قل يا ايها الكافرون...
محمد رضا محقق
جملاتي كه گروه مناظره در تمرينات خود از استادشان فرا مي گيرد و با هم هجي مي كنند و تكرار را مي توان به عنوان مانيفست بليغي از مبارزه مناظراتي يا مناظرات مبارزاتي آنها تلقي كرد.
نژاد پرستي، زخم كهنه، فاجعه بشري و در عين حال منشا خلق ايده ها و آثار متنوعي در قالب هاي هنري است.
در فيلم «مناظره» اثر جالب توجه دنزل واشينگتن، ايده مبارزه در مقابل نژاد پرستي و تبعيضي كثيف ميان سفيدپوستان و رنگين پوستان آمريكا، با خلق خاصي از كلام و بيان به تصوير در مي آيد.
فيلم، در كنار تصوير، عميقاً شنيدني و تامل برانگيز است، اما مهم آن است كه باوري خلاق، معتبر و متعهد تمام اين روند بياني و تصويري را تا آخر دنبال مي كند.
در مناظره، شاخص، نطق است و نطق در اينجا علان بر اينكه مفهوم بياني مصطلع و كاركرد معروف و شناخته شده گفت وگو و مناظره را دارد، در عين حال يك استعاره و نشانه پردازي خاص را هم به همراه دارد.
مناظره در طول فيلم به مثابه يك مبارزه تلقي مي شود، اين تلقي راحتي مي توانيم در فيگور بازيگران و ميزانسن صحنه اي مناظره در ايالت ها و دانشگاه هاي مختلف هم شاهد باشيم.
واشينگتن، در عين اين روند مناظراتي ، مبارزاتي، به واگويه هاي تاريخي- روشنفكرانه اي هم دست مي يازد. سكانس نهايي كه در ابتدايش بحث روش ها (روش مسالهت جويانه گاندي ، تحت عنوان نافرماني مدني و روش خشونت مستحق و مبارز قانون شكنانه) براي مبارزه مطرح مي شود، از جمله مهم ترين اين واگويه ها است، و نيز سكانسي كه در آن بحث چگونگي قانون مطرح مي شود و تكرار اين جمله پسر توسط پدرش در سكانس پاياني كه با طنزي خانوادگي مي گويد:« و به قول يك دانشمند بزرگ، قانون غير عادلانه اصلاً قانون نيست!»
فيلم تلاقي جذابي از اين واگويه هاي فكري –عقيدتي- ايماني و عنصر گفتمان است و در كنارش نگاهي وامدار و تاثير گذار به موضوع نژاد پرستي و ظلمي كه در حق سياه پوستان جامعه امريكا روا داشته شده و مي شود.
داستان اين فيلم، واقعي است و مرهونيت اثر به اين امر واقع شده، در تجليات سينما ورزانه اش به درستي و راستي پاسخ در خوري مي يابد. آنجا كه بازيگري بازيگران جوان فيلم، عملاًً استانداردي حرفه اي و فوق العاده جذاب براي باز آفريني مبتكرانه يك واقعه تاريخي مي شود. بازيگر نوجوان نقش جيمز در فيلم مناظره، موفق به خلق شخصيتي شد كه به خوبي مي توانستيم بروز موفقيت هاي خاص و سخت نقش تاريخي مربوط به او را در ميميك و عضلات و رفتارهاي حس آميز او شاهد باشيم.
بازي هاي بسيار خوب فيلم اما منحصر در مناظره كنندگان نيست و خود دنزل واشينگتن هم به نوعي خلاقيت منحصر به فرد در ايفاي نقش معلم و آموزش دهنده فن و نرم افزار مناظره دست يافت. نوع حركات و گفتار هاي او تداعي گر وجهي حماسي از مبارزه است.
اين حماسه خلاقه در آموزش هاي بياني او به وضوح، جريان داشت. گويي وقتي دنزل از كلمه، شيوه مباحثه و انتخاب موضوع حرف مي زد، اينها مشابه اسلحه اي بود كه در دست او خشاب گذاري مي شود و او نشانه مي رود و آماده شليك مي شود.
درست است كه معدود صحنه هاي نه چندان خوب و حرفه اي مثل سكانس درگيري شديد لفظي ميان بچه ها در دانشگاه هاروارد در فيلم وجود دارد، اما اساساً اين كندي هاي به ظاهر تند در درياي حساسيت و جديت و جذابيت و عمق مفاهيم طرح شده در فيلنامه و بازي هاي زيبا و گيراي بازيگراش، غرق مي شود.
دنزل واشينگتن بازيگر است و حرفه اش بازيگري است. پس چندان عجيب نيست كه وسواس و حساسيت خارق العاده اي براي بازي بازيگرانش در مناظره به خرج داده است. همچنانكه خودش در مصاحبه اي در باره فيلم مي گويد كه «به جاي همه آنها بازي كرده ام!».
مناظره عميقاً صللح طلبانه است ولي در عين حال بازي جداً حماس دارد كه البته مثلاً به فاشيسم و آنار شيسم نمي شود. مناظره! شيوه اي كه در قبال مثله شدن سياهپوستان و حق خوري هايي كه در باره آنان صورت مي گيرد بكار مي رود. از اين روشنفكرانه تر و انساني تر و مصلحانه تر؟!
نكته نهايي كه به لحاظ معناييبه آن اشاره مي كنيم، ديالوگ طنز خانوادگي فيلم است كه به گفته يك دانشمند بزرگ «قانون ناعادلانه، اصلاً قانون نيست».اما پيش از آن اعتراف مي كنيم كه مناظره در معادله نا برابر سينماي امروز جهان كه معناي اصليش سينماي معاصر آمريكاست گم و ناپيدا است. ثانياً فيلم تا آنجائي كه توانسته از تردستي هاي خودانگارانه ساير فيلمسازي ها در قصه پردازي هاي برگرفته از وقايع تاريخي در امان مانده است، فيلم مي توانست به راحتي در سرازيري دست يازيدن به متشابهات محدود ايالت هاي خاص آمريكايي، در غلتد اما ترجيح داد، سختي قرار گرفتن در سربالايي محكمات مبارزات تاريخي مرداني مثل گاندي را انتخاب كند و كرد.
قانون ناعادلانه اصلا قانون نيست. اين جمله در«مناظره»تنها يك تئوري آكادميك و يا يك دستور اخلاقي يا حتي پز روشنفكري يا حالت تدافعي در مقابل حريف، اين نكته بيش و پيش از همه اينها يك انتزاع نحيف و سترگ و معصومانه از يك تاريخ خونين و سخت است. تاريخ تبعيض نژادي و محروم ماندن انسان هايي از حق زيستن محترمانه و عادلانه اگر قانون بر مدار و مناط و معيار عدل باشد، پس قانون يعني عدل و به عكس. پس بي عدالتي اصلاً قانون نيست و نيست.
«مناظره» در تمام جوانيش يك استعاره و اشارت است و اصلي تر اينكه تبعيض نژاد پرستي اصلاً موضوع قديمي و بايگاني شده اي نيست. فيلم متعلق به سال 2007 و همين امروز است. متعلق به يقه گيري و مبارزه و عدم مماشات با تمام بي عدالتي هاي اين روزگار.
نژاد پرستي و تبعيض ميان رنگين پوست و سفيد پوست، پدرخوانده و عتيقه عقب مانده تبعيض هاي به ظاهر مدرن امروزي است كه رنگ و لعاب هاي فريبنده اي دارند. نژاد سرمايه داري،نژاد توسعه طلبي جاه طلبانه،نژاد فرصت طلبي، نژاد اخلاق ستيزي،نژاد ددمنشي و آدم كشي،نژاد پست نابود كردن سنت ها و فرهنگ هاي كهن و اصيل مردمان جهان، نژاد كثيف دهكده كوچك جهاني و يكسان سازي فكري و فرهنگي ملل مختلف، نژاد تهاجم نرم و مرموز نسبي گري در همه چيز و البته در اخلاق و .. و نژاد پست عدالت كشي و حق سوزي.
فيلم، متعلق به نسل امروز نسل هاي فرداست.متعلق به مبارزه و درگيري همه جانبه اي كه ميان حق عليه باطل و در يك كلام فقير و غني برپاست و بر پا خواهد بود./انتهاي پيام/