تدارك هنر ورزي اهالي درك و معرفت
تدارك هنر ورزي هاي اهالي درك و معرفت در گذر از زمان وزمانه اي كه رويدادي به بزرگي و تاثيرگذاري جنگ جهاني آفريد، مولد و موجد آثار معتنابهي در ژانرها و گونه ها و مكتب هاي متنوع شد و ادبيات مختص خود را با تمام ظرايف و لطايف وخاصيت هاي ماندگار و جاودانه اش پديد آورد.
نمونه ها متنوع و شواهد مثال گوناگونند.اگر هاينريش بل، 1917 – 1985 نويسنده شهير آلماني توانست رگه هاي نحيف و رندانه انسان دوستي و بشر گرايي انديشناك و خوف انگيزش را در راسته جنگ هاي خانمان سوز و انسان گداز اول و دوم جهاني، در ميداني به وسعت ادبيات و رمان به تصويري جاودانه و تجسمي ماندگار منجر نمايد، زاييده همان استعانتي بود – و هست – كه در پس رويدادهاي بزرگ بشري و ملهم از درك و دريافت هاي معرفت آميز او شكل گرفت و به منصه ظهور رسيد.
هم آنچنان كه در ديگر اقران و اصحاب و مولفان بزرگ آثار سترگ ادبيات و شعر جهان، چنين مي بينيم وچنان مي يابيم.
نيز دستآمد سينماي جهان از آنچه در جنگ ويتنام گذشت و دستمايه آثار بيشماري گشت كه تاريخ سينماي جهان به چشم خود ديد و انسانيت و انسان را در پس اين تصوير خاكي و خونين، به تماشا گذاشت.
جنگ كره، مبارزات مردم آفريقا، مجاهدت هاي نلسون ماندلا، فيدل كاسترو و تاريخ سياه و شرمناك و تكان دهنده مبارزه با نژاد پرستي در افريقاي جنوبي و... همه و همه در قاب تصوير وصفحات سپيد به سرشت و سرنوشت مردمان نسل هاي آينده پيوندي هميشگي خورد، با سينما و با ادبيات.
ترديدي نيست كه نقش آفريني هنر در اين ساحت، حتي اگر جزء ذاتيات و ماهيات آن نباشد، قطعاً جزء توابع، لوازم و مستحدثات آن در آمده است،سال هاست.
همه آنچه به آن اشاره كرديم، تنها درك و دريافتي زميني از وقايعي انساني است در مختصات عالم ماده. اما زماني كه مساله فراتر از ماده و رسيدن به ماورا از طريقت علم الاسماء مي گذردو در بطن و متن وحي و انتزاعات زميني وخاكي آن و تجليات دنيايي اش قرار مي گيرد، صورت ومعني رنگ ديگري مي يابد و هويتي ديگر و اين موقعيت به همان اندازه كه پر صلابت و غني وحماسي و سرشار و ارزشمند و پر فايده است، خطير و مهيب و پر حادثه است./انتهاي پيام/