سخنان منتشر نشده رهبر انقلاب درمورد چاه جمکران و شعرخوانی برای امام زمان(عج)
آخرین اخبار:
کد خبر:۴۳۰۵۷۹

سخنان منتشر نشده رهبر انقلاب درمورد چاه جمکران و شعرخوانی برای امام زمان(عج)

رفتم جمکران و خب تضرع و توجه و نماز و همین اعمال که هست، دیدم آرام نمی‎گیرم، راحت نمی‎شوم. بلند شدم و ایستادم. دفترم هم در جیبم بود، دفتر شعرم را درآوردم

به گزارش گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، «مسیح در شب قدر» عنوان دومین کتاب از مجموعه «خورشید در مهبط ملائکة‎الله» و روایتی از حضور رهبر انقلاب آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در منازل شهدای ارمنی و آشوری است، که دی‎ماه سال گذشته برای نخستین‎بار از سوی انتشارات صهبا منتشر شده است.

 

در این کتاب، سی‎سال حضور آیت‎الله خامنه‎ای در منزل شهدای مسیحی کشورمان از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۹۳، در بیست‌وپنج بخش روایت شده است.

 

در بخش بیست و پنجم «مسیح در شب قدر»، که تاکنون در فضای رسانه منتشر نشده است بخشی است که به روایت حضور و سخنان آیت‎الله خامنه‎ای در منزل «شهید آلفرد گبری» از سوی برادر شهید در سال ۸۹ می‎پردازد. آنچه در اینجا مورد توجه واقع شده است، مطالبی است که در این جلسه درمورد چاه مسجد جمکران و شعرخوانی برای امام زمان (عج) مطرح می‎شود. در اینجا تنها همان بخش مربوط را از این جلسه نقل می‎کنیم.

 

 

تأثیرِ آن غزل

 

«روبرت گبری»: من خودم عاشق هیئتم، محرم هر شب می‎روم. تازه جمکران هم رفته‎ام. وقتی این را به ایشان می‎گویم اصلا تا اسم جمکرام را می‎شنوند، یک لبخند زیبا می‎زنند و می‎گویند «جمکران، به‎به»

 

می‎گویم که من نامه نوشته‎ام و در چاه جمکران انداخته‎ام.

 

آیت‎الله خامنه‎ای: «حالا آن نامه را نمی‎خواهد آنجا بیاندازید. شما جمکران اگر رفتی، برو آنجا، یک آقایی وجود دارد که بدان این آقا می‎شنود حرفت را. مخاطب قرارش بده. خودت بدان داری با یکی حرف می‎زنی. با او حرف بزن، بدان که خدای متعال جواب می‎دهد. تردید در این نداشته باش، درست می‎شود. نامه داخل چاه و اینها لزومی ندارد. نه یک سند درستی دارد، نه لازم است. حالا به فرض، سند هم داشته باشد، چیز لازمی نیست. آن‎هایی که قدرت کار را دارند، می‎توانند تصرف کنند، آن‎ها محتاج به نامه نیستند. وقتی خواستی حرف بزنی، دلت به حرکت می‎آید، به حرف می‎آید. برو با دلت با آن‎ها حرف بزن.

 

من یک وقتی یک شعری گفته بودم درباره امام زمان سلام‎الله علیه. رفتم جمکران و خب تضرع و توجه و نماز و همین اعمال که هست، دیدم آرام نمی‎گیرم، راحت نمی‎شوم. بلند شدم و ایستادم. دفترم هم در جیبم بود، دفتر شعر. درآوردم، گفتم آقاجان این شعر را برای شما گفته‎ام، می‎خوانم برایتان. شروع کردم شعر را خواندن،  آهسته البته. هیچ‎کس هم متوجه نبود. یک غزلی بود از ابتدا تا آخر غزل را خطاب به حضرت خواندم، گمان می‎کنم تأثیری که آن غزل در حال من کرد، آن نماز مخصوص و آن چیزها نکرد. آدم با دلش که حرف بزند، اینطوری است.»

 

 

در پی نوشت، آن غزل آیت‎الله خامنه‎ای برای امام زمان(عج) هم درج شده است که از شعرهای زیبا و خواندنی ایشان است:

 

 

دلم قرار نمی‎گیرد از فغان بی تو

 

سِپَندوار ز كف داده‎ام عنان بی تو

 

 

ز تلخ‎كامی دوران، نشد دلم فارغ

 

ز جام عشق، لبی تر نكرد جان بی تو

 

 

چو آسمان مه آلوده‎ام ز تنگ دلی

 

پر است سینه‎ام از اندُه گران بی تو

 

 

نسیم صبح نمی‎آورد ترانۀ شوق

 

سر بهار ندارند بلبلان بی تو

 

 

لب از حكایت شب‎های تار می‎بندم

 

اگر امان دهدم چشم خونفشان بی تو

 

 

چو شمع كشته ندارم شراره‎ای به زبان

 

نمی‎زند سخنم آتشی به جان بی تو

 

 

ز بی‎دلی و خموشی چو نقش تصویرم

 

نمی‎گشایدم از بی‎خودی زبان بی تو

 

 

عقیقِ سرد به زیر زبان تشنه نهم

 

چو یادم آید از آن شكّرین دهان بی تو

 

 

گزارش غم دل را مگر كنم چو «امین»

 

جدا ز خلق، به محرابِ جمكران بی تو 

 

 

 

نظرات شما
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۰۶ - ۱۳۹۴/۱۰/۱۰
واقعا چقدر مطلب از شهرستان ادب برداشتید بی لینک و ارجاع به مطلب
قبول باشد
0
0
پربازدیدترین آخرین اخبار