کد خبر:۱۷۶۴۰۳
سفر مجازي به راهيان نور؛ روز پنجم: فكه
«فكه» شاهد همه چيز بود/دو روايت متفاوت از «فكه»/«فكه» جايگاه رملهاي خونين/روايتهايي كوتاه از ژنرال 25 ساله
وقتی قدم به خاک فکه میگذاری و نگاهت را روی تپهها و رملستانهای آن میلغزانی، بهت و حیرتی غریب فضای دلت را میگیرد. غمی بزرگ ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ وقتی قدم به خاک فکه میگذاری و نگاهت را روی تپهها و رملستانهای آن میلغزانی، بهت و حیرتی غریب فضای دلت را میگیرد. غمی بزرگ بر جانت میافتد و احساس حقارت همه وجودت را تحت تأثیر قرار میدهد.
یک بیابان و چند تپه ماهور و فرشی از سیم خاردار و مین و باد گرمی که آرام آرام در پیچ و خم تپهها در حرکت است. نه، اینها نمیتواند آدمی را تا این حد در ماتم خویش بنشاند. عطر دلانگیزی که در این فضا میپیچد از خاک و آهن نیست.
این شنهای روان نمیتوانند ژانوان هستی آدمی را این چنین به لرزه افکنند باید چشم و گوش دیگر داشت و با احساسی دیگر به دنبال ماجرا بود. فضای سنگین فکه، یادگار ارواح بلندی است که سالیان پیش همه عشق را به شهادت جانبازی خویش فرا خواندند انسانهای پاک که حلاج وار با خون خویش وضوی عشق کردند و سر به سجده شکر بردند. این است اصل ماجرا. این است راز بزرگ سرزمین شنهای روان، این است فکه.
یک بیابان و چند تپه ماهور و فرشی از سیم خاردار و مین و باد گرمی که آرام آرام در پیچ و خم تپهها در حرکت است. نه، اینها نمیتواند آدمی را تا این حد در ماتم خویش بنشاند. عطر دلانگیزی که در این فضا میپیچد از خاک و آهن نیست.
این شنهای روان نمیتوانند ژانوان هستی آدمی را این چنین به لرزه افکنند باید چشم و گوش دیگر داشت و با احساسی دیگر به دنبال ماجرا بود. فضای سنگین فکه، یادگار ارواح بلندی است که سالیان پیش همه عشق را به شهادت جانبازی خویش فرا خواندند انسانهای پاک که حلاج وار با خون خویش وضوی عشق کردند و سر به سجده شکر بردند. این است اصل ماجرا. این است راز بزرگ سرزمین شنهای روان، این است فکه.
فهرست مطالب:
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰