سينماي ايران مخصوص ميدان ونك به بالاست/كيارستمي سينما بلد نيست/اعتراض دانشجويان به نقد سياسي
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۲۷۵۵
گزارش كامل از نشست «سينما، نقد و روشنفكري»؛

سينماي ايران مخصوص ميدان ونك به بالاست/كيارستمي سينما بلد نيست/اعتراض دانشجويان به نقد سياسي

به همت بسيج دانشجويي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، نشست «سينما، نقد و روشنفكري» با حضور فراستي و قادري از منتقدان سينما در این دانشكده برگزار شد.
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، نشست «سينما، نقد و روشنفكري» روز گذشته با حضور فراستي و امير قادري، منتقدان سينما از سوي بسيج دانشجويي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران در تالار شريعتي اين دانشكده برگزار شد.
 
مسعود فراستي در اين نشست در تعريف سينماي روشنفكري گفت: اين سينما در مقابل سينماي عام قرار دارد و پس از جنگ جهاني دوم به وجود آمده و ريشه آن در اروپا و نه آمريكا شكل گرفته است.
 
وي افزود: سينماي روشنفكري در اروپا از دل ماجراهاي اجتماعي به وجود آمده است.
 
اين منتقد سينما تاكيد كرد: در فرانسه افرادي مانند گوفور سينماي آمريكا را بازخواني كرده كه با اين اقدام وي، سينما وارد مرحله توليد و هم نظريه‌پردازي شد و حرفشان اين بوده است كه فيلم خوب و بد وجود ندارد؛ بلكه فيلم‌ساز خوب و بد داريم.
 
فراستي ادامه داد: سينماي مولف، يك نوع سينماي روشنفكري است كه در آن فيلم‌سازان معتبر دسته‌بندي شده و سينماي روشنفكري را هدايت و مديريت مي‌كنند.
 
وي اضافه كرد: ايتاليا در دهه 50 و 60 ميلادي كشور بسيار مهمي در زمينه روشنفكري بود و پس از آن آنتانومي بسيار شكوفا شد؛ به اين معنا كه پس از فيلم «شب» و «خسوف»‌ آنتانومي سبكي را به‌عنوان سينماي روشنفكري ايجاد كرد.
 
اين منتقد سينما يادآور شد: از اواخر دهه 40 شمسي دفاع از آنتانومي در فيلم «توت‌فرنگي» با ترجمه مسائل روشنفكري اروپا مانند مرگ، تولد،‌ خدا، تنهايي و تأسيس كانون فيلم در ايران، آغاز شد.
 
فراستي در ادامه گفت: كيومرث وجداني، نخستين كسي بود كه نقد مفصلي آنتانومي نوشت و باعث رشد آن در ايران شد و سپس نظريه‌هاي آن مطرح و با ساخت فيلم «خشت و آينه»، «جنوب شهر» و «آن شبي كه باران آمد» در عمل شكل گرفت.
 
وي فيلم «قيصر» را آغازگر موجي نو در سينماي ايران معرفي كرد و اظهار داشت: مهرجويي پس از ساخت فيلم «الماس»، «گاو»‌ و «پستچي» به عنوان سردمدار سينماي ايران لقب گرفت و پس از انقلاب فيلم «هامون» به عنوان فيلم روشنفكري مطرح شد.
 
منتقد سينما و تلويزيون تصريح كرد: سينماي ايران قبل از ورود كتاب‌هاي روشنفكري داراي گرايشي انقلابي و چپي بود؛ در حالي كه سينماي روشنفكري گرايش چپ نداشت و در آن ويژگي‌هاي كلي فردي انساني نمايش داده مي‌شد.
 
فراستي اشاره كرد: به تدريج جوايز به بخش سينماي ايران راه ‌يافت كه اولين جايزه فيلم‌ روشنفكري را فيلم «گاو» از آن خود كرد.
 
وي در شكل گيري اين نوع سينماي در ايران تئوري مولف را بسيار مهم دانست و خاطرنشان كرد: آن چيزي كه در تئوري مولف به ما كمك مي كند، اين است كه پيام از درون فيلمساز نه خود فيلم بيرون مي‌آيد.
اين منتقد سينما گفت: در درجه اول به آن چيزي كه مي‌توانيم اعتماد كنيم، روايت آن است نه راوي يعني خود فيلم‌ها بسيار مهم‌تر از روايان آنها هستند.
 
فراستي ادامه داد: ‌از اواسط دهه 60 تا به امروز، ايران ركورد دار جايزه‌هاي جشنواره‌هاي جهان است و هيچ كشوري به اندازه ايران نتوانسته جايزه جهاني بگيرد.
 
وي ضمن انتقاد از فيلم‌هاي جشنواره بيان كرد: با قرار دادن نام فيلم جشنواره‌اي، دولت سينماي ايران را نانجيب كرده و هويت آن را از بين برده است؛ سينماي جشنواره‌اي تنها جريان بعد از انقلاب اسلامي مي باشد كه دولت با ورود خود آسيب جدي به آن وارد كرده است.
 
اين منتقد سينما و تلويزيون در توضيح آن افزود: پول فيلم‌هاي جشنواره‌اي را دولت مي‌دهد و اين در حالي است كه در آن فيلم‌ها به خود دولت توهين مي‌شود و يا فيلم‌ها تصاويري از ايران را نمايش مي‌دهند كه واقعي نيستند.
 
فراستي از عباس كيارستمي به‌عنوان پرچم دار سينماي جشنواره‌اي ياد كرد كه ابتدا با گرفتن جوايز جشنواره و سپس جوايز برتر ديگر، اين عنوان را به دست آورد.
 
وي ادامه داد: سينماي ايران، سينماي ميدان ونك به بالاست؛ به اين معنا كه در آن از كارگران و طبقه متوسط و پايين جامعه و مسائل و مشكلات آنان كه بخش عظيمي از جامعه هستند، چيزي نمايش داده نمي‌شود.
 
اين منتقد سينما در پايان در خصوص سينماي ايران گفت: مهم‌ترين مشكل سينماي ايران دولتي بودن آن است؛ به اين معنا كه سينماي ايران وابسته، جعلي و رام است و اين سينما نمي‌تواند مسائل آدم‌ها و كشور را مطرح كند و سينماي خنثي است؛ از اين جهت كه دولت با تأمين هزينه فيلم مواضع خود را اجرا مي‌كند.
 
قادري: سينمايي به اسم روشنفكري نداريم 
 
همچنين امير قادري ديگر منتقد اين نشست در خصوص بحث سينما گفت: در سينما، سينماي سرگرمي و روشنفكري نداريم؛ بلكه فيلم خوب و بد داريم.
 
وي ادامه داد: براي رسيدن به سينماي روشنفكري بايد از اغنا و ارضاي شخصي استفاده كرد؛ يعني اينكه اگر هنرمندي سبكي نداشته باشد و بخواهد آن را از جامعه بگيرد، آن سبك ارزشي ندارد.
 
اين منتقد سينما در خصوص سينماي روشنفكري به فيلم‌هاي مهرجويي اشاره كرد كه فيلم‌هاي دوره دوم او بهتر از دوره اول آن است و سينماي مهرجويي محدود به نشانه‌ها، ايده‌ها و انتقال پيام به مخاطب هستند.
 
قادري تصريح كرد: سينماي روشنفكري ايران در پي آن است كه بين خود و ديگران از نظر طبقات انساني، گروهي، ‌فكري، ‌محفل سازي و تجربه‌ها مرز ايجاد كند.
 
وي اضافه كرد: در نازل‌ترين شكل، سينما يعني نشانه‌ها را معنا كردن و هر نشانه‌اي در فيلم بايد گروه‌ها و شخصيت‌هاي مختلف خود را نشان دهد.
 
اين منتقد سينما اظهار كرد: ادبيات انتقادي جهان هميشه زير نظر سيطره چپ بوده و سينماي روشنفكري به دنبال اين است كه روشنفكري در مقابل مترجم فيلم قرار گيرد.
 
قادري در توصيف كيارستمي گفت: ايشان سينما بلد نيست؛ بلكه مي‌فهمد اروپاييان به دنبال چه چيزي هستند و چه چيزي مي‌خواهند؛ او به جاي فيلم‌سازي تصويرسازي كرده و در فيلم‌هايش، صدا اهميت خاصي دارد؛ در واقع كيارستمي با اين سبك خود موفق شده فيلم‌سازان اروپايي را تحت تأثير قرار دهد.
 
وي در خصوص ايراد كيارستمي خاطرنشان كرد: از سبك خودش خيلي استفاده كرده و به خيلي از اين افراد اين اجازه را داده است كه از اين سبك استفاده كنند.
 
اين منتقد سينما در پايان تاكيد كرد: سينماي ايران ضدمردم ونك به بالا و به پايين است؛ يعني در مورد طبقه متوسط جامعه پيام‌هايي را به مخاطبان انتقال مي دهد.
 
حاشيه‌ها و اعتراض دانشجويان

دانشجويان در ميان مراسم به حرف‌هاي مسعود فراستي درباره متهم كردن دولت در مسئله سينما و فيلم «جدايي نادر از سيمين» واكنش نشان داده و گفتند: بحث سياسي آقاي فراستي در اين نشست درست نيست؛ بلكه بايد درباره خود فيلم بحث شود.
 
در جايي ديگر دانشجويي كه چادر بر سر داشت، درباره علت زير سوال بردن زنان چادري در فيلم اصغر فرهادي توضيح خواست و دانشجويي كه گوشه‌اي از سالن مشغول شنيدن سخنان منتقدين بود، در خصوص اشخاص منفي فيلم‌هاي‌ «چهارشنبه سوري، جدايي نادر از سيمن و درباره الي» از آنها توضيح خواست.
 
امير قادري مراسم را در دست گرفت و گفت: مسعود فراستي زماني كه از تحريم صحبت مي‌كند، به اين معناست كه فيلم «جدايي نادر از سيمين» ادامه تحريم‌هاي اروپا عليه ايران بوده كه در واقع نتيجه كلي فيلم از نگاه آقاي فراستي بوده است.
 
وي ادامه داد: نكته سينمايي فيلم اين است كه بحثي را در جامعه بوجود آورده؛ فيلم ساده‌اي است اما آخر فيلم بسته است نه باز و ما در اين فيلم پيام داريم نه شخصيت و با انسان‌ها به عنوان پيچ و مهره‌هاي اجتماع مواجه مي‌شويم.
 
فراستي نيز توضيح داد: سينماي ايران وارد سينماي سياست زده شده است كه به جاي بحث سينمايي به بستن يك جناح مي‌پردازد.
 
وي افزود: فيلمي كه با ندادن اطلاعات به مخاطب، جلو مي‌رود، اساسا مشكل دارد و در فيلم «جدايي نادر از سيمين» با نشان ندادن تصادف و پول دادن به كارگر، كارگردان فيلم خود را جلو برده كه اين يك كلاهبرداري است.
 
اين منتقد سينما تاكيد كرد: محتوا مضمون نيست؛ بلكه بعد از فرم مي‌آيد و به فيلم «دارا و ندار» ده‌نمكي اشاره كرد كه در آن فيلم به مخاطب آدرس اشتباه مي‌دهد.
 
فراستي خاطرنشان كرد: سينماي ارزشي با وجود دولت شكل نمي‌گيرد.
 
وي دولت را سفارش دهنده فيلم خواند و اظهار داشت: دولت سفارش مي‌دهد و اين سفارش‌ها فاجعه سينماي امروز ما هستند.
 
اين منتقد سينما در پاسخ به سوال يكي از دختران دانشجو مبنی بر اینکه تفاوت معنا و محتوا چيست، گفت:‌ شما يك مطلب را مي‌خواهيد به من منتقل كنيد و زماني اين كار را مي‌توانيد انجام دهيد كه در مورد مطلب اطلاعات داشته و آن را بدانيد؛ در اين صورت اين پيام انتقال پيدا مي‌كند.
 
فراستي در جواب دانشجويي كه با صداي بلند از وسط جمعيت ناديده گرفتن گيشه را پيش كشيد و گفت كه گيشه فروش فيلم اين وسط چه مي‌شود، عنوان كرد: فيلم‌ها براساس خوب و بد جايزه نمي‌گيرند؛ بلكه براساس خوب و بد مشخص مي‌شوند.
 
دانشجويي ديگر درباره فيلم «جدايي نادر از سيمين» پرسيد كه آيا اين فيلم سفارشي بوده و در جهت اثرگذاري برافكار جامعه ساخته شده است كه با سوالات فراوان دانشجويان ديگر همراه شد و مجري و منتقدين پايان زمان نشست را اعلام و از جواب دادن به سوالات دانشجويان خودداري كردند. 
پربازدیدترین آخرین اخبار