کد خبر:۲۸۷۱۵۹

تشریح سه مکتب فکری آیات عظام مصباح، جوادی آملی و فرهنگستان در رشد علوم انسانی پس از انقلاب

مسئول پژوهشکده‏ تحول و ارتقای علوم انسانی دانشگاه شیراز به تشریح سه مکتب فکری در رشد علوم انسانی پس از انقلاب از نگاه آیات عظام مصباح و جوادی آملی و همچنین فرهنگستان ایران اشاره کرد.

سید سعید زاهد زاهدانی در گفت‌و‌گو با خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» در شیراز، ضمن تشریح کارکردهای این پژوهشکده گفت: ریشه‏ اصلی تاسیس این پژوهشکده به مطالبه‏ مقام معظم رهبری مبنی بر ایجاد تحول در علوم انسانی از طریق جنبش نرم‏افزاری، نوآوری و نظریه‏پردازی و در نهایت، رسیدن به اصلاح الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت برای تأمین سبک زندگی اسلامی بر می گردد.


وی در ادامه با بیان اینکه علوم انسانی، علوم مدیریت فرد و جامعه هستند، افزود: یک تحول ساختاری و سازمانی در غرب به وجود آمد که منجر به تمدن مدرن شد برای اینکه این تمدن مدرن را اوّل تفسیر و سپس هدایت کنند، علوم انسانی به وجود آمد.


عضو هیات علمی دانشگاه شیراز به نحوه تخصیص علوم انسانی در ایران اسلامی اشاره و خاطرنشان کرد: ما در ایران به دنبال تجدید تمدن اسلامی به صورت مترقی‏تر از آنچه در قبل بود هستیم؛ ناگزیریم که علوم انسانی متناسب با این مدیریت و نظم‏دهی را دنبال کنیم.


زاهد زاهدانی تصریح کرد: علوم انسانی که در غرب شکل گرفته خود را مبتنی بر واقعیت‏های قابل مشاهده می‏داند و برای همه‏ علوم نگاهشان این گونه است؛ معتقد به این هستند که هر چیزی قابل مشاهده است آن را بررسی کنیم و فرمول‏هایش را به دست آوریم، امّا در اسلام معتقد هستیم که هر چیزی قابل مشاهده است، یک واقعیت غیبی پشت سرش است که آن را حرکت می‏دهد یا موجب می‏شود یا تغییر می‏دهد که در رأس آن هم خداوند متعال است.


وی در پاسخ به این سوال خبرنگار ما مبنی بر اینکه در علوم انسانی غرب پارامتری به نام عالم غیب در نظر گرفته نشده و آیا ما می‏خواهیم علوم انسانی غرب را با این پارامتر بازخوانی کنیم، گفت: برخی تصورشان این است که دانش‏هایی که بر اساس واقعیت غیب بنا شده‏اند و دانش‏هایی که بر اساس واقعیت مشهود هستند کنار هم بگذاریم و هر جایی هر کدامشان نقص داشت از آن دیگری قرض بگیریم و حرکتمان را پیش ببریم.


مشاور حوزه ریاست دانشگاه شیراز در این خصوص تصریح کرد: در طول سالیان پس از انقلاب این دیدگاه رایج‏ترین دیدگاه بوده است؛ امّا در حال حاضر که رفتار را و نتایج کارمان را ارزیابی می‏کنیم، متاسفانه به آن موفقیتی که می‏خواستیم نرسیده‏ایم.


زاهد زاهدانی گفت: باید به این نکته توجه کنیم که ما واقعیت غیب را از هیچ کس جز خدا نمی‏توانیم بشنویم؛ زیرا هیچ کس جز خداوند متعال غیب نمی‏داند و تنها سند معتبرآن دانش الهی و قرآن کریم است.


وی همچنین در پاسخ به این سوال که برخی از علما و فضلا بحثی را به نام شورای فقاهت مطرح کرده که آیا حالا شما می‏خواهید با پارامترهای دینی به سراغ علوم انسانی و اجتماعی بروید؟ گفت: این نظر این معنا را نمی رساند، تمام علومی که در حال حاضر وجود دارند به درد می‏خورند؛ اما این جور نیست که این‏ها بشوند مبنای حرکت. بحث، بحث نوآوری است؛ یعنی از همان ابتدا نوآوری در منطق، نوآوری در روش و همان فرمایش مقام رهبری یعنی جنبش نرم‏افزاری مطرح بوده است.


مسئول پژوهشکده‏ تحول و ارتقای علوم انسانی دانشگاه شیراز افزود: در جنبش ‏های علمی تغییرات اتفاق می‏افتد، وقتی می‏خواهد تغییری اتفاق بیفتد دیگر هیچ چیزی به عنوان پایه قرار نمی‏گیرد؛ یعنی بگوییم که این ثابت و هیچ تغییری نمی‏کند و ما می‏خواهیم بر اساس این تغییرات جدید را به وجود بیاوریم.


زاهد زاهدانی با اشاره به فعالیت های این پژوهشکده و میزان ارتباط آن با حد اجتهاد حوزوی وهمچنین رابطه فعالیت ها با اجتهاد اسلامی تصریح کرد: ما در این رابطه مدیریت می کنیم و ادعا نمی‏کنیم که قرار است چیزی را به وجود بیاوریم؛ بلکه فقط کار را مدیریت می‏کنیم، نه اینکه بگوییم ما در دانشگاه می‏خواهیم چیزی به وجود بیاوریم و حوزه هم باید تابع ما باشد.


وی ادامه داد: بعد از انقلاب اسلامی موفق شده‏ایم که سه جریان فکری در زمینه‏ی ترکیب واقعیت غیب و مشهود، داشته باشیم؛ این سه مکتب فکری عبارتند از مکتب فکری آیت الله مصباح، مکتب فکری آیت الله جوادی آملی و یکی هم فرهنگستان، این سه مکتب بر روی این موضوع کار می‏کنند و کاری که ما در پژوهشکده می‏کنیم، این است که بحث‏های سه مکتب فوق را وارد دانشگاه نماییم، نظریات دانشگاهی را روی آن‏ها و بازخورد دانشگاه نسبت به اندیشه‏های آنان را تدارک می‏بینیم.


مسئول پژوهشکده‏ تحول و ارتقای علوم انسانی دانشگاه شیراز در خصوص مکتب نخست فکری خاطرنشان کرد: آیت‏الله مصباح نقطه‏ تمرکز فعالیت‏هایشان بر روی علوم انسانی قرار داده اند، در علوم انسانی معتقدند که فلسفه‏ی اسلامی و انسان‏شناسی اسلامی زیربنا هستند و بر اساس این دو باید نگاه کنیم ببینیم علوم غربی چگونه بر اساس فلسفه‏ خودش به وجود آمده و از همان راه با اتکا به فلسفه‏ی اسلامی و انسان‏شناسی اسلام پیش برویم.


 زاهد زاهدانی در ادامه با اشاره به مکتب فکری آیت اله جوادی آملی یادآور شد: ایشان معتقدند که ما باید براساس فلسفه‏ اسلامی که به طور عمده همان فلسفه‏ی صدرایی هست حرکت کنیم و این حرکت در تمام علوم هم باید تسری پیدا کند و تفاوتی بین علوم انسانی و غیر آن وجود ندارد.، در مورد علوم انسانی امروز و متداول معتقدند که چون بر اساس فلسفه‏ی اسلامی به وجود نیامده است پس نمی‏تواند نیازهای ما را برطرف کند و آن را کاملاً کنار می‏گذارند


وی با بیان اینکه دفتر فرهنگستان به طور عمده بر اساس اندیشه‏های مرحوم آیت‏ الله سید منیرالدین حسینی‏الهاشمی شکل گرفته است، گفت: نظریه‏ اصلی از آن ایشان است و کسانی که در فرهنگستان کار می‏کنند نظریات ایشان را نشر می‏دهند و معتقدند که فلسفه و به طور کلی علوم اسلامی گذشته‏ی ما کاربرد خودشان را از دست داده‏اند و اکنون در مقطع زمانی هستیم که باید در آن‏ها تحول ایجاد کنیم، نه اینکه این‏ها باطل بودند بلکه این علوم در زمان خودشان خوب عمل کردند، اما امروز که ما به مرحله‏ نظام‏سازی اسلامی بعد از رنسانس رسیده‏ایم باید این‏ها را متحول کنیم و نیاز است که یک منطق و روش‏شناسی و فلسفه‏ی جدیدی را بسازیم.


عضو هیات علمی دانشگه شیراز در ادامه گفتگوی خود به تفاوت این سه مکتب اشاره کرد و افزود:  در فضاهای علمی شیفتگی فکری یکی از ترمزهاست، یعنی اگر یک مطلبی به ذهنمان رسید و به شکل کتاب یا مقاله درآمد، اگر بخواهیم شیفته  آن شویم و هیچ نوع نقدی راجع به آن را نپذیریم و آن را حرف اوّل و آخر فرض کنیم، یعنی مرگش را امضا کرده‏ ایم، چون به هر صورت دانش ما که حضوری نیست و تنها کتابی که می‏توانیم بگوییم ابدی است قرآن کریم می‏باشد.


زاهد زاهدانی در پاسخ به سوال پیش امده با این مضمون که با طراحی یک مدل سه وجهی در علم این ایرادی را که وارد شد جواب می‏دهد، گفت: در طول سالیان پس از انقلاب ب هاین نکات برخورده ایم که حوزه کارش را انجام داده هر چند ناقص بوده است، و دانشگاه نیز کارش را هر چند ناقص انجام داده است و آنچه که ما را با مشکل مواجه کرده در بخش دوم می‏باشد که وارد دانشگاه شده است تا فرمول‏های نظری آن را بیرون بیاورند، اینجاست که دانشگاه دوباره حول همان علوم غرب یا شرق برمی‏گردد.


وی خاطرنشان کرد: زمانی مشکل ما حل می شود که واقعیت غیب و مشهود را با هم ببینیم، در حوزه‏های ما تنها به واقعیت غیب و در دانشگاه‏ها تنها به واقعیت مشهود می‏پردازند؛ یعنی هر دوی این‏ها دچار نقص هستند. بنابراین نمی‏توانیم بگوییم که حوزه کار خودش را انجام داده است، پس بایستی هر دو با هم ترکیب بشود


مسئول پژوهشکده‏ تحول و ارتقای علوم انسانی دانشگاه شیراز در پاسخ به این سوال مبنی بر اینکه دولت، مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام هر یک خودپژوهشکده ای دارند که گاه نتیجه‏ی این پژوهش‏ها به صورت قانون هم درمی‏آید اما در عمل اجرا نمی شود، گفت: مشکل در همفکری است، اگر این همفکری حل شود به مرحله‏ی اجرا هم درمی‏آید. مهمترین راهکار حل این مهم ایجاد اتاق فکر  است.


زاهد در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر عدم پیشوند یا پسوند کلمه اسلامی بر نام این پژوهشکده، گفت: این مسئلله در آن مستتر است، تحول یعنی آنکه این چیزی که هست نیاز ما را برطرف نمی‏کند، ارتقا یعنی آنکه این چیزی که هست تنها به واقعیت مشهود نظر دارد و وقتی به واقعیت غیب نیز بپردازد تکمیل می‏شود و ارتقا می‏یابد؛ بنابراین با توجه به این دو کلمه ما را به آن سمت می‏برد، اما اسم اسلامی نگاشتیم؛ زیرا نمی‏توانیم ادعا کنیم آنچه ارائه می‏کنیم نهایت حرف خداست؛ بلکه ما بهره‏ای می‏بریم و پروسه‏ی تحول و ارتقا مسیری جز اسلامی شدن ندارد.

 

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار