کد خبر:۱۶۴۷۶۰
در استقبال از سيامين دوره جشنواره بينالمللي فيلم فجر؛
هنر را با سياستزدگي و التهاب مخلوط نكنيد
در حالي به روزهاي برگزاري سيامين دوره جشنواره فيلم فجر نزديك ميشويم كه تمام دوستان شمشيرها را نه تنها از رو بسته بلكه از غلاف بيرون آوردهاند و عن قريب است كه گردن يكديگر را بزنند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ سيامين دوره جشنواره بين المللي فيلم فجر در حالي به روزهاي آغازين خود نزديك ميشود كه در هالهاي از التهاب و پريشاني با مصائب و مشكلاتي چند، دست و پنجه نرم مي كند؛ مصائب و مشكلاتي كه سالهاي سال است سينماي ايران را عذاب مي دهد و اهالياش را به خاك سياه نشانده و هيچكس هم گويا جوابگويش نيست. مسائلي كه بيش و پيش از آنكه صنفي و هنري باشد، زاييده سياستزدگي و تعصب است و پروريده تعلقات باندي و شخصي؛ به راستي چرا چنين؟!
سي سال از تولد اين جشنواره ميگذرد. قبول كنيم كه سي سال خودش يك عمر است و به راستي چرا پس از گذر اين عمر طولاني و اين همه تجربه متفاوت و متنوع ما هنوز اندر خم يك كوچه برگزاري يك جشنواره آبرومند مانده ايم و گويي هيچچيز جاي خودش نيست؛ همه چيز در التهاب و آشفتگي غوطهور است به ويژه آنكه دعواي اخير معاونت سينما و خانه سينما كه ادامهاي بر دعواهاي دور و دراز ميان اين دو گروه است، مزيد بر علت گشته و بر التهاب و آشفتگي بيش از پيش جشنواره امسال افزوده است.
سالهاست كه داريم تكرار مي كنيم اي مديران محترم! اي سياستگذاران عزيز! اي همه برگزار كنندگان همه بخشهاي جشنواره اي، تمام كساني كه مستقيم و غير مستقيم و از دور و نزديك دستي بر آتش اين جشنواره داريد، شما را به خدا بياييد و يك بار براي هميشه تكليف ما را با اين جشنواره و تكليف اين جشنواره را با ما مشخص كنيد. اصلا بياييد و يك بار براي هميشه تكليف سينما را مشخص كنيد. بياييد به اين بينديشيم و به دنبال اين باشيم كه دامن پاك هنر را از لكه ننگ و سياستزدگي و دعواهاي چندشآور شخصي و گروهي پاك كنيم. بيايد بگذاريم هنرمندان واقعي يك نفس راحت بكشند؛ همانها كه از يك طرف زير فشار اختاپوس هزار رنگ فيلم فارسيهاي مبتذل، له شدهاند و از طرف ديگر در چنبره تصويه حسابهاي سياسي و سليقهاي و شخصي اين و آن نابود گشته اند. شما را به هر آن چيزي كه ميپرستيد قسم ميدهيم، بياييد و دست از سر اين سينما برداريد و اين بيمار رو به احتضار را حداقل به حال خود رها كنيد!
در حالي به روزهاي برگزاري سيامين دوره جشنواره فيلم فجر نزديك ميشويم كه تمام دوستان شمشيرها را نه تنها از رو بسته بلكه از غلاف بيرون آورده اند و عن قريب است كه گردن يكديگر را بزنند!
خانه سينما! به كجايش بخنديم و بر كجايش بگرييم؛ بر خانه بودنش يا سينمايي بودنش. مگر نه اينكه خانه محل محبت و مهرباني و رافت و ايثار و گذشت و در يك كلمه محل زندگي است، پس اين چه خانهاي است كه يك سره از آن بوي توهين و تخريب و لجبازي و سياسي كاري ميآيد؟!
از سوي ديگر چرا مديران سينماي به ويژه معاونت محترم آن، كه خود مسبوق به سابقه فيلمسازي و هنرورزي است و قطعا دردها و درمانهاي اين حيطه را شايد بهتر از ديگران مي داند، قدري با سعه صدر و گذشت و محبت بيشتر برخورد نميكند؛ البته شايد هم قضيه جور ديگري است و نگارنده بر كنه وقايع اطلاع و تسلطي ندارد، اما يك چيز كاملا مسلم است و آن اينكه سينماي اين كشور جز با همياري و همراهي دلسوزان و همدلي و محبت و ايمان و جز با سعه صدر و آگاهي و رافت و همكاري به سر منزل مقصود نخواهد رسيد و اگر چيز جز اين باشد كه ظاهر چنين است، آنهم از اين دست كه ميبينيم با اين هجم انبوه از بدلي و كينه و توطئه و تخطئه، قطعا راهي به جز سراشيبي سقوط نخواهد پيمود و جايش جز در چاه و چاله پديد آمده از كينه و نفرت نيست!
چند روزي بيشتر تا شروع سيامين دوره جشنواره فيلم فجر باقي نمانده و سينما محلي شده براي فرياد كشيدن و شمشير زدن و همه آنچه گفتيم. به راستي كه چه حديث غمانگيزي است! چه حكايت دردآوري و چه قصه تلخي.
آيا به راستي هيچ راه ديگري نيست؟ آيا به راستي راهي و كسي و نفسي براي نجات باقي نمانده؟ كسي كه نفسش حق باشد و حرفش چون از دل برآمده لاجرم بر دل نشيند! آه دردمان را به كه بگوييم... ؟!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰