کد خبر:۱۷۶۷۴۹
نگاهي به فيلم «شيرين» ساخته كيارستمي؛
سينما، سينماست؛ واقعاً؟!
«شيرين» يك آيينه است و صرفاً آيينه كارگردانش، او ميتواند در اين آيينه خود را و ما ميتوانيم در اين آيينه او را ببينيم؛ آيينهاي كه حتي با شكستن هم ديگر كاري براي كارگردانش از پيش نخواهد برد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ فيلم سينمايي «شيرين» ساخته حيرتآور و عجيب الخلقه عباس كيارستمي با حضور دهها بازيگر زن سينماي ايران و يا به عبارت بهتر و دقيقتر با حضور 117 زن در طول 97 دقيقه هماكنون بر روي پرده سينماهاي تهران است.
فيلم را نميتوان در هيچكدام از شاخهها و طيفهاي فكري و ساختاري سينما، از سينماي كلاسيك گرفته تا سينماي مدرن و پست مدرن قرار داد؛ حتي واژه فراخ و گلوگشاد سينماي تجربي هم گويا و جوياي اين فيلم نيست؛ چرا كه مؤلفه ساخت اين فيلم و عناصري كه به پديد آمدن اين اثر منجر شده در هيچ كدام از اين قالبها نميگنجد، بويژه در قالب تجربي بودن.
يك دوربين در مقابل بيش از يكصد بازيگر زن سينماي ايران، در حالي كه آنها به يك برگه كاغذ A4 چشم دوختهاند و صدايي را ميشنوند كه يك حكايت عشقي را روايت ميكند.
راستي چه فرقي ميكند حكايت در حال روايت، داستان «خسر و شيرين» باشد يا «ويس و رامين» يا هر داستان عشقي و شبه عشقي ديگر؟!
فيلم اپيزورد هم نيست و نه حتي پست مدرن؛ چرا كه آنها در اوج بيقاعدگي از قاعدههاي نانوشته پيروي ميكند، مثلاً ريتم دارد، فضا و ساختار دارد و مهمتر از همه آن كه فكري در زمينه و عقبهاش نهفته و هويداست كه در آن منظومه فكري يك ساخت و ساختار سينمايي و بصري شكل مييابد و بالاخره به ظهور و بروز ميرسد.
اما «شيرين» كدام يك از آنهاست؛ اين فيلم عبارت است از كلوزآپ (نماي درشت) 117 زن از بازيگران سينماي ايران كه به يك نقطه خيره شدهاند، اما اين خيره كنندگي براي چيست و اساساً به چيست.
حالا قضيه كمي فلسفي ميشود، حالا بايد از چيستي و اساساً پيشتر از آن، از هستي شيرين حرف زد؛ آيا شيرين هست و اگر هست و به عبارتي ديگر اگر سينماست، حالا چيست، يعني كدام سينماست؛ قاعده شكني و نابود كردن سنتها و بر هم زدن خطوط كه ما اسمش را ميگذاريم شيطنتهاي كودكانه.
حتي اگر آدم 70 سالش هم شده باشد، ميتواند سينما تلقي شود، آن گونه كه بايد و شايد سينماي كارمندي آقاي كيارستمي از محل كانون پرورش فكري تحت رهبري فرح پهلوي در زمان رژيم گذشته پس از اين همه سال به چنين مخلوق و معجوني مثل «شيرين» منتهي بشود، خوب بشود چه اهميتي دارد، اما گناه مخاطب چيست؟ او كه در دربار فرح پهلوي نبوده كه اين گونه تقاص پس دهد و پس از 33 سال پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل حكومت جمهوري اسلامي همچنان تاوان فيلمسازيهاي شيطنت آميز اين مرد 70 ساله را بدهد و بنشيند داخل سالن و به ظاهر «شيرين» ببيند، اما با فكر و كامي تلخ فيلم را نيمه كاره ترك كند و در دل و يا بر زبان به زمزمه با خود بگويد قضيه از چه قرار است يا اينكه «اين ديگه چي بود ...؟!»
«شيرين» فيلم مهمي نيست، چون اساساً سينما نيست و نهايتاً يك شيطنت كودكانه و چندش آور است حالا تو بگو از يك پيرمرد 70 ساله.
چه اهميتي دارد، اما ... «شيرين» فيلم مهمي است؛ اين فيلم رهاورد شناخته شدهترين، برجستهترين و پرافتخارترين و تأثيرگذارترين سينماگر بينالمللي ايران است؛ سينماگري كه ادعا ميكند فيلم نميبيند، اما 12 ماه سال را داور جشنوارههاي ريز و درشت است، سينماگري كه تلاش ميكند همه چيز را از سينما حذف كند، همه چيز را به معناي واقعي كلمه؛ صدا، نور، موسيقي، حركت، بازيگري و همه چيز را و معلوم نيست اين حذف، به چه دليل، با كدام منطق و با چه مقصودي صورت ميگيرد؟!
آيا تلاشي است صرفاً براي ماندن يا افهاي است فقط براي مخاطب خارجي و يا تقلاي مذبوحانه براي جشنوارههاي غربي.
«شيرين» يك آيينه است و صرفاً آيينه كارگردانش، او ميتواند در اين آيينه خود را و ما ميتوانيم در اين آيينه او را ببينيم؛ آيينهاي كه حتي با شكستن هم ديگر كاري براي كارگردانش از پيش نخواهد برد.
راستي اگر بنا باشد همه چيز با حذف ادامه پيدا كند، پس خواه ناخواه روزي عنصر كارگرداني نيز بايد از فيلم حذف شود و آقاي عباس كيارستمي بايد خودشان را از سينما كنار بگذارند و آنوقت ...
شوخي ميكنيد!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰