کد خبر:۴۶۴۴۰۶

دانشجویان بیرجندی با اشک راهی سفر کربلا شدند+ تصاویر

زائران پیاده سرزمین عشق از دانشگاه بیرجند با کوله بارهایی سنگین از سفارش و التماس دعا و با چشمانی اشک بار از جاماندگان، راهی سرزمین کربلا شدند. 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو از بیرجند، عصر دیروز دانشگاه بیرجند حال و هوای دیگری داشت، هم اشک بود و هم لبخند. هم شور و اشتیاق بود و هم حسرت و اضطراب. هم دعا بود و هم صلوات. هم دود سفید اسپند و هم بیرق‌های سیاه عزای امام حسین (ع)...

 

جمعیتی دلشکسته به راه افتاده بودند و به رسم دیرین تعدادی از دانشجویان و خانواده‌های آن‌ها در میان نواهای پر سوز اربعین، برای بدرقه زائرین به مسجد امام جعفر صادق (ع) دانشگاه بیرجند آمده بودند. عده‌ای عزم زیارت قبر مولا (ع) و کربلا را داشتند و عده‌ای با بدرقه آن‌ها التماس دعا...

 

یکی می‌گفت: «حاجی ما را هم فراموش نکنی، رسیدی بین الحرمین به نیت ما هم زیارت عاشورا بخوان و سلام بده...

 

حدود ساعت ۱۱ مقدمات سفر آماده شده بود، کوله‌ها، کیف‌ها و کارتن‌های وسائل آماده شده بودند، نماز ظهر شروع خداحافظی، شروع بدرقه و شروع رفتن و جا ماندن عده‌ای دلسوخته بود.

 

نماز خوانده می‌شود، با حال وهوایی متفاوت از روزهای دیگر، علم کاروان بیرون می‌آید، دانشجویان زیر علم جمع می‌شوند و بعد هم مداحی، روضه خوانی و اشک‌هایی که هر کدام قصه‌ای دارند. بعد از روضه، حاج آقا شهاب برای بچه‌ها دعای سفر می‌خواند و خداحافظی‌ها شروع می‌شود، جلو می‌روم تا با بچه‌ها از حس و حالشان بگویم، زیاد تحویلم نمی‌گیرند، هر کس در حس و حال خودش فرو رفته است، انگار فقط جسم‌ها اینجا است و روح جایی دیگر سیر می‌کند، شاید دارند حرم آقا را در ذهنشان ترسیم می‌کنند و شاید هم با خودش می‌گوید امسال که نشد اربعین کربلا باشم اما سال آینده...

 

جلو‌تر رفتم و از چند نفر از این لحظات و دل تنگیشان پرسیدم، بیشتر دانشجویان، جوابشان سکوت است، حسشان را باید از چشم‌هایشان خواند، درک می‌کنم.... بعد از چند دقیقه توانستم با یکی از بچه‌ها چند کلمه گفت‌وگو کنم، او می‌گفت: مگر می‌شود عشق به امام حسین (ع) را گفت. حافظ‌ها و سعدی‌ها می‌خواهد گفتن این قصه، ما که دانشجو هستیم و بیشتر عمل می‌کنیم تا حرف بزنیم.

 

یکی دیگر از بچه‌ها فقط یک جمله می‌گوید: «دعا کنید شهید شویم».

اشتیاق از چشم تمام بچه‌ها پیداست، ساعت دیگر به یک رسیده و بچه‌ها سوار بر اتوبوس‌ها شده‌اند، حرکت که می‌کنند اشک جا مانده‌ها بدرقهٔ راه‌شان می‌شود. دسته جمعی سلامی می‌دهیم، حال و هوای بچه‌های مانده دیدنیست، آرزو‌ها پشت سر اتوبوس‌ها می‌روند.

 

حرف‌های این بچه‌ها هم دیدنیست، آخر نه زبان قادر به گفتن است و نه گوش قادر به شنیدن، فقط همه آرزوی دیدار ارباب دارند، اربابی که یک عمر به عشق او زندگی کردند...

 

یا حسین...‌ای زائر اربعین ز غم لبریزم

من خنده و گریه را به هم می‌آمیزم

یک کاسهٔ اشک سهمم از کربلا

آبی به نشان بدرقه می‌ریزم

 

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار