کد خبر:۲۶۸۰۷۰
مزینانی در نشست «عصر تجربه»:

با توجه به جمعیت 70 میلیونی تعداد کتاب‌ها زیاد است / دولت اجازه نمی‌دهد نهادها پا بگیرند

نویسنده «شاه بیشین» گفت: متاسفانه در حال حاضر با چاپ زیاد و تعدد نویسنده روبرو هستیم، در حالی که با توجه به جمعیت70 میلیونی تعداد عناوین کتاب ...
به گزارش خبرنگار فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، محمدکاظم مزینانی در نشست عصر تجربه که روز گذشته در بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان برگزار شد، گفت: در سال 63 از شهرستان به تهران آمدم و در نشریه کیهان بچه‌ها که همراه با انقلاب تغییر کرده بود، اولین شعرهایم را سرودم. در آن سال شعر کودک و نوجوان نوستالوژیک بود و افق محدودی داشت، اما به مرور عناصر متفاوتی وارد شعر کودک شد و بیان نوستالوژیک کاملاً تغییر کرد.
 
وی افزود: من در آن زمان اصلاً داستان را قبول نداشتم و در عرصه شعر برای خود شأنی قائل بودم، احساس می‌کردم مقام شعر از داستان بالاتر است. از طرفی با خواندن داستان‌های ایرانی اصلاً لذت نمی‌بردم و معتقد بودم داستان ایرانی حرفی برای گفتن ندارد؛ اما با تغییر و تحولاتی که صورت گرفت احساس کردم شعر به سمت افول در حرکت است و بتدریج نقش شاعر کمتر شده، از این رو با سینمای مولف ارتباط برقرار کردم و در آنجا بود که دریافتم داستان افق جدیدی را به روی آدمی باز می‌کند و محلی برای حرف زدن است.
 
نویسنده کشورمان با بیان اینکه «پاییز در قطار» اولین کارم بود، ادامه داد: معتقدم داستان «کلیدر» بشدت وامدار شعر فارسی است.
 
مزینانی در خصوص رمان «شاه بیشین» ابراز داشت: «شاه بیشین» قصه عصر و نسل خودم بود. در دنیای کودکانه همیشه حرفی برای گفتن داشتم، اما احساس می کردم بخشی از وجودم هنوز متجلی نشده است؛ اولین رمانم شاه بیشین بود، در آن زمان سوالاتی درباره شاه در ذهنم وجود داشت، از این رو زندگی شاهنامه و پهلوی را زیر و رو کردم و این موضوع برایم به یک دغدغه شخصی تبدیل شد و فکر کردم به جایی رسیده‌ام که می‌توانم این موضوع را در قالب رمان مطرح کنم؛ در نهایت شروع به نوشتن کردم، اما باید بگویم در کلیت کار، این رمان یک تجربه شخصی محسوب می‌شود.
 
وی ادامه داد: اوج زبان فارسی در شعر متجلی است و همه هنرها به شعر ختم می‌شود، به نظر من زبان فارسی می‌تواند رمان امروز ما را نجات دهد؛ البته این به مفهوم یک وصله ارتباطی نیست، بلکه به مفهوم خزانه‌ای است که خاطرات و رویاهای قومی و ویژگی تمدن ما در آن متجلی می شود. معتقدم اگر زبان فارسی در داستان تجلی پیدا نکند حرفی در داستان نداریم.
 
نویسنده «شاه بیشین» درباره انتخاب نام رمان شاه بیشین گفت: شین برای من معانی دیگری داشت؛ اگر شین را از شاه بگیریم باید دید چه معنی‌ای می‌دهد شین ضمیر ملکی در ادبیات ماست و همه شاهان از آن برخوردار هستند، احساس کردم با جدا کردن شین از شاه، شاه به نوعی بی‌‌سیرت می‌شود و شاه بدون شین به معنی آه و حسرت است. معتقدم عصاره رمان در اسمش متجلی شده و نویسنده باید بتواند با یک بازی خواننده را به کتاب جلب کند؛ در واقع اگر اسم جالبی برای کتاب انتخاب کنیم که مخاطب به سمت کتاب برود و به عبارتی دیگر وی را فریب بدهیم، این فریب جالبی است.
 
مزینانی ابراز داشت: نگاه به مضمون داستان، زبان را تغییر می‌دهد؛ گاهی اوقات سوژه‌ها کاملاً ژورنالیستی و گاهی تاریخی است، پس نباید از زبان شاعرانه برای نگارش این نوع کتاب استفاده کرد؛ همچنین گاهی سوژه‌ها ویژه تربیت می باشد که در اینجا هم باید از استفاده از زبان ادبی خودداری نمود.
 
نویسنده کشورمان درباره خصیصه‌های زبان ژورنالیستی عنوان کرد: زبان ژورنالیست در ایران بیشتر در روزنامه و نشریات مورد استفاده قرار می‌گیرد، در حالی که در غرب استفاده از این نوع زبان پیشینه دیگری دارد. به عنوان مثال مارکز در آمریکای لاتین از زبان ژورنالیستی استفاده می‌کند، اما در کشور ما این زبان بیشتر تحت تاثیر ترجمه بوده و چون از آن وام گرفته، شکل‌ها و فرم‌های متفاوتی ندارد.
 
وی با بیان اینکه زبان برای یک داستان نویس عرصه چشم و شهود است، تصریح کرد: به دلیل مشکل قومیت‌ها یک نوع زبان معیار برای داستان‌نویسی ما به وجود آمده که سایه آن بر سر ادبیات کشور سنگینی می‌کند؛ متاسفانه این نوع زبان زبانی خشک و بدون تنوع است؛ این در حالی است که کشف زبان به نویسنده کمک زیادی می‌کند. معتقدم مخاطب امروزی بشدت با مخاطب گذشته تفاوت دارد؛ به عبارتی دایره مخاطب امروز در ایران عوض شده و نسل جدید هیچ نسبتی با تاریخ ندارد و بیشتر در فضای فردیت می‌چرخد، بنابراین برای داستان‌نویسی در عصر حاضر نیاز به مخاطب سنجی داریم.
 
مزینانی با اشاره به اینکه رمان‌نویسی در خصوص سوژه‌هایی که بشدت تاریخی هستند بسیار مشکل است، افزود: زمانی که انقلاب شد من 15 سال سن داشتم و برای نوشتن رمان شاه بیشین سعی کردم با استفاده از تکنیک، شاه را توصیف کنم، همچنین قصد داشتم در این رمان حکایت نسل خودم را بیان کنم و به سوال‌هایی که در خصوص شاه جمهوری اسلامی ایران و سیستم حکومتی در ایران وجود داشت به نوعی پاسخ داده باشم؛ در واقع رمان‌نویس باید به تاریخ وفادار بماند، بر این اساس، «شاه بیشین» فرصتی بود که صدای شاه هم شنیده شود تا چند صدایی در رمان حاکم باشد. نویسنده باید نسبت به کشورش اطلاعات جامعه شناسی، تاریخی و تمدنی داشته باشد و اگر در این موضوعات به دیدگاه شخصی نرسد، نمی‌تواند رمان بنویسد؛ در واقع نویسنده باید موقعیت‌ها و فضاهای تاریخی را از آن خود کند و خود را به سوژه نزدیک نماید؛ شخصی کردن در داستان‌نویسی نکته بسیار مهمی است که باید مورد توجه قرار بگیرد.
 
نویسنده «پاییز در قطار» استفاده از عناصر خیال و تخیل در بستر واقعیت را یکی دیگر از عناصر مهم داستان‌نویسی دانست و اظهار داشت‌:‌ به عنوان مثال اگر یک خیابان را توصیف می‌کنیم باید با موجودیت و هستی خودمان، آن را از آن خود کنیم.
 
وی گفت: در گذشته فکر می‌کردم داستان خوب داستانی است که بتوان تعریفش کرد و البته بیشتر بر مضمون تکیه داشته باشد، اما بعدها فهمیدم هر داستانی که تعریف ناپذیر باشد داستان‌تر است. داستان را نمی‌توان تعریف کرد ماجرای قصه پاییز در قطار از جایی شروع شد که در قطار تهران-مشهد بودم و تابوت شهدا در پایان قطار حمل می‌شد، اما بعدها فهمیدم هر چه قدر از مضمون فاصله بگیرم قصه ناب‌تر می‌شود.
 
مزینانی در خصوص تفاوت فردیت و شخصی‌ نوشتن تصریح کرد: فردیت با شخصی نوشتن از نگاه من تفاوت دارد؛ در فردیت همه داستان از منظر نویسنده اتفاق می‌افتد، اما در بهترین حالات داستانی که مبتنی بر فردیت است، فقر در خیال‌پردازی، مضمون‌پردازی و فقر در انسان‌ها و فضاها دیده می‌شود، به عنوان مثال طی داوری 800 داستان که از سراسر ایران به دست‌مان رسید متاسفانه شاهد بودیم اکثر داستان‌ها شبیه به هم هستند؛ واقعاً غم‌انگیز و البته عجیب است که همه مانند هم نگاه می‌کنند و حتی احساسات‌شان هم مانند همدیگر است.
 
این نویسنده کشورمان عنوان کرد:‌ راوی بازتاب کننده نگاه نویسنده است و به نظر من این سیرت داستان محسوب می‌شود، در واقع نگاه به زاویه دید است که نشان می‌دهد نویسنده در کجای رمان و تاریخ قرار می‌گیرد و البته این موضوع به نوعی تکلیف مخاطب را مشخص می‌کند. معتقدم زاویه دید از اهمیت بالایی برخوردار است. در رمان شاه بیشین سعی کردم زاویه دیدی ارائه دهم که نویسنده، مخاطب و راوی هر سه دوم شخص باشند، از طرف دیگری زاویه دید می‌تواند قصه را به متنی بی‌روح و مکانیکی تبدیل کند و هم این قابلیت را دارد که قصه را به یک داستان جذاب تبدیل نماید، البته این موضوع بستگی به این دارد که نویسنده تا چه حد با سوژه مانوس است؛ به عبارتی دیگر زاویه دید گاهی اوقات داستان را نجات می‌دهد و گاهی اوقات به قربانگاه می‌برد.
 
وی در همین زمینه افزود: زاویه دید در داستان کوتاه با شروع به نوشتن خلق می‌شود، اما توجه به این موضوع در رمان کار خطرناکی است. داستان نویس باید در تکنیک‌های خود آن چنان توانمند باشد که داستان بر وی غلبه نکند؛ در واقع نویسنده باید با کشف شهودش و با حضور خلاقانه، ناب و بکر خود، لحظه به لحظه در خدمت مخاطب باشد.
 
مزینانی گفت: با برگزاری چند کلاس نویسندگی نمی‌توان نویسنده تحویل جامعه داد؛ در واقع در همه جای دنیا آیین داستان‌نویسی این گونه است، اما متاسفانه در حال حاضر با چاپ زیاد و تعدد نویسنده روبرو هستیم. با توجه به جمعیت 70 میلیونی تعداد عناوین کتاب زیاد است و دولت این اجازه را نمی‌دهد که نهادها پا بگیرند؛ دولت دائماً دخالت کرده و سوژه ایجاد می‌کند. معتقدم نویسنده هر چه قدر که متفاوت‌تر زندگی کند داستانش متفاوت‌تر می‌شود، در واقع نویسنده باید عرصه‌هایی را تجربه کند که سایرین تجربه نکرده‌اند، اما متاسفانه به این موضوع در ایران توجهی نمی‌شود، البته ممکن است برخی از نویسندگان داستان خوبی ننویسند، اما از این نظر که کار جدیدی است قابل خواندن بوده و نیز به عنوان تجربه‌ای برای سایر نویسندگان خواهد بود؛ این کار باعث می‌شود نویسنده کار بعدی خود را در سطح بالاتری بنویسد.
 
نویسنده «پاییز در قطار» در پایان در خصوص انتخاب عنوان کتاب خاطرنشان کرد: انتخاب عنوان کتاب بسیار مهم و تاثیرگذار است، حتی در مقایسه با شعر باید گفت عنوان کتاب مانند مصرع اول یک غزل تاثیرگذار بوده و به عنوان ساختار این کتاب تلقی می‌شود؛ عنوان‌های معمولی خیلی راحت فراموش می‌شوند، بنابراین عنوان بسیار قوی‌تر از داستان است و نباید به راحتی از آن گذشت؛ چرا که عنوان کمک می‌کند کتاب بهتر خریداری شود.
 
لازم به ذکر است، کاظم مزینانی متولد سال 1342 از شهر دامغان است که در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه ملی سابق (شهید بهشتی) فارغ‌التحصیل شده است. وی از سال 63 تا 74 در نشریات همشهری و کیهان فعالیت داشته و تاکنون بیش از چند اثر در حوزه شعر کودک و نوجوان از وی به چاپ رسیده است. مزینانی تا کنون داور جشنواره‌های مختلفی از جمله شهید غنی‌پور بوده و برای کتاب «آبی یعنی ماهی» از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دیپلم افتخار دریافت کرده است.
 
وی همچنین جایزه کتاب سال را برای «پاییز در قطار» به خود اختصاص داده است.

 

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار