از ذخائر انسانيمان در بحث راهيان نور و انقلاب استفاده نكرديم/راويان رزمنده را از دست ندهيم
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ همه ساله نزديك سال جديد رنگ و بوي تازهاي در شهرها ميپيچد و كاروان راهيان نور با شور و حالي مشابه زمان جنگ راهي بازديد از مناطق عملياتي ميشوند؛ در اين ميان تكاپوي دانشجويان براي حضور در اين مناطق حال و هواي ديگري دارد.
از مهمترين بحثهاي اين اردوها انتقال مطالب به دانشجويان و زائران است كه نقش مهمي در انتقال مفاهيم دفاع مقدس ايفا ميكند. اين بار سخت و سنگين بيشتر بر دوش راويان حماسه و شهادت است؛ راوياني كه گاه خود، آن فضا را لمس كردهاند (كه در اين نوشتار راوي تجربي خوانده ميشوند) و گاه از فضاي جبههها به علت سن كمشان دور بودهاند.
در اين راه مقدس مشكلات و سختيهايي گريبانگير راويان مقاومت و ايثار است كه در اين مجال به بحث پيرامون آن با دو تن از راويان دفاع مقدس پرداختهايم.
اميريان، مسئول موسسه راويان و مدير اجرايي موسسه شهيد حسن باقري كه خود از راويان دانشجويي آموزش ديده است و مصطفوي، راوي باسابقه جبهه و جنگ و يكي از خون دل خوردههاي بعد از جنگ است.
آسيبشناسي روايتگري جنگ
خبرگزاري دانشجو- نظر شما پيرامون تقويت و تربيت روايتگرهاي دانشجويي و جوان چيست؟
مصطفوي: اصل موضوع بسيار پسنديده است و در آن هيچ شكي نيست؛ اما نحوه عملكرد فعلي مورد سوال است و قابل قبول نيست. مثلا همين ديروز بنده با يكي از دوستان رزمنده تماس گرفتم. وي به من گفت كه فردا راهي دوكوهه است و 300 نفر راوي را براي آموزش به منطقه جنوب ميبرد كه البته همه جوان هستند و جنگنديده؛ در صورتيكه آن شخص الان مسئوليتي دارد كه من انتظار داشتم حداقل 30 رزمنده جنگ را دور هم جمع كرده باشد و براي روايت به منطقه ببرد. حالا بهتر ميشد كه در كنار اين 30 نفر، 300 نفر دانشجو جوان هم همراه ميشدند. فكر ميكنم در اين زمان كه خبر بيماري و از كارافتادگي رفقايمان هر روز به گوش ميرسد اين نوع اقدام بسيار لازم است چون جانشين اين ذخيرههاي جنگ را بدون ارتباط با آنها نميتوان خوب تربيت كرد.
در بحث آموزشهاي اين جوانان هم اشتباه زياد وجود دارد. نحوه آموزشها نيز مورد بحث است. مشكل ديگر اين راه، پيدا كردن آدمهاي محكم و مستقل است كه در اين راه تا آخر بايستند؛ مثلا همين دورههاي اوليه آموزش راويان دانشجويي كه امثال آقاي اميريان در آن تربيت شدند، در اين دوره حدود 70 نفر آدم شركت داشتند، ولي فقط 10 الي 12 نفر پاي كار ماندند و ادامه دادند و البته لازم به ذكر است كه برخي از اين دانشجوها هم كاري كردند كه حتي بسياري از رزمندهها نكردهاند و در زمينه تحقيقات جنگ گامهاي مهمي برداشتند.
در بحث ديگر روش تربيت روحي راويهاي جوان گاها مشكل دارد؛ يعني روح وقايع و دفاع مقدس انتقال پيدا نميكند.
خبرگزاري دانشجو- يك بحث كه اينجا به ذهن مخاطب و همه رجوع ميكند، اين است كه چرا راويان تجربي كه خود در جنگ بودند در چند سال گذشته (با وجود اينكه بيشترشان هنوز در قيد حيات هستند) حضور كمرنگي در مناطق داشتند و اين امر باعث احساس نياز بيشتري در بخش دانشجويي و راويان جوان شده است.
مصطفوي: بنده در جاهاي ديگر هم گفتم كه اگر رزمندههايي كه ما داريم، بعد از جنگ ميآمدند و از كارهايشان ميگفتند، با اين كار از تواضع و فروتني موجود در جنگ فاصله ميگرفتند؛ پس پنهان ميشوند و داوطلب حضور نمي شوند؛ اما در روي ديگر سكه، اين يك وظيفه است برگردن رزمندگان و هر كه ميتواند بايد به وظيفه عمل كند.
يك بحث ديگر در اين رابطه آن است كه ببينيم چرا نميآيند؟ ما الان دلمان پر است كه نميتوان همه را بازگو كرد؛ مثلا در همين انقلاب و داستانهايش ما چقدر ذخاير انساني داريم ولي از آنها استفاده نكرديم. همين ديروز شخصي به من زنگ زد و براي نمايشگاهي به مناسبت انقلاب كه بسيار هم براي آن هزينه كرده بودند يك راوي مي خواست؛ يكي را ميخواست كه در انقلاب حضور داشته كه بيايد و براي جوانها حرف بزند. واقعا چرا نبايد اين افراد شناخته شده باشند كه يك جوان در به در دنبال آنها نگردد. در برخي مواقع هم اگر اين افراد ميآمدند، كسي تحويلشان نميگرفت و برايشان ارزش قائل نبودند.
خبرگزاري دانشجو- اگر بخواهيم كمي عميقتر به اين مسئله نگاه كنيم، باز اين پاسخها مشكل دارد. ما ميگوييم اگر اين رزمندهها زماني وظيفه خود ميدانستند كه در جنگ حاضر شوند، حالا هم بايد وظيفه خود بدانند كه از آن دفاع كنند و آن زمان را زنده نگه دارند.
مصطفوي: اين ايراد شما وارد است، اما من ميگويم اگر تعدادي از اين افراد ميتوانستند بيايند و نيامدند اين به ما هم برميگردد كه برويم منتشان را بكشيم و التماسشان كنيم كه بيايند. من همين الان آدمي را ميشناسم كه در همين راهيان نور و براي معرفي منطقه پايش را از دست داده است، ولي حتي كسي براي عيادت او نميرود! ما در اين راه درد و دلهاي زيادي داريم.
يك نمونه ديگر كه بخواهم بگويم، يكي از دوستان ما كه با كارواني همراه شده بود، وسط راه از او عذرخواهي كرده بودند و در بيابان پيادهاش كرده بودند؛ چون مسيرشان عوض شده بود! شب خودش را هر طور كه بود رسانده بود خرمشهر و محل اسكان ما، حتي جا براي ماندن شب نداشت!
در اين جا همه چيز بر ميگردد به ادب برخورد با رزمنده، احترام اين افراد واجب است چون دعوتشان كرديم! حالا اينهايي هم كه آمدهاند، با اين طور برخوردها از دست ميدهيم و فقط ميمانند آنهايي كه پوستشان خيلي كلفت است و اصلا ناراحت نميشوند و ادامه ميدهند؛ ولي نبايد انتظار داشته باشيم همه اين گونه باشند.
اميريان: از ابتدا سازماندهي راويان رزمنده در مناطق عملياتي دچار مشكل بوده است. وقتي بحث راهيان نور به صورت كلان مورد نظر قرار گرفت ديگر نحوه حضور خودجوش راويان رزمنده كفايت نميكند و بايد جايي باشد كه راويان رزمنده از طريق آن سازماندهي شوند و برنامهاي براي كار آنها فراهم شود. اين بيمهريهايي كه آقاي مصطفوي فرمودند بسيار زياد تكرار شده است. سردار جعفري به مرحوم صياف گفته بود كه دنبال اين كار راويان ميروي مراقب باش اين كار خوش استقبال و بد بدرقه است! و اين واقعيت خيلي تلخي است.
يكمورد هايي را آدم بعضا مشاهده ميكند؛ مثلا راوي جانباز ويلچري دعوت ميكنند بعد ميبرند داخل سوله هويزه اسكان ميدهند. حالا اين جانباز ميخواهد شب و نصف شب به سرويس بهداشتي مراجعه كند. خود اين يك داستان غمناك است. در سرما و گرما بعضي از اين كاروانها مراعات حال اين دوستان را نميكنند.
ما خيلي خودمان در موسسه راويان با اين مشكل روبهرو هستيم؛ چون چند سالي هست سعي ميكنيم راويان رزمنده را هم براي آموزش راويان دانشجويي و هم براي روايت به منطقه ببريم همچنين سعي كرديم يك حالت پيگيري هم ايجاد كنيم كه مثلا اين راوي چگونه برود، كجا برود و … البته اينها كافي نيست؛ اما عدم احترام عملي به رواي باعث جلوگيري از حضور راوي در منطقه ميشود. اساسا ما در راويان اعتقاد داريم همين كه دانشجوها ويلچر يك جانباز را بلند ميكنند و او را داخل اتوبوس ميگذارند، اين خود بار روايتي دارد. حالا اگر اين حضور را كه بركت است بخواهيم داشته باشيم بايد امكانات فراهم كنيم.
ما با اينكه در راويان، كارمان دانشجويي است سعي كرديم راهي براي حضور و سازماندهي راويان رزمنده پيدا كنيم و وقتي دانشگاهها به ما مراجعه مي كنند و راوي ميخواهند، سعي ميكنيم با حساب و كتاب و برنامه اين راويها را در اختيارشان قرار دهيم و پيگيري كنيم كه چه بلايي سر راوي ميآيد و بعد آن دانشگاه و كاروان را بازخواست كنيم و از ديدن برخوردهاي نامناسب با راويان رزمنده جلوگيري كنيم.
يك بحث كلانتر هم در مورد انتخابهاي راوي وجود دارد. ممكن است يك راوي براي يك كاروان مناسب نباشد و روحيه و لحن صحبت او مناسب يك كاروان نباشد. آخر روايتگري كه فقط انتقال اطلاعات نيست!
در بحث آموزش راويان مطلبي كه خيلي مهم ميباشد اين است كه انتقال اطلاعات به راوي زياد مهم نيست، كسي كه ميخواهد راوي شود، حالا چه رزمنده و چه جوان دانشجو بايد مطالعه كند و كتاب بخواند، ولي مهارتهاي گفتوگو و روايت را نميتوان از كتاب در آورد؛ حالا در اين جمعهاي آموزشي بايد فن بيان و بيان حقايق، آموزش داده شود.
در واقعيت راهيان نورهاي فعلي خيلي فضا بدتر است؛ مثلا اتوبوس به دوكوهه ميرسد. مسئول كاروان كه از قبل با راوي هماهنگ نكرده و يا نتوانسته هماهنگ كند، يك نفر را در دوكوهه ميبيند و ميگويد فلاني اگر كار نداري بيا بالا برويم براي ما روايت كن! اين چيز خوبي نيست و نشان از عدم برنامهريزي در بحث كلان روايت دارد.
داستان در ادامه خيلي بدتر هم ممكن است بشود. برخي از اين عدم نظارت ها و برنامهريزي ها و انتخابهاي صحيح، مشكلات زيادي درست ميكند. اينكه يك نفر رزمنده است و برود داخل اتوبوس حرف بزند كه نميشود! بايد ديد فلان شخص آيا اطلاعات كافي دارد؟ آيا جهتگيري سياسي منحرف ندارد؟ آيا بعد از جنگ دچار دگرگوني فكري نشده است و هزار سوال ديگر. حالا فقط به خاطر جنگديده بودنش نميتوان يك اتوبوس آدم را زير دست او قرار داد. اينها خيلي پيامدهاي بعدي دارد؛ چون دانشجو و زائر فكر ميكند كه يك نماينده از جنگ روبهروي آنها ايستاده است.
بنده هميشه به دانشجوهاي مسئول كاروان گفتم كه تيم اجرايي حداقل 3 روز قبل از حركت يك ديداري با راوي داشته باشند. مسائل مربوط به دانشگاه و شرايط كاروان را بررسي كنند و تيم اجرايي از فضاي روايت اطلاع داشته باشد و…
در اينجا اين رزمنده هم كه با اين كاروان راهي ميشود، با نيازها و شرايط كاروان آشنا ميشود و متناسب با نياز اينها روايت ميكند.
باز بنده بر ميگردم سر همان حرف قبلي كه اگر در تقسيم كار بين دو يا چند راوي دقت به عمل بيايد، ديگر دچار مشكل نميشويم؛ يعني ما در كاروان ميدانيم كه اگر آقاي فلاني بالا برود و درباره چيزي صحبت كند، تخصص ايشان چيست. اگر اين مدل گسترش پيدا كند ديگر شاهد اختلاف ميان راويها نميشويم در صورتي كه حتما در چينش راويها در كنار هم دقت كنيم.
مطلب ديگر هم اين است كه مثلا من اميريان كه چند سال است راوي دانشجويي هستم، حتي اگر از نظر اطلاعات و معارف خيلي بهتر از يك رزمنده باشم اما ادب حكم ميكند در حضور يك راوي خاشعانه رفتار كنم و حتي صحبت هم نكنم.
در بحث روايان رزمنده ما در ادامه طرحي را به اجرا ميگذاريم كه دراين طرح يك تيم روايت تشكيل ميدهيم كه اين تيم متشكل از يك راوي رزمنده و يك راوي جوان باتجربه و يك راوي كم تجربه است اين گروه هر كدام بخشهاي خاص خود را خواهند گفت و برنامههاي روايت بين آنها تقسم ميشود. هدف ديگري كه در اين طرح هست اين است كه افراد گروه هر كدام براساس تخصصي خود صحبت ميكنند چون برخي موارد در كاروانها فكر ميشود اگر يك رواي رزمنده باشد همه چيز جنگ را ميداند نه لزوما اين گونه نيست در اين داستان مثلا يك دانشجو سوالي را از راوي رزمنده ميپرسد و راوي رزمنده نميداند ، بعد از اين ديگر دانشجو فكر ميكند كه همه اينها نميدانند! اين درست نيست ، در راستاي گوياسازي آثار شهيد باقري ما يك سري از فرماندههان را به منطقه برديم گاها فرماندهاي كه در همانجا حمل كرده بود ميگفت من اين مكان را نميشناسم اين كاملا منطقي است در آن زمان عمليات يك نيرويي شب ميآيد و در تاريكي درگير ميشود يا نميشود حالا انتظار داريم كه همه منطقه را بشناسد، آن هم بعد از اين همه سال، خوب حالا وقتي رواي آموزش ديده همراه ميشود ميتواند برخي سوالها را كه رواي رزمنده پاسخ آن را نمي دهد جواب داده و رفع شبهه كند.
خبرگزاري دانشجو- يك سوال مهم در اين جا اين است آيا با توجه به حجم زائر كه در منطقه حاضر ميشوند آيا توان اجرايي شدن اين طرح به طور كامل وجود دارد؟ اين تعداد راوي براي منطقه وجود دارد؟
اميريان: مسلما ما مشكل تعداد راوي رزمنده را داريم.
خبرگزاري دانشجو: حالا اگر فرض كنيم طرح بيان شده براي زمان حال خوب باشد اما براي زمانهاي آينده كه رواي رزمنده را كم كم از دست ميدهيم چه بايد كرد؛ آيا راوي آموزش ديده ميتواند نقش راوي جنگ را خوب بازي كند؟
اميريان: اساسا اصل راه اندازي راويان دانشجويي به همين هدف بر ميگردد چون نسل رزمندهها چه بخواهيم چه نخواهيم دارد كم ميشود اما يك نكته بنده عرض كنم آقا مصطفوي فرمودند كه از كادرهايي كه در روايت گري تربيت ميكنيم همه كارايي ندارند و فقط تعداد كمي به مجموعه بر ميگردند و كار ميكنند، بله درست است، اما يكي از اهداف در اين روشهاي آموزشي ميتواند اين باشد كه همين دانشجويي كه آموزش ديد و براي روايت نيامده خودش در خانواده و در پيرامونش كه ميتواند اثرگذار باشد. مي تواند حتي در محل كار و زندگياش از گفتمان دفاع مقدس دفاع كند، نكته بعدي اين كه در هر صنفي آدمي ضعيف و قوي وجود دارد قطعا خيليها از همين رزمندههاي جنگ هستند كه در اين راه نماندند و تعداد كمي مانند حاجآقا مصطفوي بحث روايت را پيگيري كردند، پس حتي در زمينه دانشجويي و راويان جوان نيز نبايد انتظار داشت همه آموزشديدهها پاي كار روايت در منطقه باشند.
كلا يكي از راهكارهاي آموزش همين است كه تعداد زيادي آموزش ببينند و از ميان اينها چند نفر نيروي خاص و قوي خارج شوند. مثلا چند سال پيش به امام خامنهاي گفتند كه چرا اينقدر براي حوزهها و مراكز تربيت روحاني هزينه ميشود مگر ما چقدر طلبه نياز داريم، ايشان ميفرمايند من اگر لازم باشد بيشتر از اين هزينه ميكنم و اگر حتي يك مطهري از داخل آن خارج شود كفايت ميكند و كار اضافهاي نيست.
خبرگزاري دانشجو- يك بحث رايج در ميان راويها و جود دارد مثلا راويان دانشجويان در جايي روايان رزمنده را نقص ميكنند و در برخي موارد راوي رزمنده، راوي دانشجويي را نقض ميكند، اين اختلاف از كجا سرچشمه ميگيرد؟
مصطفوي: مثل همه اختلافها بخشي از اينها ريشه نفساني دارد، يعني مثلا يك راوي رزمنده وقتي ميبيند يك جوان آمده و خيلي بيشتر از او اطلاعات از جنگ دارد، نميتواند تحمل كند و يا برعكس آن مثلا وقتي يك جوان را ميبيند با حضور يك راوي رزمنده به او مثل يك محصول درجه سه نگاه ميشود ممكن است از اينها ناراحت شود و موضع بگيرد كه اينها هر دو اشتباه است، هم راوي با سابقه بايد از حضور دانشجو و جوان در جايگاه راوي خوشحال باشد و هم راوي جوان بايد از حضور راوي جنگ ديده استفاده كند ...