
خادمی: نقش و وظایف بانوان، آنان را در دوراهی اشتغال و خانه نشینی قرار میدهد/ مسائل حقیقی زنان، میراثی در دست دولتهاست
در همین راستا با عاطفه خادمی، فعال و پژوهشگر حوزه زنان، خانواده و کارشناس سیاست گذاری فرهنگی به گفتگو پرداختیم تا نقص در چرایی و چگونگی برنامههای اشتغال و فعالیت مطلوب بانوان، طرحها و عملیاتی نشدن آنها از جانب دولت ها مورد بررسی قرار گیرد. چراییهایی که سال هاست مغفول باقی مانده و پاسخ و متولی در جامعه برای آن وجود ندارد.
بانوان در دوراهی اشتغال و خانه نشینی

در نتیجه بانوان در فضای اشتغال با دو مسیر روبرو هستند؛ اولاً اگر بخواهند به وظایف خانوادگی خود عمل و رسیدگی کنند، باید بحث اشتغال برای آنها منتفی باشد.
دوماً اگر به علت نیاز مالی و اقتصادی یا تمایل و علاقه به اشتغال روی آورند، باید مدل فعلی حاکم بر جامعه را بپذیرند که هزینه آن ایجاد دغدغه روحی، جسمی، فکری و خانوادگی است.
امنیت فکری که در بسیاری از مشاغل برای بانوان حداقلی است. مسئلهای که بستگی به ثابت بودن موقعیت و ردیف کار، قانونی بودن محیط و بیمه افراد دارد که نگرانی و دغدغهای برای آنها ایجاد میکند. اینکه با هر تغییری در زندگیشان همچون فرزندآوری، ازدواج و... جایگاهشان نیز تقلیل پیدا کرده و تحت تأثیر آن قرار بگیرد. شرایطی که بانوان در جهت استقرار، بقا و تداوم شغل از مهمترین مسائل زندگی، صرف نظر کرده و در مقابل آسیبهای جبران ناپذیری نیز خواهد داشت.
مدل اشتغال بانوان چگونه تعریف میشود؟
فضا و محیط اشتغال بانوان با توجه به وظایف و نقش آن ها، نیازمند تعریف و مدل صحیح و مطلوب است. دادی که سالهاست فعالین و صاحب نظران بر سر دولتها و مسئولان میزنند، اما انگار این صدا شنیده نمیشود و مطالبات و اقدامات به نتیجه درستی نمیرسد.

درواقع باید برنامه ریزی نظری و فرهنگی در حوزه اشتغال بانوان به درستی صورت بگیرد. به این معنا که، بین تحصیلات دانشگاهی و بازار کار تناسبسازی و چارچوب درستی صورت گیرد. اما راهکار میتواند این باشد که مفهوم اشتغال بانوان در ذیل انقلاب اسلامی تعریف شود. به این معناکه توجه به موضوع نقش آفرینی اجتماعی، تمرکز بر ابعاد و زوایای آن، الزامات و نحوه بروز و ظهور آن نیز در اولویت قرار گیرد. در حقیقت تحصیل و اشتغال بانوان نیاز به هدفی خاص دارد.
نقص قانون و خواب خوش استخدام اصولی
خادمی در این باره میگوید: طبق قانون، در بخشهای خصوصی و دولتی اشارهای به استخدام و بکار گیری بانوان مجرد یا متاهل نشده است و در هیچ ردیف شغلی شرایط این چنینی تعریف نمیشود. اما امروزه گزینش بستگی به رویکرد سیاستگذارانه مجموعههایی دارد که افراد را استخدام میکنند. عموماً مشاغل خصوصی و کارفرمایان در چنین شغل هایی، تمایل به استخدام دختران مجرد دارند. چراکه آنان را نیرویی با دغدغه حداقلی و روابطی آزادانهتر نسبت به فرد متأهل تصور میکنند، مسئلهای که در بسیاری از موارد همچون مشاغل آزاد و فروشندگی و... دیده میشود. درواقع نگاه جنسیتی به زنان موجب میشود، نیروی مناسبی برای بخشهای غیر رسمی شناخته شوند تا علاوه بر در نظر گرفتن حقوق کم و ساعات کاری طولانی برای آن ها، در جهت جذب مشتری و فروش بیشتر کالا به کار گرفته شوند. مسائلی که ابتدا درغرب و سپس همه دنیا را فراگرفته است و هیچ قانونی در جهت نقض آن وجود ندارد. اما این نکته به مرور زمان تبدیل به فرهنگ خواهد شد و تبعاتی را در پی خواهد داشت.

شرایط زنان و مردان در محیط شغلی یکسان نیست!
تصویر واضحی است که بین مشاغل مردان و زنان باید تفاوتهایی وجود داشته باشد. مسئلهای که باید وابسته به اقتضائات جنس مرد و زن باشد و ارزش گذاری بر مبنای کار بهتر و بدتر و یا مسائل حقوقی صورت نگیرد. درواقع محیط شغلی و مدل آن باید به گونهای باشد که اگر بانوان بر حسب علاقه یا به هر دلیلی به دنیای اشتغال پای میگذارد، به وظایف مهم دیگرشان آسیبی نرسد. علاوه بر آن شأن زنان نیز حفظ شود. به این معنا که شغلهای دسته پایین و کاذب را برای زنان در نظر نگیرند. همچنین در ردههای شغلی زنان و مردان در مقابل یکدیگر قرار نگیرند و تقابل آن ها نباید بر حسب ساعت کاری، حقوق و مزایا باشد بلکه کارفرمایان باید به توانایی فردی آنها توجه ویژه ای داشته باشند و در رده های شغلی شایستهسالاری صورت بگیرد.
مسائل حقیقی زنان، میراثی در دست دولت ها
خادمی درباره عملکرد دولت ها و مسئولان اظهار میکند: طی سالهای گذشته، همه دولتها و مسئولان تمرکز به برساخت گرایی مسائل زنان داشته اند. به این معناکه به مسائل حقیقی زنان که مخاطب آنها عموم بانوان جامعه است، نمیپردازند. معمولا به دنبال سوژههای خاص و عملاً محدود همچون ورود زنان به ورزشگاه، دوچرخه سواری بانوان، سبک زندگی، پستهای مدیریتی، تفریح و سرگرمی و... هستند. باید بدانیم که ۷۰ تا ۸۰ درصد زنان در کشور، بانوان خانه دار هستند و باید به صورت ویژه مسائل شناسایی و حل شود. مسئله و میراثی که از دولتی به دولت دیگر، دست به دست میشود. اما غفلتی که صورت گرفته باعث شده دختران دهه ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تمایلی به پذیرش نقش در خانه و خانواده نداشته باشد. چراکه احساس کرامت و ارزش در وجود او نهادینه نشده و تصور میکند اگر وارد نهاد خانواده بشوند، هویت آنها به رسمیت شناخته نمیشود.

مسئله مهم دیگر؛ ضعف در شناسایی اولویت ها در مسائل زنان است. در شرایط فعلی کشور که مسئله اقتصاد، معیشت، جمعیت و خانواده جزو اولویتهای اساسی محسوب میشوند، کشور باید ملاک و مبنایی را برای آن تعریف کند. اما بحث به این معنا نیست که اشتغال بانوان در اولویت نیست؛ بلکه باید مشکلات دیگر مورد توجه نیز قرا بگیرند. چه بسا اگر به حوزه خانواده اهتمام ویژه و تمرکز داشته باشیم، بسیاری از مسائل زنان همچون اشتغال ذیل آن قرار میگیرد.
درواقع سیاست زدگی حوزه زنان با رفت و آمد دولتها و جناحهای سیاسی باعث شده مسائل کاملاً به صورت سلیقهای و جهت دار پیش برود و در نهایت نگاه و بررسی جامع و کامل اتفاق نیفتاده است.
حتی امنیت روانی و چیزای دیگه