انسان بازو و تنش را بفروشد؛ اما قلمش را هرگز / روشنفكر ایرانی، انسانیت خود را هم از فرنگ می‌گرفت
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۴۴۴۲
چهل و چهارمين سالگرد آقا جلال قصه گو - 1

انسان بازو و تنش را بفروشد؛ اما قلمش را هرگز / روشنفكر ایرانی، انسانیت خود را هم از فرنگ می‌گرفت

رهبري بر اساس علاقه و شناختي كه به شخصيت جلال آل احمد دارند علاوه بر شناخت كامل شخصيت و آثار اين نويسنده بارها و بارها در ضمن ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ همه ما مي دانيم رهبري به لحاظ آشنايي با ادبيات و كتاب و نويسندگان يكي از مسلط تزين افرادحوزه ادبيات هستند.رهبري بر اساس علاقه و شناختي كه به شخصيت جلال آل احمد دارند علاوه بر شناخت كامل شخصيت و آثار اين نويسنده بارها و بارها در ضمن سخنراني هايشان براي روشن كردن برخي مفاهيم جملات جلال را به كار برده اند و به حرف ها و آثار اين نويسنده اشاره كردند.
 
جملات زير برشي است از برخي سخنراني هاي مقام معظم رهبري كه در ضمن صحبت هايشان به جلال آل احمد اشاره داشته است.  
 
 «آن‌وقت كه ما گلستان را ميخوانديم، معنايش را نميفهميديم؛ بعدها يواش يواش در طول زمان، معناى آن اشعار و آن جملات را فهميديم. اين خوب است. انسان يك چيزهائى را ممكن است درست نفهمد، لكن اين محفوظات براى فعاليت ذهن زمينه درست ميكند. محفوظات خوب است؛ اما حفظمحورى بد است كه محورِ تلاش، عبارت باشد از حفظ. محورِ تلاش بايد عبارت باشد از فكر، ولو با حفظ هم همراه باشد. خوب، اين يك عيب بزرگى است؛ اين بايد اصلاح شود.
 
اگر امروز آن را اصلاح نكنيم، چه كسى اصلاح كند؟ آن دوران استحاله‌ى فرهنگى، دورا  قول مرحوم آل«احمد غربزدگى، دوران بهت و حيرت در مقابل خيرگى‌هاى تمدن غربى سپرى شد. امروز آن چهره‌ى براقِ شفافِ زينت‌كرده‌ى آرايش غليظ به خود بسته، بواطنش براى ما و براى خيلى از مردم دنيا آشكار شده؛ زشتى‌هايش، بى‌صفتى‌هايش، بدچهرگى‌هايش روشن شده. امروز ما خيلى از چيزهائى را ميدانيم كه در پنجاه سال پيش نميدانستيم. ملت ايران امروز با خيلى از اين حقايق آشناست».

بيانات در ديدار معلمان استان فارس (۱۳۸۷/۰۲/۱۲)
  
«شما مى‌دانيد كه در دنياى اسلام، پول‌هاى زيادى خرج شد. در طول اين سال‌ها، از طرف دستگاه استكبار، براى خريدن نخبگان اقداماتى انجام شد؛ نخبگانى كه اگر چه از لحاظ علمى يا سياسى نخبه بودند؛ اما ارزش درونى‌شان، خيلى پايين بود و خيلى راحت خريده شدند؛ قلم‌ها و زبان‌هايشان را فروختند، حتى فكرها و وجودشان را فروختند؛اين از زمان‌هاى خيلى قديم شروع شد؛ يعنى از قدي در دوران معاصر؛ از زمانى كه روشنفكرى غربى در اين كشور به وجود آمد - كه من يك وقتى گفتم روشنفكرى در كشور ما بيمار متولد شد.
 
از آن روز اينها سراغ اين نخبه‌ها رفتند و با پول تطميع‌شان كردند. اينها هم حقير، ضعيف و اسير بودند و تن دادند و خودشان را به پول فروختند. چهل سال قبل از اين، مرحوم آلاحمد مى‌نويسد: «اگر مى‌فروشى، همان به كه بازوى خود را؛ اما قلم خود را هرگز.
 
اين را آل احمد در دهه‌ى چهل، در يكى از كتاب‌هايش نوشته است. انسان بازو و تنش را بفروشد؛ اما قلمش را - يعنى جان و فكرش را - نفروشد. اما آنها فروختند و ديگران هم خريدند؛ نخبگان را گرفتند. لذا حركت‌هاى عمومى مردمى در بسيارى از جاها، نه فقط از سوى نخبگان همراهى نشد؛ بلكه حتى نخبگان مثل يك ديوارى در مقابل آن ايستادند. آن وقت بهانه‌ى نخبگان در مقابل حركت‌هاى اسلامى، پيش خودشان چه بود؟ مى‌گفتند اينها قديمى است، اينها متحجّرانه است، اينها آخوندبازى است، اينها نمى‌دانم فلان است»
 
بيانات‌ در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاه امام صادق (عليه‌السّلام) (۱۳۸۴/۱۰/۲۹)
  
«عد ايشان در بعضى از كارها -مثل كارهاى مربوط به مبارزه- با ما ارتباط پيدا كردند. مثلاً چند مورد از اعلاميه‌هايى كه از نجف آمده بود، ايشان لاى جلد كتاب جاسازى و صحافى مى‌كردند و براى من به مشهد مى‌فرستادند. بنابراين، ارتباط ايشان با ما، هم در زمينه‌هاى مربوط به مبارزه و هم در بعضى زمينه‌هاى روشنفكرى بود. مثلاً ايشان براى چاپ كتاب «روشنفكران» آل احمد كه تازه درآمده بود و دستگاه نمى‌گذاشت چاپ شود، اقدام كردند.
 
اين‌كه در اين زمينه با چه اشخاصى در ارتباط بودند، درست يادم نيست. بعد ايشان براى اين‌كه از جهات گوناگون اطمينان پيدا كنند، يك نسخه براى من فرستادند و من نظراتى دادم. به‌هرحال، ارتباطاتى از اين نوع داشتيم، تا وقتى كه زمان پيروزى انقلاب شد. سوابق آشنايى ما با ايشان اينهاست»

بیانات در گفتگو با نوه حضرت امام خمینی(ره) (۱۳۷۴/۰۳/۱۱)
 
«من از آن آدمهايى نيستم كه معتقد باشم چون كلمه عربى است، بايد آن را كنار گذاشت؛ نه، كلمه عربى است، اما به قول مرحوم آل احمد،جزو زبان من است. او مى‌گفت، به من اعتراض مى‌كنند كه چرا كلمات عربى به كار مى‌برى؟ در پاسخ مى‌گفت كه اين جزو زبان من است؛ عربى نيست، بيگانه نيست؛ حالا اصلش متعلق به هرجا باشد. من آن اعتقاد را ندارم؛ اما چرا زبان ما با اين سعه‌ى عظيم و با اين گسترش فراوان - كه بلاشك از اين جهت، از زبان عربى بازتر و پُركشش‌تر است و تركيب‌پذيرى خوبى دارد - بايستى در يك كلمه گير كند؟
 
به‌هرحال، ما معادل فارسى «ملت» را هم نداريم؛ چاره‌يى نداريم؛ بايستى كلمه‌ى «ملت» را بگذاريم. غرض، مى‌خواهم عرض بكنم كه مسأله‌ى ويراستارى، اين‌قدر حساس است.
 
 امروز متأسفانه زبان واقعاً در حال انحطاط است. در حالى كه منابع زبان فارسى ما همچنان محفوظ است، اما آدم مى‌بيند كه زبانى كه در اختيار نويسنده و گوينده و خبرده و حتّى شاعر و اديب و كتاب‌نويس و امثال اينهاست، به شكل بسيار بدى مطرح مى‌شود؛ و آن وقت اين زبان قابل صدور نيست.
 
ما بايد بدانيم كه وقتى اين زبان از وطن خودش دور شد و به كشور بيگانه رفت، پاره‌يى شكستگيها در آن به وجود خواهد آمد؛ بايد فكر آن را بكنيم، اين‌جا مستحكم درستش بكنيم، كه در آن‌جا اقلاً چيزى از آن باقى بماند»
 
بيانات در ديدار اعضاى شوراى عالى ويرايش زبان فارسى در صدا و سيما (1370/09/18)

«فارسى صحيح، زبان شيرين و پُروسعتى است. الان زبان ما، از زبان عربى وسيعتر است. البته زبان درى اصلى كه ما تا امروز بر آن اساس حركت كرده‌ايم، از عربى وسيعتر نيست؛ ليكن امروز هرچه كه در زبان ماست - تقريباً شصت‌درصد زبان ماست و چهل درصد از عربى لغت آورده‌ايم  متعلق به ماست و به قول مرحوم آل احمد، زبانى كه من با آن حرف مى‌زنم، زبان من است. مثلاً بگوييم «حرف»، عربى است و آن را تلفظ نكنيم! نه، اين‌طور نيست. «حرف»، فارسى است و ما با هم حرف مى‌زنيم»

  بيانات بيانات در ديدار با مديران و مسؤولان بخشهاى خبرى صدا و سيما ( 1369/12/21 )

 
«شما به خاطرات «كيانورى» و ديگر رؤساى توده‏ايها كه در جمهورى اسلامى گير افتادند، نگاه كنيد! خاطرات اينها چاپ شده است؛ از پنجاه سال قبل، شصت سال قبل صحبت مى‏كنند.
 
با آن‏كه اينها شايد همه حقايق را هم نمى‏خواستند بگويند، اما كاملاً از گوشه و كنار حرفهايشان مشخّص مى‏شود كه آن روز حقيقت حزب توده چه بود. درعين‏حال، باز صادقترين و مخلصترين روشنفكران در همين مجموعه جمع شده بودند. يكى از آنها «جلال آل احمد» بود كه من در اين بحث، از حرفهاى او براى شما نقل خواهم كرد. مرحوم جلال آل احمد، جزو حزب توده بود. «خليل ملكى» و ديگران، اوّل در حزب توده بودند.

من يادم نيست كه اين حرف را از خودش شنيدم، يا دوستى براى من نقل مى‏كرد. سال چهل و هفت ايشان به مشهد آمده بود. در جلسه‏اى كه با آن مرحوم بوديم، از اين حرفها خيلى گذشت. احتمال مى‏دهم خودم شنيده باشم، احتمال هم مى‏دهم كسى از او شنيده بود و براى من نقل مى‏كرد.
 
مى‏گفت: ما در اتاقهاى حزب توده، مرتّب از اين اتاق به آن اتاق جلو رفتيم - منظورش اين بود كه مراحل حزبى را طى كرديم و به جايى رسيديم كه ديديم از پشت ديوار صدا مى‏آيد! گفتيم آن‏جا كجاست؟ گفتند اين‏جا مسكو است! گفتيم ما نيستيم؛ برگشتيم. يعنى به مجرّد اين‏كه در سلسله مراتب حزبى احساس كردند كه اين وابسته به خارج است، گفتند ما ديگر نيستيم. بيرون آمدند و با خليل ملكى و جماعتى ديگر، نيروى سوم را درست كردند؛ مخلصها آن‏جا بودند. اين دوره، تا حدود دوران «دكتر مصدق» و بعد 28 مرداد 1332 ادامه يافت.

بعد از 28 مرداد، از لحاظ نشان دادن انگيزه‏هاى يك روشنفكر در مقابل يك دستگاه فاسد، سكوت عجيبى در فضاى روشنفكرى هست. خيلى از كسانى كه در دهه بيست مورد غضب دستگاه قرار گرفته بودند، در دهه سى به همكاران مطيع دستگاه تبديل شدند! آل احمد در كتاب «خدمت و خيانت روشنفكران»، از همين روشنفكرى دهه سى حرف مى‏زند. آل احمد اين كتاب را در سال چهل و سه شروع كرده، كه تا سال چهل و هفت ادامه داشت.
 
سال چهل و هفت كه آل احمد به مشهد آمد، ما ايشان را ديديم. به مناسبتى صحبت از اين كتاب شد، گفت مدّتى است به كارى مشغولم؛ بعد فهميديم كه از سال چهل و سه مشغول اين كتاب بوده است. او از ما در زمينه‏هاى خاصى مطالبى مى‏خواست، كه فكر مى‏كرد ما از آنها اطّلاع داريم. آن‏جا بود كه ما فهميديم او اين كتاب را مى‏نويسد. اين كتاب بعد از فوتش منتشر شد. يعنى كتابى نبود كه در رژيم گذشته اجازه‏ى پخش داشته باشد؛ كتابِ صددرصد ممنوعى محسوب مى‏شد و امكان نداشت پخش شود.

البته در اين‏جا آل احمد مواضع خيلى خوبى را اتّخاذ مى‏كند؛ اما درعين‏حال شما مى‏بينيد كه همين آل احمد معتقد به مذهب و معتقد به سنّتهاى ايرانى و بومى و شديداً پايبند به اين سنّتها و معتقد به زبان و ادب فارسى و بيگانه از غرب و دشمن غربزدگى، باز درباره مسائل روشنفكرى، در همان فضاى روشنفكرى غربى فكر كرده، تأمّل كرده، حرف زده و قضاوت نموده است! اين كه مى‏گويم روشنفكرى در ايران بيمار متولّد شد، معنايش همين است. تا هرجا هم ادامه پيدا كرده، بيمارى ادامه پيدا كرده است.»
 
يانات مقام معظم رهبرى در جمع دانشجويان دانشگاه تهران (‏1377/02/22)  
پربازدیدترین آخرین اخبار