شهید نادر مهدوی هنوز دریاست؛ روایتی از میراثی که در خلیج فارس جاودانه شد / کابوس آمریکایی‌ها در تنگه هرمز! + عکس و فیلم
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۱۴۵۴
گزارش|

شهید نادر مهدوی هنوز دریاست؛ روایتی از میراثی که در خلیج فارس جاودانه شد / کابوس آمریکایی‌ها در تنگه هرمز! + عکس و فیلم

نام شهید نادر مهدوی یادآور مردی است که سال‌ها پیش هیمنه آمریکا را در همین آب‌ها به چالش کشید. میراث او اما در دریا دفن نشد؛ نادر رفت، اما راهی از مقاومت به جا گذاشت که هنوز می‌تواند کابوس آمریکایی‌ها در خلیج فارس باشد.
در روزهایی که بار دیگر نگاه جهان به تنگه هرمز و آب‌های خلیج فارس دوخته شده، نام شهید نادر مهدوی یادآور مردی است که سال‌ها پیش هیمنه آمریکا را در همین آب‌ها به چالش کشید. میراث او اما در دریا دفن نشد؛ نادر رفت، اما راهی از مقاومت به جا گذاشت که هنوز می‌توا

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، امروز، در میانه تنش‌های فزاینده در این منطقه، سخن گفتن از نادر مهدوی صرفاً بازخوانی یک خاطره جنگی نیست؛ سخن از میراثی است که می‌تواند دوباره زنده شود. میراث مردی که در ۲۴سالگی در برابر قدرت نظامی آمریکا ایستاد و نامش چنان در حافظه دشمن ماند که سال‌ها بعد، رهبر شهید انقلاب از او به‌عنوان چهره‌ای یاد کرد که اگر متعلق به جریان دیگری بود، می‌توانستند از او یک «چگوارا» بسازند.

 

پسری که همسایه دریا بود

 

نادر مهدوی بچه جنوب بود؛ همسایه دریا. از همان کودکی، غیرت و مسئولیت‌پذیری در وجودش موج می‌زد. درس را رها کرد تا کار کند، بار زندگی را سبک‌تر کند و دستش در جیب خودش باشد. مغازه کوچکی راه انداخت؛ اما فاصله گرفتن از مدرسه، فاصله گرفتن از دانایی نبود. قرآن می‌خواند، اهل مسجد بود، روزه و نماز را جدی می‌گرفت و در میان مردم به آرامش، صبوری و مهربانی شناخته می‌شد. انقلاب که پیروز شد، نادر تنها ۱۵ سال داشت؛ اما سن کم مانع حضورش در میدان نشد. فعالیت‌های انقلابی و مسجدی‌اش بیشتر شد و پنجم آذر ۱۳۵۸، در ۱۶سالگی، به عضویت بسیج درآمد.

 

با آغاز جنگ تحمیلی، بی‌قراری او برای دفاع از کشور بیشتر شد. برای نادر مسئله روشن بود: وقتی دشمن به کشور حمله کرده، نمی‌توان تماشاچی ماند. اول کشور و مردم، بعد خانه و خانواده. اردیبهشت ۱۳۶۰ وارد سپاه شد و تنها دو سال بعد، فرمانده عملیات سپاه خارک شد. طی سال‌های بعد، تجربه، جسارت و نبوغ عملیاتی او را به یکی از فرماندهان برجسته دریایی ایران تبدیل کرد.

شهید نادر مهدوی هنوز دریاست؛ روایتی از میراثی که در خلیج فارس جاودانه شد / کابوس آمریکایی‌ها در تنگه هرمز! + عکس و فیلم

وقتی دریا میدان نبرد شد

 

پس از عملیات بدر، نادر مهدوی ناوگروه دریایی ذوالفقار را در سپاه بوشهر تشکیل داد و فرماندهی آن را بر عهده گرفت. این همان نقطه‌ای بود که داستان نادر از یک فرمانده جوان جنگی فراتر رفت.

در میانه جنگ ایران و عراق، جنگ نفتکش‌ها در خلیج فارس آغاز شده بود. نفتکش‌ها و شناورهای ایرانی هدف حمله قرار می‌گرفتند و با ورود مستقیم آمریکا به صحنه، خلیج فارس آرام‌آرام به میدان رویارویی ایران و آمریکا تبدیل شد.

 

تابستان ۱۳۶۶، آمریکا برای اسکورت نفتکش‌های کویتی وارد میدان شد. نفتکش «بریجتون» با پرچم آمریکا و در همراهی ناوهای جنگی آمریکایی راهی کویت شد؛ عملیاتی که واشنگتن می‌خواست از آن به‌عنوان نمایش قدرت در خلیج فارس استفاده کند. بیش از صد خبرنگار نیز برای ثبت این نمایش قدرت در ناوگان آمریکایی حضور داشتند. اما در برابر این نمایش، یک جوان ۲۴ ساله بوشهری ایستاده بود. «می‌رویم که یک تودهنی محکم بزنیم»

 

وقتی تصمیم مقابله به مثل گرفته شد، شهید نادر مهدوی گروهش را آماده کرد. پیش از حرکت، جمله‌ای گفت که بعدها به بخشی از حافظه مقاومت دریایی ایران تبدیل شد: «می‌رویم که ان‌شاءالله یک تودهنی محکم به ابرقدرت‌ها بزنیم.»

 

سحر سوم مرداد ۱۳۶۶، نیروهای مهدوی راهی دریا شدند. مأموریت در شرایط سخت و دریای متلاطم انجام شد و سرانجام کاروان آمریکایی با یک میدان مین مواجه شد. بریجتون روی مین رفت.

 

کشتی عظیم آمریکایی آسیب دید و حادثه‌ای که قرار بود نمایش اقتدار واشنگتن باشد، به یکی از خبرهای مهم رسانه‌های جهان تبدیل شد. صدها خبرنگار حاضر در منطقه شاهد بودند که ورود ناوگان قدرتمند آمریکا به خلیج فارس، نتوانسته امنیت کاروان تحت اسکورت را تضمین کند. برای ایران، این فقط یک عملیات نظامی نبود؛ شکستن یک تصور بود: تصور شکست‌ناپذیری قدرت آمریکا.

شهید نادر مهدوی هنوز دریاست؛ روایتی از میراثی که در خلیج فارس جاودانه شد / کابوس آمریکایی‌ها در تنگه هرمز! + عکس و فیلم

تبسم امام و تولد یک اسطوره

 

اهمیت ماجرا برای نادر فقط در نتیجه عملیات نبود. وقتی خبر این موفقیت به امام خمینی(ره) رسید و ایشان از آن خشنود شدند، نادر این شادی را بزرگ‌ترین پاداش خود می‌دانست. او بعدها گفت که همین تبسم امام برای رزمندگان خلیج فارس، در برابر تمام سختی‌ها و شب‌های عملیات، کافی بود. اما قصه نادر هنوز تمام نشده بود.

 

آمریکا دنبال نادر بود

 

۱۶ مهر ۱۳۶۶، نادر مهدوی و گروهی از یارانش برای گشت‌زنی در خلیج فارس راهی جزیره فارسی شدند.درگیری آغاز شد. بالگردهای آمریکایی به شناورهای ایرانی حمله کردند. چند تن از نیروهای ایرانی به شهادت رسیدند و نبردی مستقیم میان نیروهای ایرانی و کماندوهای آمریکایی شکل گرفت. مقاومت ادامه پیدا کرد؛ اما سرانجام نادر و تعدادی از همرزمانش به شهادت رسیدند و برخی نیز اسیر شدند.

آمریکایی‌ها اما یک سؤال مشخص داشتند: «نادر کدام‌یک از شماست؟» این پرسش شاید گویاتر از هر روایت دیگری باشد. دشمن فهمیده بود با یک فرمانده عادی روبه‌رو نیست. پیکر نادر چند روز بعد به ایران بازگشت؛ در حالی که آثار شکنجه بر بدنش باقی مانده بود. مردی که در وصیت‌نامه‌اش از انتخاب آگاهانه مرگ و ایستادن در برابر دشمن سخن گفته بود، سرانجام همان‌گونه که می‌خواست، در میدان مقاومت به شهادت رسید.



«اگر کمونیست‌ها او را داشتند، یک چگوارا می‌ساختند»

 رهبر شهید انقلاب در دیدار با دست‌اندرکاران کنگره شهدای بوشهر، درباره نادر مهدوی جمله‌ای گفت که شاید امروز بیش از هر زمان دیگری باید شنیده شود: «اگر ایشان متعلق به کمونیست‌ها بود، یک چگوارا از او درست می‌کردند؛ یعنی یک چهره بین‌المللی مبارز.» و بعد، نادر را با ویژگی‌هایی معرفی کرد که برای فهم میراث او بسیار مهم است: جوانی کم‌سن، حضور در خلیج فارس، درگیری با آمریکایی‌ها، اسارت، شکنجه و شهادت. مسئله همین‌جاست.

کد ویدیو

میراث نادر؛ از شهید مهدوی تا تنگسیری

 

اما میراث نادر در همان سال ۱۳۶۶ متوقف نشد. در دهه‌های بعد، فرماندهان و دریادلان دیگری از جنوب برخاستند؛ کسانی که امنیت خلیج فارس و آب‌های ایران را ادامه همان مسیر دانستند. نام شهید علیرضا تنگسیری و دیگر مدافعان دریا، در امتداد همین زنجیره قابل فهم است؛ زنجیره‌ای که یک سر آن در قایق‌های کوچک نادر مهدوی و یارانش و سر دیگر آن در توان امروز ایران برای دفاع از منافع خود در خلیج فارس و تنگه هرمز قرار دارد. امروز نیز تحولات هرمز نشان می‌دهد این آبراه همچنان یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیک جهان است و هرگونه تنش در آن، فراتر از جغرافیای منطقه، پیامدهای جهانی دارد.

 

یک گنج در اعماق خلیج فارس

 

شاید بزرگ‌ترین خطا این باشد که نادر مهدوی را فقط در قاب یک عکس، یک نام خیابان یا یک مناسبت سالانه خلاصه کنیم. نادر یک میراث است. میراث او یعنی باور به اینکه بزرگی قدرت نظامی دشمن، الزاماً به معنای شکست‌ناپذیری او نیست. یعنی یک جوان می‌تواند در جغرافیایی که قدرت‌های بزرگ برای آن نقشه می‌کشند، صاحب نقش شود. یعنی مقاومت فقط با تجهیزات بزرگ تعریف نمی‌شود؛ گاهی ایمان، شناخت جغرافیا، ابتکار و جسارت می‌تواند معادلاتی بزرگ‌تر از اندازه خود بسازد. و شاید امروز، در روزهایی که نگاه جهان دوباره به هرمز دوخته شده، وقت آن رسیده باشد که این میراث را از دل تاریخ بیرون بکشیم و دوباره بشناسیم. نه برای بازتولید یک خاطره؛ بلکه برای فهمیدن اینکه ایران در خلیج فارس چه تاریخی پشت سر خود دارد.

شهید نادر مهدوی هنوز دریاست؛ روایتی از میراثی که در خلیج فارس جاودانه شد / کابوس آمریکایی‌ها در تنگه هرمز! + عکس و فیلم

 

نادر هنوز دریاست

 

نادر مهدوی در خاک جنوب آرام گرفت؛ اما داستانش در دریا تمام نشد. خون او و دیگر شهدای خلیج فارس، بخشی از حافظه‌ای شد که نسل‌های بعدی از دل آن برخاستند. امروز اگر از تنگه هرمز، از امنیت خلیج فارس و از ایستادگی ایران در برابر فشار قدرت‌های بزرگ سخن می‌گوییم، نمی‌توانیم این گذشته را نادیده بگیریم. نادر مهدوی گنجی است که در اعماق همین خلیج فارس جا مانده است؛ گنجی از جنس غیرت، ابتکار، مقاومت و شهادت.

و شاید این روزها بیش از هر زمان دیگری باید از خود بپرسیم: اگر آن میراث دوباره به نسل امروز منتقل شود، اگر نام نادر از کتاب‌ها و مراسم‌ها به متن زندگی و حافظه عمومی بازگردد، اگر جوان ایرانی بداند یک جوان ۲۴ ساله بوشهری چگونه در برابر بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان ایستاد، آن‌گاه دشمن با چه چیزی روبه‌رو خواهد شد؟ پاسخ روشن است:با یک نام مواجه نخواهد بود؛ با یک مکتب مواجه خواهد شد.

 

مکتبی که از شهید نادر مهدوی آغاز شد، با خون او متوقف نشد و در نسل‌های بعدی ادامه یافت. و امروز، در آستانه هر اتفاق تازه‌ای در آب‌های خلیج فارس و تنگه هرمز، شاید باید منتظر ظهور دوباره همان میراث باشیم؛ میراثی که اگر به درستی شناخته و زنده نگه داشته شود، نه فقط یاد یک شهید را گرامی می‌دارد، بلکه می‌تواند به دشمن یادآوری کند که در این دریا، هنوز رد پای نادر مهدوی باقی است.

پربازدیدترین آخرین اخبار