کد خبر:۱۷۵۹۲۳
سازمان رزم سپاه ميراث جاريه حسن باقري
حسن باقری، بیشترین همت و تلاش خودش را معطوف سازمان رزم سپاه میکرد و واقعاً آن سازمان رزم سپاه یکی از افتخارات ارزشمند و یکی از میراث بزرگ شهید حسن باقری است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛
گاهي اوقات شهدا را آنقدر دست نيافتني مي كنيم و اسطوره مي ناميم كه انگار دست هيچ ابوالبشري به آن نمي رسد. در حاليكه با مطالعه ي سيره آنها مي بينيم ميشود مثل بزرگترين فرماندهان جنگ كه گاهي آنها را نابغه جنگ يا مغز متفكر جنگ مي نامند، تصميم گرفت و عمل كرد و از سيره و روش آنها در جنگ نرم، رفتار فردي و اجتماعي، خلق و خو، درس خواندن و خيلي چيزهاي ديگر استفاده كرد. فكر كرديم حرف زدن در مورد پايگاه منتظران شهادت (باشگاه گلف) بدون بيان گزيده اي از سيره حسن باقري كامل نباشد. در سطور زير به گوشه اي از ابعاد وجودي اين شهيد بزرگوار در مديريت و فرماندهي جنگ، سازماندهي و تربيت نيروها و اخلاقيات و... اشاره مي شود.
• با آغاز جنگ تحميلي در اول مهر ماه 59، شهيد باقري همراه تعدادي از پاسداران راهي جبهههاي جنوب مي شود و در آغاز ورود به اهواز، واحد اطلاعات عمليات رزمي را براي رسيدن به اطلاعات دقيق مواضع و نيروهاي عراقي راه اندازي ميکند.
• اقدامات اساسي او در زمينه اطلاعات به راهاندازي واحد اطلاعات ـ عمليات در ستاد عمليات جنوب منتهي شد و نيروهاي اين واحد در کمتر از سه ماه در همه محورهاي جنوب با همه توان مستقر شدند و به عنوان چشم فرماندهي در محورهاي گوناگون عمل کردند.
• او توانست فرماندهي گردان تا جانشين فرماندهي نيروي زميني را در يک سال و نيم پشت سر گذارد و نخستین فرماندهي خودش را در عمليات «فرماندهي کل قوا» انجام داد.
در دي ماه 59 به عنوان يکي از معاونان ستاد عمليات جنوب برگزیده شد و در شکست محاصره سوسنگرد، فرماندهي عمليات امام مهدي(عج) را پذيرفت و در فتح ارتفاعات «الله اکبر» و «دهلاويه»، نقش ارزندهاي داشت.
• در عمليات فتح المبين، شهيد باقري نشان داد که فرمانده اي بزرگ است. وي پس از پيروزي ايران در عمليات «ثامن الائمه» که با هدف شکست حصر آبادان انجام گرفت، در عمليات «طريق القدس»، فرماندهي نخستين قرارگاه مشترک سپاه و ارتش يعني قرارگاه نصر را بر عهده گرفت و پس از عمليات رمضان از سوي فرماندهي کل سپاه به سمت فرماندهي «قرارگاه کربلا» و جانشين فرماندهي کل در قرارگاه جنوب منصوب شد.
پس از شکلگيري سازمان رزم سپاه و با توجه به توان و تجربه اي که شهيد باقري داشت به عنوان جانشين فرماندهي يگان زميني سپاه پاسداران برگزيده شد.
• درباره مدل مدیریت او در جبهه گفته اند:
شهید بزرگوار ما حسن باقری، بیشترین همت و تلاش خودش را معطوف سازمان رزم سپاه میکرد و من امروز این اعتراف سنگین را این جا میخواهم بکنم که سازمان رزم فعلی سپاه، همین سازمانی که الان در اختیار سپاه است و در وضعیت تهدید در رویارویی دشمنان باید مبارزه بکند، مدیون و مرهون تلاشهای شخص حسن باقری است.
واقعاً آن سازمان رزم سپاه یکی از افتخارات ارزشمند و یکی از میراث بزرگ شهید حسن باقری است. وقتی آدم ویژگیهای سازمان رزمی را که شهید باقری دارد روی آنها تأکید و اصرار میکند، آنها را آدم ردیف میکند و کنار هم میچیند، به این نتیجه میرسد که او به دنبال سازمان رزمی متناسب با سپاه بود.
سازمان رزمی که متناسب با ماهیت انقلاب و جنگ انقلابی سپاه باشد. او بر عواملی مثل تحرک، زیاد تأکید میکند؛ یگان متحرک، نیروی متحرک که بیشتر آفندی باشد تا پدافندی. بر عاملی مثل ورزیدگی تأکید زیاد، و تلاش میکند که آموزشهای نظری و تجربههای عملی را در هم بیامیزد.
پرهیز از لَختی و سنگینی، عاملی بود که مرتباً روی آن اصرار میکرد. او میدید که یگانهای ارتشهای کلاسیک دنیا، چقدر از این بابت رنج میبرند. به دنبال این بود که از موارد اداری یگان کم کند و آن را در یگان مادر متمرکز کند. گردان و تیپ را تا آن جایی که امکان دارد تاکتیکی و ورزیده بار بیاورد. نوآوری و خلاقیت در کمیت و کیفیت یگانهای رزم سپاه باز مورد تأکید ایشان است و به طور مرتب در هر عملیات میآمد و این را تجدید نظر میکرد و به تکمیل اینها میپرداخت. اینها، نتیجه ماهها کار عمیق بود که نیروهای سپاه در خطوط متعدد پدافندی و آفندی کسب کرده بودند؛ انسانی بسیار پر جنب و جوش و این طور نبود که بسنده بکند به مأموریت و آن پست و مسؤولیتی که در اختیار دارد.
• باشگاه گلف اهواز را کرده بود پایگاه منتظران شهادت. یکی از اتاقهای کوچکش را با فیبر جدا کرده بود؛ محل استراحت و کار. روی در هم نوشت « 100% شناسایی، 100% موفقیت.»
بر روي در يكي از اتاق ها نوشته بود اتاق گفتگو كه همان اتاق بازجويي از اسراي عراقي بود. می گفت: «حتا با یه بی سیم کوچیک هم شده باید بی سیمهای عراقی را گوش کنید. هر چی سند و نامه هم پیدا می کنید، باید ترجمه بشه.» از شناسایی که میآمد، با سر و صورت خاکی میرفت اتاقش. اطلاعات را روی نقشه مینوشت. گزارشهای روزانه را نگاه میکرد.
• يكي از معاونينش به او مي گفت: چرا مثل بقيه فرمانده ها تو مراسم دعاي كميل شركت نمي كني؟ حسن مي گفت: اگر دشمن وارد كشور شود، ديگه به كسي اجازه نمي هند كه دعاي كميل بخواند.
اما جالب بود كه نيروهايش مي گفتند ما هيچ وقت نديديم حسن نماز شب بخواند. چون تمام شب روي نقشه كار مي كرد و در حال طرح زيري بود و روي نقشه با دشمن مي جنگيد.
حتي بعد از شهادتش حضرت امام (ره) پیام دادند: خدا آن فرمانده شب زنده دار ما را رحمت کند ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰