کد خبر:۲۰۳۹۹۳
موفقیت کلاه قرمزی امری فراتر از یک اتفاق شانسی
با توجه به وجود تعداد زیاد عروسکها، خالهها و داییهای رنگارنگ در صدا و سیما چرا وجود کلاه قرمزی همچنان پایدار و همراه با محبوبیت مانده است؟ علت این موفقیت در چیست؟
گروه فرهنگی«خبرگزاری دانشجو»؛ پس از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی ایران می توان عرصه های مختلف علمی، فرهنگی و هنری را در بوته نقد و بررسی قرار داد. یکی از مهمترین عرصه های فرهنگی و هنری تولیداتی است که در عرصه صدا و سیما کودکان را مخاطب خویش قرار داده است. برخی از این محصولات تا آن جا در ارتباط با مخاطب از موفقیت چشم گیری برخوردار بودند که توانسته اند با سه نسل ارتباط برقرار کنند و عمری 15 الي 20 ساله داشته باشند، اما متاسفانه تعداد این گونه تولیدات و محصولات با چنین ویژگی نه تنها بسیار کم و ناچیز است، بلکه می توان ادعا کرد سیما و سینمای ایران از فقر محصولات برای کودکان و نوجوانان رنج می برد.
کلاه قرمزی و پسرخاله یکی از بهترین و مناسب ترین تولیدات عرصه فرهنگی، هنری هستند که نه تنها از جنبه آموزشی مطلوبی برخوردار هستند، بلکه توانسته اند با گذشت زمان همچنان به حیات همراه با محبوبیت خویش ادامه دهند.
موفقیت کلاه قرمزی شانسی نیست
به هر جهت با فروش بالای گیشه کلاه قرمزی در سینمای ایران و جذب مخاطب بالایی که در نوروز 91 به همراه داشته، نمی توان این موفقیت را یک اتفاق شانسی یا پدیده دانست. در حقیقت تولید کلاه قرمزی و پسرخاله را می توان یک جریان موفق دانست که با بررسی علل موفقیت، ثبات و پایداری محبوبیت آن می توان به این نکته پی برد که چرا برخی از تولیدات و محصولاتی که برای کودکان کلید می خورد، پس از مدتی رو به زوال می رود و به دست فراموشی سپرده می شود؟
در حقیقت سوال اصلی آن است که علت ماندگاری همراه با محبوبیت کلاه قرمزی و دوستانش برای مردم چیست؟ چرا خاله ها و دایی های رنگارنگ صدا و سیما یا اکثریت عروسک های ساخته شده از چنین پایداری و محبوبیتی برخوردار نیستند؟
منطق ابلهانه اما پربار دیالوگ ها در کلاه قرمزی علت طول عمر این برنامه است
علت اصلی و حقیقی جذب مخاطب در کلاه قرمزی و پسرخاله را می توان در مفاهیم بسیار ساده ای دانست که به زبان کودکانه و حتی ابلهانه برای مخاطب توضیح داده می شود. این مفاهیم گاه آنچنان ساده لوحانه منطق دیالوگ ها قرار می گیرد که بزرگ سالان را نیز به خنده وا می دارد. بیان ساده انگارانه، اما همراه با واقعیت های گریبانگیر و بسیار کوچک سبب آن می شود که حرف های آقای مجری و یا کلاه قرمزی نه تنها خنده دار باشد بلکه آموزنده نیز هست.
جفت کردن دمپایی ها در دستشویی، مصداق جزیی آموزش نظم به کودکان
به عنوان نمونه می توان از قسمتی از برنامه کلاه قرمزی 91 مثال زد که آقای مجری برای بچه ها توضیح می دهد که دمپایی ها را در دستشویی جفت کنند و هر لنگه را به سمتی پرت نکنند. شاید این مثال در نظر اول سخیف باشد، اما با اجرا و کارگردانی خوب نه تنها به بستری برای طنز تبدیل می شود، بلکه از آن مهمتر آموزش ظریف و مصداق جزیی رعایت نظم را به کودکان آموزش می دهد.
بی شک با نگاه دقیق به محصولات کودک و نوجوان می توان دانست که آموزش مفاهیم زندگی و اخلاقی به صورت کلی برای کودکان کارآیی مناسبی نخواهد داشت.
در حقیقت مجموعه نویسندگان خوب و ماهر مجموعه کلاه قرمزی را به صورت مجموعه ای سرتاسر آکنده از مفاهیم جزیی نوشته اند که بسیار ریز و واقعی به آنها پرداخته شده است؛ نکات ریزی که با طنازی مناسب دست مایه طنزی قرار گرفته است که حتی بزرگ سالان را نیز جذب می کند.
به جز دست مایه قوی آموزشی که با یاری مصادیق جزیی مانند آداب دست دادن، سلام و احوال پرسی کردن و حتی شادی کردن و بسیاري دیگر، می توان مورد دیگری را نیز سبب موفقیت کلاه قرمزی دانست.
شخصیت های عروسکی که به کمک کلاه قرمزی آمدند
اضافه شدن شخصیت های عروسکی که به یاری کلاه قرمزی و پسرخاله آمدند تا این مجموعه را از یک نواختی و تکرار نجات دهند؛ به عنوان نمونه در ابتدای امر می توان به پسر خاله و سروناز اشاره کرد و سپس به پسر عمه زا و مهمان دور، نی نی و گوسفند اشاره کرد.
هر کدام از این عروسک ها با شخصیت پردازی خاص خود نه تنها فضایی شاد را برای مجموعه به ارمغان آوردند، بلکه زیرکانه منتقل کننده مفاهیم جدی فرهنگی هستند.
گوسفند انگلیسی زبان
به عنوان نمونه می توان به شخصیت گوسفند در سری جدید کلاه قرمزی اشاره کرد. نویسنده با طنازی و کیاست خاص زبان این گوسفند را زبان انگلیسی قرار داده است. در نگاه اول این موضوع تنها امری برای بسترسازی طنز به نظر می آید، اما با نگاهی دقیق می توان متوجه این نکته شد که نویسنده با انتخاب زبان انگلیسی برای عروسکی در جایگاه یک گوسفند حتی قصد مزاح کردن با خود زبان انگلیسی و جایگاه آن در دنیای فعلی و جامعه کنونی را دارد.
در دنیای امروزی که زبان مادری و زبان غالب دنیا امری بحث برانگیز است، انتخاب زبان انگلیسی برای یک گوسفند مسئله ای است که زیرکانه و خاموش ذهن مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد. به بیان واضح تر ذهن مخاطب را می توان مانند ترازو و معیارسنجشی دانست که تولیدکننده با بازی و مزاح با زبان انگلیسی که زبان روز دنیا است، سعی در برهم زدن این معادله قدرت دارد تا آن جا که به طور ناخود آگاه ارزش و منزلت زبان انگلیسی متزلزل می شود.
یادداشتی از حیان علوی
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰