کد خبر:۱۷۰۷۲۲
نقدي بر جشنواره سيام فيلم فجر - بخش هجدهم؛
برف روي كاجها فيلم فرهادي است يا معادي
«برف روي كاجها» به شكل نماياني از الگوي فيلمهاي فرهادي و ميزانسنهاي سينمايي او پيروي كرده و اين الگوبرداري به نحوي اتفاق افتاده كه مخاطب با ديدن ...
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، اولين ساخته پيمان معادي در مقام كارگرداني فيلم سينمايي «برف روي كاجها» است كه صبح امروز در سالن اهالي رسانه برج ميلاد در سيامين دوره جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد.
«برف روي كاجها» به شكل نماياني از الگوي فيلمهاي اصغر فرهادي و ميزانسنهاي سينمايي او پيروي كرده و اين الگوبرداري به نحوي اتفاق افتاده كه مخاطب جدي با ديدن اول سكانسها و حتي پلانها و قالببنديهاي فيلم خاطره فيلمهاي اصغر فرهادي در ذهنش تداعي ميشود البته اين موضوع الزاما نقطه منفي براي فيلم «برف روي كاجها» به شمار نميآيد البته اگر آنچه در فيلم رخ داده به اين شكل به اجرا نميرسيد و به اينجا منتهي نميشد كه كليت فيلم عملا در خدمت يك الگوبرداري صرف از سينماي فرهادي قرار گيرد.
و اين دقيقا همان چيزي است كه در تمام لحظات فيلم به شكلي نمايان به چشم ميخورد نوع تصويربرداري، نوع ميزانسن، نوع حركت دوربين و حتي آنچه از ساختار به متن و محتوا سرايت كرده همگي گوياي همين واقعيت است.
اين موضوع تا بدان جا پيش رفته كه «برف روي كاجها» در مضمون و مفاهيم به كار گرفته شده و در متن هم نمايههايي از فيلم فرهادي را به همراه دارد.
اما از اينها كه بگذريم و حتي اگر اين نكات را ناديده بگيريم، در تحليل مضمون و محتواي فيلم به اين نكته ميرسيم كه «برف روي كاجها» يك پرداخت دمدستي از موضوع كليشهاي و تكراري دارد كه تلاش ميكند پيش از آنكه در خدمت يك پرداخت سينماورزانه اصيل و ناب باشد تكرار كليشهاي يكي از كهنهترين و نخنما شدهترين مضامين و مفاهيم اين سالها را بياورد يعني بحث خيانت و عجيب و جالب اينجا است كه اين موضوع خيانت حالا ديگر از قالب مضموني صرف خارج شود و وجهي استعاري بيابد در بازتعريف طبقه متوسط و طيف رو به گذار سينماي ايران.
گر چه تمامي اين عبارتها و توصيفها و القاب در يك فضاي پر از تسامح و بدون لحاظ شدن دقتهاي لازم مورد استفاده قرار ميگيرد و وجه علمي واژهها آنچنان كه بايد و شايد لحاظ نميشود اما با اين حال اين اتفاقي است كه در حوزه سينما و در توليد آثار هنري ما در حال رخ دادن است و نميتوان از آن چشمپوشي كرد و نديدهاش گرفت.
فيلم سينمايي «برف روي كاجها» اصلا نتوانست توقعات منتقدان را برآورده سازد؛ چرا كه نتوانسته بود اصول مبنايي يك فيلم ناب و ارزشمند را به شكلي درخور لحاظ كند و اين موضوع چه در ساختار و چه در محتواي فيلم قابل رديابي است:
ميزانسنهاي تكراري، حركت دوربينهاي بيوجه، ديالوگهاي بد و گلدرشت و به ويژه جزئينگريهاي بيفايده و عبس. همه اينها مجموعا دست به دست هم داده و فيلم «برف روي كاجها» را به اثري زمخت و آشفته بدل كرده كه نه لحن خود را يافته و نه فرمي را پيريزي كرده است.
تنها ميماند همين موضوع خيانت كه در بيش از 80 درصد فيلمهايي كه تا حالا ديدهايم موضوع محوري بوده و معلوم نيست دوستان فيلمساز ما در حال نماياندن ذهنيات خود هستند يا واقعيتها و حقايق جامعه، اما در حال انجام هر كدام از اين دو كه باشند، سوال اينجاست كه چرا اين طور و اين گونه؟ و چرا بدون رعايت و لحاظ كردن ابتداييترين و اوليهترين اصول مبنايي زيباشناسي تصوير؟
برف روي كاجها هر چه كه باشد، هر چه كه بود، ابدا حرف تازهاي براي سينماي ما نداشت …!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰