«زنگ امید»؛ روایتگر نسلی از جنس امید، خلاقیت و رنج‌های برآمده از درون
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۵۶۰۴

«زنگ امید»؛ روایتگر نسلی از جنس امید، خلاقیت و رنج‌های برآمده از درون

مستند اجتماعی «زنگ امید» با روایت نوآوری‌های نوجوانان در شهرهای مختلف روی آنتن می‌رود؛ برنامه‌ای که تلاش کرده با فاصله گرفتن از شعارزدگی و تکیه بر دغدغه‌های درونی و بستر خانواده، تصویر متفاوتی از اراده نسل نوجوان در دل محرومیت‌ها به نمایش بگذارد.
هنعلمهعن

به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، مجموعه مستند اجتماعی «زنگ امید» پس از استقبال مخاطبان در فصل نخست، با پخش فصل دوم و در بیست قسمت روی آنتن می‌رود تا بار دیگر با به تصویر کشیدن تلاش، خلاقیت و اراده دانش‌آموزان سراسر کشور، ثابت کند موفقیت محدود به امکانات کلان‌شهر‌ها نیست و در دل کوچک‌ترین مدارس و روستا‌های دورافتاده نیز جوانه می‌زند. این برنامه در فصل جدید با مرور روایت‌های پیشین و معرفی چهره‌های تازه از شهر‌هایی نظیر بروجرد، ساری، پیشوا، بروجن، مشهد و تهران، داستان واقعی پیشرفت نوجوانان را روایت می‌کند.

فرایند شکل‌گیری سوژه‌ها و چالش ارتباط‌گیری با نوجوانان

علی سلمانی، یکی از کارگردانان مستند «زنگ امید» درباره روند شکل‌گیری سوژه‌ها گفت: فرایند پیدا کردن سوژه‌ها عمدتاً توسط تیم پژوهش و با پیگیری شخص تهیه‌کننده، آقای نعیمی انجام می‌شد. پس از شناسایی و تایید در کارگروهی که هم در شبکه و هم کنار تیم تولید وجود داشت، سوژه‌ها به ما معرفی می‌شدند. در این فرایند، ما ارتباط‌گیری می‌کردیم؛ تماس‌های تلفنی و اینترنتی زیادی داشتیم و درخواست ارسال آرشیو می‌کردیم تا ببینیم چه اتفاقی را رقم زده‌اند و محصول کارشان چگونه بوده است. در نهایت به فیلم‌نامه‌ای می‌رسیدیم که بخش زیادی از آن حاصل پژوهش و بازسازی آن اتفاق بود.

او درباره نحوه مواجهه با نوجوانانی که رفتن جلوی دوربین برایشان سخت بود، ادامه داد: بیشترین چیزی که به نظر من سر این پروژه به این بچه‌ها احساس امنیت و اعتماد می‌داد، بهره‌گیری از خانواده‌های آنها بود؛ حداقل در قسمت‌هایی که من ضبط کردم. اساساً قصه‌ای که اینها داشتند به‌طور عمده در دو بستر خانواده و مدرسه پیش رفته بود. حضور خانواده کمک کرد ارتباط ما راحت‌تر شود و حضور آنها در کنار بچه‌ها حس امنیت بیشتری به سوژه‌ها می‌داد. این یکی از اتفاقاتی بود که صمیمیت کار و امنیت روانی آنها را تامین می‌کرد.

سلمانی درباره راهبرد خود برای عادت دادن سوژه‌ها به دوربین افزود: راهبرد من این بود که در برنامه‌ریزی، ابتدا مصاحبه اصلی را ضبط می‌کردیم و بعد سراغ سکانس‌های کم‌اهمیت‌تر می‌رفتیم. اغلب مصاحبه‌ها این‌گونه است که ۱۰ دقیقه یا یک ربع اول، شخص خیلی رسمی است و می‌داند جلوی دوربین است. اجازه می‌دهیم کمی حرف بزند و بعد از آن است که راحت می‌شود، با دوربین ارتباط برقرار می‌کند و دوربین برایش تبدیل به یک موضوع عادی می‌شود. این برنامه‌ریزی به بچه‌ها کمک می‌کرد به دوربین عادت کنند.

انتخاب سوژه‌ها؛ از دغدغه‌های شخصی تا قهرمانان مسئله‌مند

او درباره انتخاب سوژه‌هایش گفت: در واقع انتخاب سوژه‌ها تفویضی بود و بیشتر از سمت تهیه‌کننده معرفی می‌شدند. من دو سوژه داشتم؛ یکی خانم آنیسا مصطفوی که نوعی کرم خاصی برای درمان یک بیماری پوستی ساخته بود و مشابه خارجی هم نداشت و دیگری خانم نرگس بخشیان با دغدغه‌های زیست‌محیطی و ایده جالب مگس سرباز سیاه (مگس برزیلی) که البته کارگردانی آن قسمت را آقای تقی‌زاده انجام داده بود و من خیلی دوست داشتم آن را تجربه کنم، چون برایم جذاب بود بدانم یک بچه از پایین‌شهر مشهد چطور توانسته چنین مگسی را وارد کرده و پرورش دهد؛ اما قسمت من نبود.

او افزود: این دو بزرگوار نسبت به بقیه برای من جذاب‌تر بودند؛ به این دلیل که دغدغه‌شان از یک درد درونی شکل گرفته بود. خانم مصطفوی برای بیماری مادرش تلاش کرده بود تا او را درمان کند و خانم بخشیان نیز از دل خانواده‌ای آمده بود که حوادث زیست‌محیطی آنها را تبدیل به مهاجر کرده بود. دغدغه‌ای که از درون خود یک آدم، دوستش، خانواده‌اش یا یک مشکل شخصی شکل می‌گیرد، به نظر من یک قصه جذاب می‌سازد؛ درست مانند تمام فیلم‌های جذابی که پیرنگی با انگیزه مشخص برای قهرمان دارند که قابل درک و همزادپنداری است. من سعی کردم آن مشکل شخصی را حتی در سوژه‌هایی که کمرنگ‌تر بود، پررنگ‌تر کنم تا مشخص شود کار این فرد ریشه در درونش دارد.

سلمانی تاکید کرد: وقتی خیلی ایدئولوژیک و با لایه‌های کمال انسانی به عنوان انگیزه پیش می‌روید، از خود شخص دور می‌شوید و به شعارزدگی می‌افتید. ما سعی کردیم در کهن‌الگوی قهرمان داستان‌مان از این غفلت نکنیم که او یک خواسته شخصی دارد. مخاطب باید بگوید: "تو هم اگر بودی این کار را می‌کردی. " این باعث شد از شعارزدگی دور شویم و قهرمان‌محور پیش برویم.

تصویرسازی شکست و مقاومت در برابر چالش‌های فنی و بودجه‌ای

او درباره نمایش شکست‌ها در مستند گفت: وقتی قهرمان انگیزه‌ای دارد که با آن زندگی می‌کند، حتی وقتی شکستش را به نمایش می‌گذارید، علت شکست و حضور دوباره‌اش در زندگی حس می‌شود. خانواده‌اش در کنارش هستند و مدام یادآوری می‌کنند که این مشکل هنوز هست و حل نشده است. برای همین، این شکست‌ها را خیلی راحت می‌توانید تصویر کنید. مداومت در نشان دادن اینکه مشکل هنوز در کنار اوست و چفت‌وبست قصه چقدر محکم است، مخاطب را به این انتظار می‌رساند که درسته شکست خوردی، اما مشکل بغل دستته، برو حلش کن.

کارگردان مستند «زنگ امید» در پایان درباره چالش‌های تولید بیان کرد: بزرگترین چالش فنی و فرمی که به‌طور کلی در کار تلویزیون وجود دارد، کمبود زمان و بودجه است. به نسبت بودجه کمی که در نظر می‌گیرند، زمان کمتری برای رسیدن به خروجی دارید و با ساعت‌های اضافه‌کاری مواجه می‌شوید. مضاف بر اینکه وقتی به شهری مثل بروجرد می‌روید، زمان‌های کم با رفت‌وآمد‌هایی در طبیعت ترکیب می‌شود که اصلاً در پیش‌بینی نبوده است. زمان‌بندی و مدیریت در این شرایط بسیار کار سختی است. ما مجبوریم در شهر دیگر هم خیلی سبک سفر کنیم و عملاً کمک خاصی هم نداریم که نیروی انسانی سرعت کار را بالا ببرد. این چالشی بود که اتفاق می‌افتاد و ما با عشق، تطبیق شرایط و لطف خدا بر آن غلبه می‌کردیم و کار به سرانجام می‌رسید.

پربازدیدترین آخرین اخبار