهد دولت ترامپ حتی فرهنگ بازی را هم به قلمرو سیاست خود آورده است، ماجرا فرق میکند.