کد خبر:۲۰۵۱۲۲
نکوگیان در مراسم بزرگداشت شيخ رجبعلي خياط:
شيخ رجبعلي با رياضت سخت و تنبلي مخالف بود
فرزند شيخ رجبعلي خياط گفت: پدر من با رياضتهاي سخت و تنبلي افراد مخالف بود.
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، محمود نكوگويان عصر امروز در مراسم بزرگداشت مقام عارف بزرگ شيخ رجبعلي خياط از همه عزيزان، بزرگان و شاگردان پدرش و حاج آقا شايسته تشكر كرد.
وي افزود: پدر من با رياضتهاي سخت كه افراد بخواهند با آن به جايي برسند مخالف بود.
فرزند شيخ رجبعلي خياط به نقل از آقاي تقوي (ره) اضافه كرد: من يك زمان 75 روزه زحمت و رياضت كشيدم وبه يكي از دوستانم گفتم كه به نزد شيخ رجبعلي برويم تا حاج شيخ باطن ما را ببيند كه ما به جايي رسيدهايم يا نه.
محمود نکوگیان ادامه داد: پدر به محض ديدن ايشان گفت؛ تو تنها بيا داخل و تو بيچاره مشرف شدی پس خداوندت كجاست؟ و تو بايد نمازهايت را دوباره بخواني همسرت نيز از دستت ناراضي است و بايد او را با خريد طلا راضي كني.
وي افزود: پدر من با رياضتهاي سخت كه افراد بخواهند با آن به جايي برسند مخالف بود.
فرزند شيخ رجبعلي خياط به نقل از آقاي تقوي (ره) اضافه كرد: من يك زمان 75 روزه زحمت و رياضت كشيدم وبه يكي از دوستانم گفتم كه به نزد شيخ رجبعلي برويم تا حاج شيخ باطن ما را ببيند كه ما به جايي رسيدهايم يا نه.
محمود نکوگیان ادامه داد: پدر به محض ديدن ايشان گفت؛ تو تنها بيا داخل و تو بيچاره مشرف شدی پس خداوندت كجاست؟ و تو بايد نمازهايت را دوباره بخواني همسرت نيز از دستت ناراضي است و بايد او را با خريد طلا راضي كني.
وی ادامه داد: پدر با رياضتهاي سخت و تنبلي مخالف بود.
فرزند شيخ رجبعلي خياط به بيان خاطرهاي ديگر پرداخت و گفت: بنده خدايي بود كه روزها به گدايي ميپرداخت و شبها به فقرا كمك ميكرد كه پدر درباره ايشان گفت؛ اين فرد خيلي بيچاره است زيرا حضرت علي (ع) فرمودند؛ حاضرم از كوهها بالا بروم و سنگ خارا بياورم ولي دست گدايي جلو كسي دراز نكنم.
محمود نكوگويان به بيان خاطرهاي ديگر پرداخت و گفت: فردي كه قطار را ميتوانست نگه دارد از هند به نزد پدر آمد و پدر گفت؛ وقت مردم را گرفتن هنر نيست و از او پرسيد كارت چيست؟ جواب داد تردستي كه پدر با اين كار هم مخالف بود و گفت اين كارها را كنار بگذار و برو سر كار و ايشان را نزد ميرمالك صابونچي برد تا صابون درست كند ولي ميرمالك هم از او ناراضي بود زيرا هنگام نماز به وسيله طي الارض به جمكران ميرفت.
فرزند شيخ رجبعلي خياط به بيان خاطرهاي ديگر پرداخت و گفت: بنده خدايي بود كه روزها به گدايي ميپرداخت و شبها به فقرا كمك ميكرد كه پدر درباره ايشان گفت؛ اين فرد خيلي بيچاره است زيرا حضرت علي (ع) فرمودند؛ حاضرم از كوهها بالا بروم و سنگ خارا بياورم ولي دست گدايي جلو كسي دراز نكنم.
محمود نكوگويان به بيان خاطرهاي ديگر پرداخت و گفت: فردي كه قطار را ميتوانست نگه دارد از هند به نزد پدر آمد و پدر گفت؛ وقت مردم را گرفتن هنر نيست و از او پرسيد كارت چيست؟ جواب داد تردستي كه پدر با اين كار هم مخالف بود و گفت اين كارها را كنار بگذار و برو سر كار و ايشان را نزد ميرمالك صابونچي برد تا صابون درست كند ولي ميرمالك هم از او ناراضي بود زيرا هنگام نماز به وسيله طي الارض به جمكران ميرفت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰