کد خبر:۱۷۷۸۳۲
هنر در نگاه ره بر -11
آقا: نوروز يعني روز نو؛ روز نو يعني چه؟
امروز را كه مردم، «نوروز» گذاشتهاند، يعنى روزِ نو! روزِ نو يعنى چه؟ همه روزهاى خدا مثل هم است؛ كدام روز مىتواند «نو» باشد؟
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛
نوروز ايراني سنت هاي غلط را از بين ميبرد
نوروز ايرانی به جای نوروز باستانی در تعاليم اسلام نكتهاى وجود دارد كه خوب است برادران و خواهران به آن توجّه كنند. اسلام با سنّتهايى كه از قبل از اسلام باقى مانده است، دو نوع رفتار مىكند.
اوّلاً بعضى سنّتهاى غلط را به كلّى از بين مىبرد و نابود مىكند؛ چون سنّتهاى درستى نيست.
مثل اينكه عربها قبل از اسلام، دختران خودشان را نگه نمىداشتند، يا بيشترِ ملتهاى غيرمسلمان، جنس زن را تحقير و اهانت مىكردند! اسلام اين سنّت را بهكلّى از بين برد؛ چون بهكلّى غلط بود. ثانياً اسلام بعضى از سنّتها را از بين نبرده است.
اسلام سنت خرافي رادر عيد نوروز اصلاح كرده
كالبد سنّت را نگه داشته و محتوا و روح آن را عوض كرده است؛ مثل بسيارى از اعمال و مراسم حج. اين طوافى را كه ملاحظه مىكنيد، قبل از اسلام هم بود؛ منتها محتواى طواف، محتواى شرك بود! اسلام آمد و اين عمل را از محتواى شرك آلود، خالى و از محتواى توحيد پُر كرد.
طواف در آن زمان، مظهر گرايش انسان به آلهه و اربابِ ادّعايى و پندارى بود؛ آن را تغيير داد و مظهر ارادت انسان به مركز عالم وجود - يعنى حضرت حق متعال و وجود مقدّس پروردگار - قرار داد. ظاهر را نگه داشت و باطن را عوض كرد. اسلام در بسيارى از مواقع، با سنّتها اين كار را مىكند.
مردم ما عينِ همين كار را با نوروز كردند؛ نوروز را نگه داشتند و محتواى آن را عوض كردند. نوروز در ايران، جشنى در خدمت حكومتهاى استبدادىِ قبل از اسلام بود! به همين خاطر است كه «نوروز باستانى»، «نوروز باستانى» مىگويند! «نوروز»اش خوب است، ولى «باستانى»اش بد است!
محتواي نوروز به سمت حضرت حق حركت كرده
«باستانى» يعنى اينكه همه اين جشنهاى دوره سال - مثل جشن «نوروز»، يا جشن «مهرگان»، يا جشنهاى ديگرى نظير «خردادگان»، «مردادگان» و جشنهاى گوناگونى كه قبل از اسلام بوده است - در خدمت حكومتهاى استبدادى و سلطنتهاى پوسيده دوران جاهليت ايران بود!
محتواى نوروز، محتواى مردمى و خدايى نبود؛ توجّه و ارادت به حضرت حق در آن نبود؛ جهات عاطفى و انسانى و مردمى در نوروز نبود! ملت ايران نوروز را نگه داشتند؛ اما محتواى آن را عوض كردند. اين محتواى امروز نوروز ايرانى، غير از محتواى باستانى است.
نوروز؛ حركتي به سمت برادري و عطوفت اسلامي
نوروز براى ملت ما، امروز عبارت است از اوّلاً : توجّه مردم به خدا. اوّلِ تحويلِ سال كه مىشود، مردم دعا مىخوانند، «يا محوّل الحول والاحوال» مىگويند، آغاز سال را با ياد خدا شروع مىكنند، توجّه خود را به خدا زياد مىكنند. اين، ارزش است. ثانياً نوروز را بهانهاى براى ديد و بازديد و رفع كدورتها و كينهها و محبّت به يكديگر قرار مىدهند. اين همان برادرى و عطوفت اسلامى و همان صلهى رحم اسلام است؛ بسيار خوب است.
ضمناً نوروز را بهانهاى براى زيارت اعتاب مقدّسه قرار مىدهند؛ به مشهد مسافرت مىكنند - كه هميشه يكى از پرجمعيتترين اوقات سال در مشهد مقدّس، اوقات عيد نوروز بوده است - اين بسيار خوب است. پس مىبينيد كه نوروز را نگه داشتند، محتواى آن را كه غلط بود، به محتواى صحيح و درست تبديل كردند. اين هنر ملت ايران و ذوق و سليقهى ايرانى مسلمان است.
ما عيد نوروز را از ديدگاه كسانى كه با اسلام سر و كار دارند، تأييد مىكنيم. عيد نوروز، چيز خوبى است. وسيلهاى است كه با آن دلها شاد مىشود، انسانها با يكديگر ارتباط برقرار مىكنند، صله رحم و صله احباب مىكنند؛ چون دوستان و رفقا هم مثل ارحام، احتياج به صله دارند.
انسان بايد با ارحام صله كند، بايد با دوستان و رفقا هم صله كند؛ يعنى ارتباط برقرار كند. اين، ارتباط عيد نوروز است كه بسيار خوب است. يك نكتهى اساسى در نوروز هست كه در روايات ما به آن توجّه شده است.
من مايلم شما عزيزانى كه امروز در اين صحن و در صحنهاى ديگر و مراكز آستان قدس رضوى هستيد - اجتماع عظيم مردم - و اين سخن را مىشنويد، به آن توجّه كنيد. هر يك از آحاد ملت ايران هم كه مىشنود، به آن توجّه كند. نوروز، يعنى روز نو. در روايات ما - بخصوص همان روايت معروفِ «معلّىبنخنيس» - به اين نكته توجّه شده است.
معلّىبنخنيس كه يكى از رُوات برجسته اصحاب است و به نظر ما «ثقه» است، جزو شخصيتهاى برجسته و صاحب راز خاندان پيغمبر محسوب مىشود. او در كنار امام صادق عليهالصّلاةوالسّلام زندگى خود را گذرانده و بعد هم به شهادت رسيده است.
نوروز يعني روز نو؛كدام روز نو مي باشد؟
معلّىبنخنيس - با اين خصوصيات - خدمت حضرت مىرود؛ اتفاقاً روز «نوروز» بوده است - در تعبيرات عربى، «نوروز» را تعريب مىكنند و «نيروز» مىگويند حضرت به او مىفرمايند : «أتدرى ما النيروز؟» آيا مىدانى نوروز چيست؟ بعضى خيال مىكنند كه حضرت در اين روايت، تاريخ بيان كرده است! كه در اين روز، هبوط آدم اتّفاق افتاد، قضيهى نوح اتّفاق افتاد، ولايت اميرالمؤمنين عليهالسّلام اتّفاق افتاد و چه و چه. برداشت من از اين روايت، اين نيست. من اين طور مىفهمم كه حضرت، «روز نو» را معنا مىكنند.
منظور اين است: امروز را كه مردم، «نوروز» گذاشتهاند، يعنى روزِ نو! روزِ نو يعنى چه؟ همه روزهاى خدا مثل هم است؛ كدام روز مىتواند «نو» باشد؟
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰