صدايي كه جمعه‌ها را ماندگار كرد + فايل صوتي
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۳۳۹۰
به بهانه تجليل از محمدرضا سرشار

صدايي كه جمعه‌ها را ماندگار كرد + فايل صوتي

«دوستان سلام نيمروز جمعه‌تون بخير، حال و احوالتون كه خوبه، طوطيان شكرشكن و راويان اخبار»؛ اين جملات، ظهرهاي جمعه‌هايمان را براي 24 سال ماندگار كرد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ زهرا جعفري؛ قصه ظهر جمعه ... بسم الله الرحمن الرحيم ... دوستان سلام نيمروز جمعه تون بخير ... حال و احوالتون كه خوبه ... طوطيان شكرشكن و راويان اخبار ...
 
اين گفته را 24 سال ظهرهاي جمعه با صدا و نواي آرام محمدرضا سرشار شنيديم و در قصه هايش غرق شديم و خودمان را جاي آدم هاي قصه گذاشتيم ...
 
تاريخچه برنامه قصه ظهر جمعه به سال 1319 برمي گردد كه به وسيله فضل الله مهتدي پايه گذاري شد، اما صداي دلنشين محمدرضا سرشار از 22 بهمن 60 نوازشگر لحظاتمان گرديد و 24 سال پير و جوان و كودك را با خود به دل قصه هاي تلخ و شيرين برد و خاطرات زيادي را به يادگار گذاشت.
 
برنامه سرشار در آن زمان جزو پرشنونده ترين برنامه هاي راديو بود تا جايي كه رزمندگان در جبهه ها با داستان هاي او همراه بودند.
 
كمتر كسي است كه صدا و لحن گيراي سرشار را در ظهرهاي جمعه به ياد نياورد، «قصه هيزم شكن و بلوط»، «قصه معركه گير»، «قصه نمي تونم دروغ بگم» و هزاران قصه ديگر كه در ياد و خاطره مان مانده است.
 
محمدرضا سرشار در 23 خرداد سال 1332 به دنيا آمد. خانواده‌اش در اصل شيرازي بودند، از كودكي علاقه شديدي به مطالعه داشت و در دوره دبيرستان، جذب برنامه‌هاي مذهبي و فرهنگي مسجد شد. مطالعه فراوان كتاب‌هاي مذهبي و بهره‌گيري از برنامه‌ها و سخنراني‌هاي دلنشين مسجد، پايه‌هاي اعتقادي او را محكم‌تر ساخت.

گرايش به نوشتن در او به شكل گسترده‌اي ريشه دوانده، و او را براي نوشتن مصمم‌تر از پيش كرده بود. قصه «برفي» اولين اثري بود كه در كلاس درس دوره آموزش سپاه دانش نوشت و نشانه‌هايي از استعداد خود را آشكار كرد. در سال 54 در رشته مهندسي صنايع دانشگاه علم و صنعت پذيرفته، و براي ادامه تحصيل روانه تهران شد. اين هجرت، آغاز نويني براي بروز استعدادهاي بالقوه او شد؛ به طوري كه همزمان با حضور در دانشگاه به تدريس در مدارس پرداخت.
 
با شروع انقلاب در كشور و تعطيلي دانشگاه‌ها، سال‌هاي تحصيل به درازا كشيد و سرانجام در سال 61 پس از گذراندن موفق 81 واحد درسی، اين رشته را ناتمام گذاشت و به اخذ مدرك فوق ديپلم اكتفا كرد. بین سال های 61 تا 63 به تحصيل در رشته نمايشنامه‌نويسي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران پرداخت، اما در سال 63 و در چهارمين ترم تحصيلي، با آن که از سوی رئیس وقت گروه- دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی - نامزد بورسیه شدن برای ادامه تحصیل در خارج کشور (ترجیحاً انگلیس) بود، آن را هم ناتمام رها كرد.
 
در سال 1381، در رشته نمايش دانشكده هنر و معماري دانشگاه آزاد تهران مركز به تحصيل مشغول شد، اما پس از مدت كوتاهي، آن را نيز رها كرد. سرانجام نيز در سال 1385 به خاطر مجموعه فعاليت‌هاي ادبي و فرهنگي 30 ‌ساله خود، از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به دريافت نشان درجه يك ادبي (معادل دكتري) نايل آمد.
 
اولين كتاب خود را در سال 1356به نام «خرگوش‌ها» و با نام مستعار «رضا رهگذر» منتشر كرد تا اينكه در سال 1357 به دليل فعاليت‌هاي سياسي دستگير و روانه زندان شد؛ وي مدتي بعد همراه با ساير زندانيان سياسي آزاد گرديد. سه كتاب برجسته او كه كودكان آن دوران و بزرگ‌سالان حالا با آن انس گرفته و بسياري، آن را بارها و بارها خوانده و لذت برده‌اند، «اصيل‌آباد»، «اگه بابا بميره» و «سگ خوب قصه ما» نام دارد.

پس از پيروزي انقلاب، سرشار به همكاري با انتشارات كمك‌آموزشي آموزش و پرورش دعوت شد و در كنار آن، سردبيري مجله رشد دانش‌آموز (جانشين مجله پيك) را پذيرفت؛ بنا به گفته خودش، هيچ‌يك از شماره‌هايي كه زير نظر او تهيه شده بود، چاپ نشد و به علت تغيير و تحولاتي كه در آموزش و پرورش به وجود آمد، اين مجله‌ها براي مدتي تعطيل شد.

سرشار در مهر ماه سال 1360 فعاليت در راديو را تجربه كرد. همزمان به سردبيري برنامه‌هاي خردسالان، كودك و قصه ظهر جمعه منصوب، و كمي بعد با حفظ سمت، مسئول دفتر كودكان و نوجوان راديو شد.
 
در بيست و دوم بهمن همان سال اتفاق تازه‌اي در زندگي او و بسياري از مخاطبان راديو افتاد. شنوندگاني كه تا پيش از آن با صداي صبحي، قصه‌گوي آشنا انس گرفته بودند، اينك صداي گرم و تازه‌اي را مي‌شنيدند كه از دنياي قصه‌ها و حماسه پهلواني‌هاي قهرمانان، برايشان داستان مي‌گفت.
 
او، اولين نفري است كه به اين وسعت و در زمان طولاني به اين كار پرداخته است؛ در سال 63 اتفاق خوش‌يمني براي او افتاد و پس از آن شكوفايي اين دوره از فعاليت‌هاي او آشكارتر گرديد. دو اثر از او، در مراسم كتاب سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزيده شد و موجبات سفري روحاني به سرزمين نور را برايش فراهم كرد.

طرح آموزش مكاتبه‌اي قصه‌نويسي و تشكيل كلاس‌هاي حضوري آموزش قصه‌نويسي از مهم‌ترين كارهاي او بود كه نويسندگان زيادي را به دنياي ادبيات معرفي كرد و استعدادهاي ناشناخته را تحت آموزش گرفت.

در سال 59 به اتفاق وحید نیکخواه آزاد، مهدی ارگانی و مصطفی رحماندوست، خانه هنر و ادبیات کودکان و نوجوانان را تاسیس کرد، اما با گذشت حدود دو سال از آن مجموعه جدا شد.

در سال 65 با عده‌اي از نويسندگان و شاعران، دفتر ادب و هنر كودك و نوجوان را پي‌ريزي كرد و از طرف اعضاي آن به عنوان يكي از سه عضو هيئت‌مديره انتخاب شد.

علاوه بر فعاليت‌ها و مسئوليت‌هايي كه سرشار در اين سال‌ها داشت، نوشتن، دغدغه اصلي او بود؛ گاه در كسوت نويسنده، گاه منتقد، گاه ويراستاري نكته‌بين و گاه در داوري و انتخاب كتاب برگزيده سال كه از سوي نهادهاي مختلف برگزار مي‌شد.

سرشار هم اکنون با عنوان رئیس علمی گروه ادبیات اندیشه پزوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و عضو هیئت علمی این مرکز پژوهشی به کار مشغول است.
 
بهانه اين نوشته تجليلي است كه بسيج دانشجويي دانشگاه تربيت مدرس براي اين استاد بزرگوار تدارك ديده است؛ استادي كه در روزهاي گذر از فتنه نيز ساكت نماند و نشان داد كه هنرمند بابصيرت انقلابي در مقابل چنين اتفاقاتي سكوت نمي كند و تا پاي جان براي وطنش مي ايستد، حتي با قلمش.

تا باشد كه ارج نهيم و حفظ كنيم چنين هنرمندان ارزشمند و انقلابي را ....
 
براي دريافت فايل صوتي تيتراژ قصه ظهر جمعه لينك ذيل را كليك كنيد.
 
 
 
 
 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار