کد خبر:۱۶۶۵۹۳
نگاهي به سريال تلويزيوني «شوق پرواز»؛
پرواز بر فراز آشيانه فاخته!
بيترديد مهمترين و اصليترين وجه اهميت و شاخص شدن سریال «شوق پرواز»، توجه و تمركز داستان سريال در زندگي شهيد عباس بابايي است كه ...
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، سريال تلويزيوني شوق پرواز بهعنوان يكي از مهمترين مجموعههاي در حال پخش، از چند وجه قابل توجه و تأمل است كه اين حضور متنوع ارزش و اهميت خاصي براي اثر نمايشي ترتيب ميدهد كه همه آنها در مجموعه ميتواند به هرچه بهتر و دقيقتر ديده شدن و مورد نقد و تحليل قرار گرفتن اين سريال كمك كند.
بيترديد مهمترين و اصليترين وجه اين اهميت و شاخص شدن، توجه و تمركز داستان سريال در زندگي شهيد عباس بابايي است كه بيترديد يكي از برجستهترين و جذابترين شخصيتهاي سالهاي پيروزي انقلاب و جنگ هشت ساله است.
اين ارزش و اهميت هم به لحاظ ويژگيهاي شخصي و شخصيت شهيد بابايي در زندگي فردي و به لحاظ نقشآفريني او در دوران جنگ فراهم آمده است.
اما وقتي اين اثر را از منظر نوع رويكرد مجموعههاي نمايشي تاريخ تلويزيون در حوزه شخصيتهاي ملي و بويژه رزمندگان جنگ بررسي ميكنيم به يكي از نقاط و نكات مهم در حوزه آسيبشناسي اين آثار نمايشي منتهي ميشويم كه همانا نگاه تخت و يكنواخت و شعاري منتشر و تزريق شده و هويدا در اين طيف از آثار نمايشي است؛ به نحوي كه با مرور نمونههاي نهچندان متنوع و متعدد اين حوزه در مييابيم كه عموما يك نگاه كليشهاي در بعد شخصيتپردازي اين افراد وجود داشته بهنحوي كه ضمن سلب جذابيت كار با ايجاد فضاي اقرار شده و دافعهبرانگيز براي مخاطب از قدرت باورپذيري كار كاسته و در نهايت منجر به توليد آثار ميشوند كه هيچگاه به ماندگاري و تأثيرگذاري مطلوب و قابل دفاعي نميرسند.
اين همان اتفاقي است كه با عنوان مهمترين و جديترين آسيب و آفت اين دست آثار قابل توجه و اشاره است و اتفاقي كه تا حدودي و شايد بتوان گفت به ميزان قابل ملاحظهاي در سريال شوق پرواز هم رخ داده گرچه كارگردان و نويسنده تلاش كرده ضمن تدبيرها و تداركهاي بهلحاظ پرداخت و روايت داستاني از اين آفت و عارضه قدر فاصله بگيرد كه بايد ديد با ادامه پخش سريال به چه اندازه ميتوان به اين مهم نائل آيد.
يكي از مؤلفههاي كه از اين جهت مورد توجه قرار گرفته و نكته قابل دفاع و مثبتي در نحوه روايت سريال به حساب ميآيد نگاه غير مستقيمي است كه در برخي از بخشها و منظرها به زندگي شهيد بابايي داشته و از دريچه زندگي زوج به بنبست رسيده و عازم مهاجرت از كشور به آن سوي آبها، توجهي غيرمستقيم و تقابل مدارانه به زندگي شهيد بابايي و خانوادهاش مياندازد و تلاش ميكند با ايجاد اين موقعيت تقابلآميز ميان اين دو فرصتي فراهم كند تا روايت زندگي شهيد از حالت كليشهاي و دمدستي خارج شده و به فضاي جذاب و درآماتيك از نوع تقابل و تضاد شخصيتها نائل آيد، اما اينكه اين فضا تا چه حد توانسته به نقطه مطلوب منتهي شود و اينكه چنين رويكردي در مقام اجرا و فيلمنامه تا چه حد جواب داده باز جاي سوال و تأمل دارد.
نكته ديگري كه تا اينجاي كار و تا اين قسمتهاي پخش شده از سريال لازم به يادآوري است، تفاوت ميان چهرهپردازي شخصيتي شهيد بابايي واقعي و بابايي فرشتهگون است كه ميبايستي با ايجاد تغيير در وجه اقرارآميز فرسايندهاي كه در ذهنيت مخاطب نسبت به اينگونه كاراكترها وجود دارد و موجبات بيگانگي مخاطب با كليت كار را فراهم ميكند، تدارك ديده شود و بهعبارت ديگر شخصيتپردازيهاي از فردي و اغراق و بيروح بودن و عدم استحكام و پرداخت درآماتيك به معناي درست كلمه و به شكل جامعه و مانع آن بهسمت يك شخصيتپردازي درست و اصولي پيشرود كه ضمن مبتني بودن بر واقعيت عيني و تاريخ واقعي كه دستمايه اصلي سريال است، بر وجوه درآماتيك و مؤلفههاي نمايشي جذاب اثر هم وفادار باشد.
فراموش نكنيم كه دست كم گرفتن مخاطب امروز سريال هاي تلويزيوني در حالي كه او زير پوشش گستره رسانههاي مختلف بيداري مي باشد، كاري است كه ميتواند به نتايجي نهچندان مطلوب و گاه زخيم منجر شود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰