کد خبر:۱۶۵۳۵۹
هنر باید حسابی باشد - 5
همه هنرمندان مشتی مجنون و دیوانهاند؟
«گویی همه هنرمندان مشتی مجنون و دیوانهاند که بدون داشتن عقیده واقعی و راستین به حقیقتی، از آن دم میزنند و مثلا با محوریت آن کار هنری انجام میدهند ...»
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ «تعهد هنرمند باید از باطن چشمه سار هنر او بیرون بجوشد نه اینکه از بیرون همچون لعابی نازک از رنگ بر هنر او بنشیند... چه کس یا کسانی معنای این کلمات را می فهمند؟! که اگر می فهمیدند دیگر تفاوتی میان هنر و هنرمندِ خالق آن وجود نداشت.
هنری که اینگونه نباشد، به هیچ ضرب و زوری، حتی با الصاق آیه یا حدیثی گرانقدر، هنرِ دینی، تاثیر گذار، فاخر، ارزشمند یا... هر چه که اسمش را بگذاریم، نمی شود.
هنر عین پیام و تعهد است و انتزاع این دو از یکدیگر و انکار نسبت که مابینشان وجود دارد از اصل بی معنا و محال ... و عاقبت این کار به جنونی مذموم می انجامد... و گویی همه هنرمندان مشتی مجنون و دیوانه اند که بدون داشتن عقیده واقعی و راستین به حقیقتی، از آن دم می زنند و مثلا با محوریت آن کار هنری انجام میدهند.»
گویی باور قلبی همه هنرمندان این است که هنر چیزیست و تعهد هنرمند چیز دیگری؛ اما سید مرتضی آوینی اینچنین نبود و اینچنین نمی اندیشید.
اینچنین نمی اندیشید که جز برای روایت جبهه های حق علیه باطل ننگاشت و دوربینش ضبط کننده چیزی جز مظلومیت حق در برابر کفر نبود. تعهد هنرمند باید از باطن چشمه سار هنر او بیرون بجوشد نه اینکه از بیرون همچون لعابی نازک از رنگ بر هنر او بنشیند.
میان احساسات و عقل و اعتقادات انسان نیز در اصل و منشاء اشتراک و اتحادی است که مع الاسف در فرهنگ رایج جهانی معقول واقع شده است.
بر مبنای این خطای عام هنرمند اگر چه سعی دارد خوب احساس کند، اما میان احساس خویش و حکمت و معرفت رابطه ای نمی بیند.
هنر عین پیام و تعهد است و انتزاع این دو از یکدیگر و انکار نسبت که مابینشان وجود دارد از اصل بی معنا و محال ... و عاقبت این کار به جنونی مذموم می انجامد، چرا که هنر در اصل و ذات خویش عین حکمت و معرفت و تفکر است.
هنر از مجلای آن شمس عالم افروز حقیقت باشد، معربی است برای تکامل و متعالی روح هنرمند و اگر نه حجاب اکبر است.
حقیقت هنر عین تعهدات و اصلا معنی ندارد که ما نخست این دو را مستقل از یکدیگر فرض کنیم و بعد بنشینیم و مجادله کنیم که اصلا هنر، تعهد و میثاق می پذیرد یا نه.
هنر اگر بار دیگر مجلای آن حقیقت واحد و ثابت قرار بگیرد به اصل خویش رجحت خواهد کرد و امانتدار همان میثاقی خواهد شد که در ازل انسان با خدا بسته است.
هنری اینچنین ذاتا مبارزه جوست. اصل آن است که هنرمند پیش از آنکه هنرمند است انسان باشد و بدان میثاق ازلی که با حق بسته است وفا کند یعنی مبارزه کند با شرک و کفر و طواغیت.
هنرمند در میان سایر انسانها همچون بلبل است در میان پرندگان و وجه تمایز او نیز در شیدایی است و بیان خوش.
مرادم از شیدایی حق است اما همچنان که در نزد غالب انسانها، القائات نفس از دعوات شیطان تشخیص پذیر نیست چه بسا که شیفتگی شیطان با شیدایی حق مشتبه گردد ... و غالبا چنین است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰