رکورد افزایش حدودا ۳۰ هزار تومانی دلار فقط در ۱۲ روز/ آقای بانک مرکزی «در صورت ضرورت» یعنی چه؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۶۴۲۲۸
گزارش|

رکورد افزایش حدودا ۳۰ هزار تومانی دلار فقط در ۱۲ روز/ آقای بانک مرکزی «در صورت ضرورت» یعنی چه؟

دلار آزاد در چند روز گذشته از محدوده ۲۳۳ هزار تومان به حوالی ۲۶۴ هزار تومان رسیده است؛ بیش از ۳۰ هزار تومان افزایش در کمتر از دو هفته. بانک مرکزی در همین فاصله از برنامه عرضه ارز برای مدیریت بازار خبر داده و حالا تاکید کرده است نرخ فعلی ارز با متغیرهای بنیادی اقتصاد همخوانی کامل ندارد و در صورت ضرورت از ابزارهای قانونی خود استفاده خواهد کرد. با این حال، رشد قیمت متوقف نشده و همین مسئله عبارت «در صورت ضرورت» را به مهم‌ترین ابهام سیاست ارزی تبدیل کرده است.
دلار
آرین فضلی


به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری دانشجو، بازار ارز مهرماه را با دلار حدود ۲۳۳ هزار تومان آغاز کرد، اما مسیر قیمت خیلی زود تغییر کرد. دلار در هفتم مهر از ۲۵۰ هزار تومان عبور کرد، در روزهای بعد به محدوده ۲۵۸ هزار تومان رسید و تا زمان تنظیم این گزارش، نرخ آن در بازار آزاد به حوالی ۲۶۴ هزار تومان رسیده است. در یک بازه کوتاه، بیش از ۳۰ هزار تومان به قیمت هر دلار اضافه شده است.

این افزایش در شرایطی اتفاق افتاده که بانک مرکزی از میانه موج صعودی وارد عمل شده است. بانک مرکزی در هشتم مهر از آغاز عرضه ارز برای مدیریت بازار خبر داد و اعلام کرد در مرحله نخست، یک میلیارد دلار از طریق شعب منتخب بانک‌ها و صرافی‌های بانکی عرضه خواهد شد.

با این حال، بازار دوباره به مسیر صعودی برگشته است. حالا مسئله فقط این نیست که بانک مرکزی چه ابزاری برای مداخله دارد؛ مسئله این است که چرا با وجود اعلام برنامه عرضه ارز و تأکید بر وجود ابزارهای قانونی، قیمت همچنان سقف‌های تازه‌ای را امتحان می‌کند.

دلار بیش از ۳۰ هزار تومان بالا رفت

دلار در دوم مهر حدود ۲۳۵ هزار تومان معامله می‌شد. در هفتم مهر از ۲۵۰ هزار تومان عبور کرد و در هشتم مهر به حدود ۲۵۶ هزار تومان رسید. تا پایان هفته نیز قیمت در محدوده ۲۵۸ تا ۲۶۰ هزار تومان قرار گرفت و تا زمان تنظیم این گزارش، نرخ‌های بازار آزاد حوالی ۲۶۴ هزار تومان را نشان می‌دهند.

اگر عدد ۲۳۳ هزار تومان ابتدای این موج را مبنا قرار دهیم، دلار حدود ۳۱ هزار تومان افزایش یافته است؛ یعنی قیمت ارز در مدت کوتاهی بیش از ۱۳ درصد رشد کرده است.

این سرعت افزایش برای اقتصاد ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. دلار فقط یک قیمت در بازار ارز نیست. نرخ ارز در محاسبات واردکنندگان، قیمت مواد اولیه، بازار طلا و سکه و انتظارات تورمی اثر می‌گذارد. به همین دلیل، وقتی افزایش قیمت از چند هزار تومان در یک روز عبور می‌کند و به رشد چند ده هزار تومانی در چند روز می‌رسد، واکنش سیاستگذار اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

بانک مرکزی فقط تماشا نکرده است

نکته مهم اینجاست که نمی‌توان گفت بانک مرکزی در برابر این موج صرفا نظاره‌گر بوده است. بانک مرکزی در هشتم مهر اعلام کرد در مرحله نخست یک میلیارد دلار اسکناس از طریق شعب منتخب بانک‌ها و صرافی‌های بانکی عرضه می‌شود. همچنین افراد بالای ۱۸ سال امکان تأمین نیاز ارزی خود تا سقف ۱۰ هزار دلار با کارت ملی را دارند.

اما چند روز بعد، دلار همچنان در کانال‌های بالاتر معامله شد. گزارش‌های بازار از عبور دلار از ۲۶۳ هزار تومان در دهم مهر حکایت داشت و تا زمان تنظیم این گزارش نیز نرخ بازار آزاد حوالی ۲۶۴ هزار تومان بوده است.

این اتفاق به معنای بی‌اثر بودن قطعی مداخله نیست. عرضه ارز می‌تواند سرعت رشد قیمت را کم کند یا بخشی از تقاضا را پاسخ دهد، اما اگر انتظارات صعودی پابرجا بماند، بازار می‌تواند دوباره به سمت قیمت‌های بالاتر حرکت کند. همین‌جا تفاوت میان مداخله کوتاه‌مدت و مدیریت پایدار بازار خودش را نشان می‌دهد.

بانک مرکزی از قیمت فعلی دلار چه می‌گوید؟

بانک مرکزی در بیانیه دهم مهر، موضع خود را روشن‌تر کرد. این نهاد اعلام کرد بررسی‌هایش نشان می‌دهد سطح فعلی نرخ ارز با متغیرهای بنیادی اقتصاد همخوانی کامل ندارد و بخش قابل توجهی از فاصله ایجادشده تحت تأثیر افزایش نااطمینانی، فشارهای روانی و انتظارات بازار قرار گرفته است.

بانک مرکزی همچنین تاکید کرده هدفش دفاع از یک نرخ یا عدد مشخص نیست و مأموریت خود را حفظ ثبات پولی و ارزی و جلوگیری از ماندگار شدن نوساناتی می‌داند که پشتوانه بنیادی ندارند.

این تفکیک مهم است. قرار نیست هر افزایش نرخ ارز با یک قیمت دستوری پاسخ داده شود. اما وقتی خود سیاستگذار بخشی از نرخ موجود را ناشی از عوامل غیربنیادی می‌داند، انتظار از سیاست ارزی دیگر فقط اعلام موضع نیست. بازار باید بتواند اثر این تشخیص را در رفتار سیاستگذار ببیند.

یک نقل‌قول که شدت جهش را نشان می‌دهد

شدت حرکت بازار فقط در نمودار قیمت دیده نمی‌شود. کامران سلطانی، دبیر پیشین کانون صرافان، در ششم مهر درباره جهش آن روزهای بازار گفته بود شدت افزایش قیمت‌ها حتی برای فعالان و صرافان نیز قابل پیش‌بینی نبوده است. او افزایش‌های چندروزه را غافلگیرکننده توصیف کرده بود.

این اظهارنظر مربوط به ابتدای موج اخیر است؛ زمانی که دلار تازه از مرز ۲۴۵ هزار تومان عبور کرده بود. چند روز بعد، قیمت به حوالی ۲۶۴ هزار تومان رسیده است.

فاصله این دو عدد نشان می‌دهد مسئله فقط یک جهش مقطعی در ابتدای مهر نبوده و روند صعودی توانسته در روزهای بعد نیز ادامه پیدا کند.

مسئله فقط عرضه دلار نیست

بانک مرکزی ابزار عرضه ارز را به کار گرفته، اما رفتار بازار نشان می‌دهد مسئله را نمی‌توان فقط با حجم عرضه توضیح داد.

وقتی فعال اقتصادی انتظار دارد ارزش ریال کاهش پیدا کند، تقاضا برای ارز می‌تواند حتی با افزایش عرضه نیز دوباره شکل بگیرد. به همین دلیل، مداخله ارزی زمانی پایدارتر خواهد بود که هم‌زمان بتواند انتظارات را نیز مدیریت کند.

در همین چارچوب، بانک مرکزی در بیانیه اخیر از افزایش نااطمینانی و فشارهای روانی به‌عنوان بخشی از عوامل موثر بر قیمت فعلی نام برده است. این یعنی خود سیاستگذار هم پذیرفته که بخش مهمی از معادله در ذهن فعالان اقتصادی شکل می‌گیرد.

بنابراین، عرضه ارز تنها یک بخش از پاسخ است. بخش دیگر، ایجاد تصویری قابل پیش‌بینی از سیاست ارزی است؛ به‌خصوص برای تولیدکننده و واردکننده‌ای که باید برای هفته‌ها و ماه‌های آینده تصمیم بگیرد.

فاصله میان نرخ بازار و سیاستگذار

در بازار فعلی، یک شکاف مهم میان قیمت مشاهده‌شده و سیاست رسمی وجود دارد. بانک مرکزی از یک سو می‌گوید نرخ فعلی با متغیرهای بنیادی اقتصاد همخوانی کامل ندارد و از سوی دیگر تاکید می‌کند از یک عدد مشخص دفاع نمی‌کند. در فاصله میان این دو گزاره، دلار از محدوده ۲۳۳ هزار تومان به حوالی ۲۶۴ هزار تومان رسیده است.

این همان جایی است که سیاستگذار باید بتواند برای بازار توضیح دهد چه زمانی یک روند قیمتی از نظر آن دیگر صرفا نوسان بازار نیست و به مسئله‌ای برای مداخله تبدیل می‌شود.

قرار نیست عددی به‌عنوان خط قرمز اعلام شود. اما سرعت رشد، ماندگاری قیمت‌های جدید، اثرگذاری بر انتظارات و فاصله نرخ با متغیرهای اقتصادی می‌توانند در تصمیم سیاستگذار نقش داشته باشند.

بانک مرکزی نیز در بیانیه خود گفته زمان، حجم و نحوه استفاده از ابزارهای مداخله‌ای را بر اساس شرایط بازار، نیازهای اقتصاد و کفایت ذخایر تعیین خواهد کرد.

قانون هم مسئولیت بانک مرکزی را روشن کرده است

بر اساس ماده ۴۴ قانون بانک مرکزی، نظام ارزی کشور شناور مدیریت‌شده است و بانک مرکزی موظف است بازار ارز را به‌گونه‌ای مدیریت کند که ضمن حفظ ارزش پول ملی، نوسانات نرخ ارز کاهش یابد. همین ماده امکان مداخله بانک مرکزی در بازار ارز و خرید و فروش ارز یا اوراق مالی مبتنی بر ارز را پیش‌بینی کرده است.

بنابراین، اصل مداخله ارزی نه یک اقدام خارج از وظایف بانک مرکزی، بلکه بخشی از ابزارهای قانونی سیاست ارزی است.

در مقابل، قانون نیز بانک مرکزی را مکلف نکرده است که هر تغییر قیمت را خنثی کند. نظام شناور مدیریت‌شده یعنی نرخ ارز می‌تواند تغییر کند، اما سیاستگذار در برابر نوسانات آن نیز مسئولیت مشخصی دارد.

وقتی دلار ۲۶۴ هزار تومان شده، ضرورت کجاست؟

اینجا دیگر مسئله را نمی‌توان صرفا با تکرار اینکه بانک مرکزی بازار را رصد می‌کند توضیح داد. در ابتدای موج اخیر، دلار حدود ۲۳۳ هزار تومان بود. حالا نرخ حوالی ۲۶۴ هزار تومان است. بانک مرکزی در همین فاصله برنامه عرضه ارز را آغاز کرده و در بیانیه اخیر نیز اعلام کرده نرخ فعلی با متغیرهای بنیادی اقتصاد همخوانی کامل ندارد.

بنابراین، نقد اصلی متوجه این نیست که چرا بانک مرکزی یک نرخ مشخص را پایین نمی‌آورد. چنین انتظاری نه با نظام شناور مدیریت‌شده سازگار است و نه الزاما سیاست درستی محسوب می‌شود.

نقد به نقطه دیگری برمی‌گردد. وقتی سیاستگذار هم رشد قیمت را می‌بیند، هم از عوامل غیربنیادی سخن می‌گوید و هم ابزار مداخله در اختیار دارد، باید روشن‌تر کند معیار عبور از رصد به اقدام چیست.

ضرورت باید در عمل دیده شود

بازار ارز طی روزهای اخیر از محدوده ۲۳۳ هزار تومان به حوالی ۲۶۴ هزار تومان رسیده است؛ افزایشی بیش از ۳۰ هزار تومان و معادل بیش از ۱۳ درصد. هم‌زمان، بانک مرکزی عرضه ارز را برای مدیریت بازار آغاز کرده و در بیانیه اخیر نیز اعلام کرده نرخ فعلی ارز با متغیرهای بنیادی اقتصاد همخوانی کامل ندارد.

پس مسئله امروز بازار فقط قیمت دلار نیست. مسئله، فاصله میان تشخیص سیاستگذار و نتیجه‌ای است که روی تابلو دیده می‌شود.

بانک مرکزی حق دارد از اعلام نرخ هدف یا جزئیات عملیات خودداری کند. ذخایر ارزی نیز نامحدود نیست و مداخله نمی‌تواند جای سیاست‌های ضدتورمی و اصلاحات اقتصادی را بگیرد. اما وقتی سیاستگذار می‌گوید بخشی از نرخ موجود غیربنیادی است، بازار انتظار دارد این تشخیص در سیاست عملی نیز قابل مشاهده باشد.

در نهایت، سوال اصلی همچنان باقی است؛ اما این بار پشت آن چند عدد قرار دارد:دلار به حوالی ۲۶۴ هزار تومان رسیده، بانک مرکزی از مداخله و عرضه ارز برای مدیریت بازار می‌گوید و خود سیاستگذار بخشی از نرخ موجود را غیربنیادی می‌داند؛ پس در صورت ضرورت دقیقا از کجای این مسیر آغاز می‌شود؟

پربازدیدترین آخرین اخبار