کد خبر:۱۷۰۴۹۷
نقدي بر جشنواره سيام فيلم فجر - بخش شانزدهم؛
«پل چوبي» و حفرههاي فراوان فيلمنامه
فيلمنامه «پل چوبي» حفرههاي زياي دارد شخصيتهاي آن در نيامده و منطق رواييشان دچار مشكل است به اين معنا كه حتي همين داستان نيمبند و ساده را هم نميتواند روايت كند كه البته ...
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، فيلم سينمايي «پل چوبي» ساخته مهدي كرمپور صبح امروز در سالن رسانههاي گروهي برج ميلاد به نمايش در آمد. پل چوبي در زمان ساخت از حواشي و تبليغات قابل توجهاي سود برد و فضايي پر و پيمان از اطلاعات مربوط به فيلم در سطح رسانههاي گروهي منتشر شد گر چه همه ما سينماي ايران را سينماي حواشي و نه متن ميشناسيم اما با روبهرو شدن با امثال پل چوبي اين تمايز و تزوير بيش از پيش نمايان ميشود.
مهم نيست كه حواشي حول يك فيلم به چه ميزان و از چه جهت باشد بلكه مهم اين است كه يك فيلم بتواند حداقلهاي استانداردهاي بصري و ويژگيهاي ارزشمند ساختاري و مضموني را دارا باشد اما مواجه با فيلمي همچون «پل چوبي» تمام اين معادلات را بر هم ميزند و چيزي براي دفاع باقي نميگذارد به ويژه وقتي با حجم بالايي از تبليغات و حواشي خودت را براي ديدن يك اثر خوب و قابل تحمل آماده كرده باشي.
اما فيلم پل چوبي از اين حداقلها برخوردار نيست و مهدي كرمپور يكي از بدترين فيلمهايش را ساخته. فيلمي كه تحقيقا و نه تقريبا ميشود گفت هيچ چيز آن در نيامده و از اساس با مشكلات جدي روبهرو است مشكلاتي كه از فيلمنامه گرفته تا ميزانسن و دكوپاژ و شخصيتپردازي و حتي بازيگري را در بر ميگيرد و در يك چينش غلط به معجوني آشفته مبدل ميشود معجوني كه معلوم نيست قرار بوده چه شاهكاري باشد كه به اين جا منتهي شده و چنين چيزي را نتيجه داده است.
فيلمنامه «پل چوبي» حفرههاي زياي دارد شخصيتهاي آن در نيامده و منطق رواييشان دچار مشكل است به اين معنا كه حتي همين داستان نيمبند و ساده را هم نمي تواند روايت كند كه البته شايد عمدهترين دليل اين اتفاق ادا و اطوارهايي باشد كه فيلمساز براي به اصطلاح يك بازي فرمي، مرتكبشان شده و همين امر كل فيلم را به باد فنا داده است.
اصلا قابل تحليل نيست كه چرا دوستان ما در عرصه فيلمسازي تلاش ميكنند اين قدر لقمه را دور دهنشان بگردانند و چرا از بيان يك داستان عادي و يا پيچيده عاجزند؟ چرا هيچ چيز فيلمشان درست از آب در نميآيد؟ چرا گرهافكني و گرهگشايي در آثارشان جاي درستي ندارد و اصلا رخ نميدهد؟ چرا شخصيتها و تيپهايشان اين همه حفره، افتادگي و لكنت دارد؟ چرا از در آوردن يك ميزانسن عادي و جزئي عاجزند و آن وقت اجرشان را پشت ادا و اطوارهاي رنگ و وارنگ مخفي ميكنند كه البته قابل مخفي كردن هم نيست و دم خروس بدجوري بيرون زده.
«پل چوبي» فيلم بدي بود و حتي آنچه تا به اينجا گفتيم نيز نياز نيست؛ چرا كه خود فيلم با يك بار تماشا همه چيز را با وضوح هر چه تمامتر به تماشاگر منتقل ميكند شايد جايگاه نقد و نظر در چنين موقعيتي تنها يادآوري اين نكته باشد كه به راستي سينماي ايران به كجا ميرود؟! به كجا؟!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰