کد خبر:۱۹۲۲۵۰
رحيم مخدومي در گفتوگو با «خبرگزاري دانشجو»؛
وقتي ابوالفضل در شلمچه كفشهايش را درآورد / دغدغه ذهني سپهر براي موضوع ساخت مستند چه بود؟
به شلمچه كه رسيديم ابوالفضل سپهر يك دفعه پابرهنه شد و كفشهايش را درآورد انگار كه نميتوانست ...
رحيم مخدومي در گفتوگو با خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، درباره شخصيت محروم ابوالفضل سپهر گفت: من زماني كه اشعار سپهر را ميخواندم بسيار شيفته ادبيات ايشان شده بودم.
اين نويسنده دفاع مقدس ادامه داد: با توجه به اينكه ادبيات شعرهاي ابوالفضل سپهر عاميانه بود، اما اين اشعار بسيار پرمغز و دلنشين بودند و كاملاً مشخص بود كه اين اشعار از اعماق دل وي برخواسته است.
وي در ادامه گفت: زماني كه چندبار شعرخواني تصويري ايشان را نگاه كردم راجع به عمق سوزي كه پيرامون اشعارشان در دل داشتند مطمئن شدم و ايمان پيدا كردم كه شناختم نسبت به وي اشتباه نبوده است.
مخدومي در خصوص خاطرهاي از مرحوم سپهر گفت: خاطرم هست جهادسازندگي سفري به مناطق عمليات جنگي براي خانواده شهدا تدارك ديده بود و توفيق من اين بود كه در اين سفر توانستم با ابوالفضل سپهر همراه و هم كوپه باشم.
اين نويسنده دفاع مقدس ادامه داد: ارتباط چند روزه من با ابوالفضل سپهر منجر به شناخت جديد و كاملتري از وي شد.
وي اضافه كرد: ويژگي منحصر به فردي كه ايشان داشت و براي من در سفر روشن شد، اين بود كه بدون اينكه سنش به دفاع مقدس بخورد و فضا را به خوبي درك كرده باشد، نگاهش به شهيد و شهادت طوري بود كه انگار اين نگاه به او هديه شده است.
مخدومي تاكيد كرد: هر كس سپهر را ميديد، فكر ميكرد سن و سالش بيشتر از ظاهر اوست، سپهر فضاي دفاع مقدس را با خون و گوشت حس كرده بود و تني پر از درد داشت.
اين نويسنده دفاع مقدس در خصوص فهم عميقي كه ابوالفضل سپهر با وجود كم سن و سال بودنش از جنگ پيدا كرده بود، گفت: براي من عجيب بود كه چطور آدمي كه فضاي جنگ را درك نكرده راجع به شهيد و شهادت و جانباز اينطور حرف ميزند.
وي در خصوص ويژگي ديگري از سپهر تصريح كرد: ابوالفضل سپهر لحن غيرتي خاصي داشت و برخي مواقع آثار هنرمند با شخصيت اصلي خودش فرق ميكند، اما آثار ابوالفضل سپهر نشانگر شخصيت واقعي او بود.
مخدومي يادآور شد: ابوالفضل سپهر هم دلش و هم جسمش دردمند بود، نميدانم شايد دردمندي دلش بود كه جسم و جانش را هم از كار انداخته بود.
نويسنده كتاب «من مادر مصطفي» در خصوص آسماني بودن دل ابوالفضل سپهر تاكيد كرد: متاسفانه آثار كمي از ابوالفضل سپهر به جا مانده است و همين آثارش هم گنجينه خوبي است كه بايد از آن استفاده شود.
وي در خصوص خاطراتش از سپهر در سفر جنوب گفت: خاطرم هست وي با همسرشان به اين سفر آمده بودند و من هم با خانوادهام به سفر جنوب رفته بوديم و در آن زمان همسر ايشان به منزل اقوامشان رفتند و من آنجا متوجه شدم كه همسر ابوالفضل سپهر از اهالي مردم جنوب است.
مخدومي در خصوص مهمترين تصويري كه از سفر جنوب در ذهنش باقي مانده است، خاطرنشان كرد: به شلمچه كه رسيديم ابوالفضل سپهر يك دفعه پابرهنه شد و كفشهايش را درآورد انگار كه نميتوانست جمع را تحمل كند؛ چرا كه از جمع كنده شد و به دنبال خلوت رفت.
اين نويسنده دفاع مقدس در خصوص ارادت خاصي كه سپهر به شهداي گمنام داشت، گفت: ارادت سپهر به شهداي گمنام نشان دهنده مضموني از حرفهاي امام خميني(ره) است كه مظلومترين شهدا، شهداي گمنام هستند.
وي در خصوص روحيه ظلم ستيزي ابوالفضل سپهر و علاقه وي به مظلوميت شهداي گمنام گفت: انگار سپهر هم به مظلومترين قشر شهدا ارادت داشت كه همانا شهداي گمنام بودند.
مخدومي در ادامه به بيان خاطرهاي از ابوالفضل سپهر پرداخت و گفت: خاطرم هست يكبار در سفر جنوب به من گفت كه دوستدارم مستندي بسازم.
اين نويسنده دفاع مقدس در خصوص محتواي مستندي كه سپهر قصد ساختنش را داشت،گفت: سپهر به من گفت دوستدارم در يك خيابان دو وزنه سنگين قرار دهم و به عابران بگويم كه اين دو وزنه را تا انتهاي خيابان حمل كنند و بعد از حمل كردن دو وزنه سنگين از آنها بپرسم كه از خستگي چه حالي به آنها دست داده است.
وي تاكيد كرد: از ابوالفضل سپهر پرسيدم هدفت از ساخت اين مستند چيست؟ سپهر گفت: ميخواهم بعد از سختي بلندكردن وزنه به آنها بگويم ببينيد چطور رزمندههاي ما در شلمچه زير آفتاب سوزان و زير گلوله باران دشمن اين همه تجهيزات سنگين را با لب تشنه حمل ميكردند.
مخدومي در پايان خاطرنشان كرد: هدف سپهر از دغدغه ذهنياش اين بود كه به مردم بگويد حتي بلندكردن وزنهاي با آرامش و بدون ترس طاقت فرسا است، چه برسد اين كار را مجبور باشيم توام با عدم امنيت و زيرگلوله باران انجام دهيم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰