از ميان خاک و خاطره
آخرین اخبار:
کد خبر:۹۲۸۹۱
نقبي به جلوه هاي ماندگار سينماي ملي

از ميان خاک و خاطره

مي‌توان ادعا كرد «هزاردستان» از معتبرترين و بزرگ‌ترين پروژه‌هاي تلويزيون ايران است كه موقعيت تاريخي، روند نگارش و نوع قوي و پخته ساخت آن را از ديگر ساخته‌هاي آن دوران ـ و حتي اين سال هاي اخير ـ متمايز و جاودانه مي‌كند.

محمدرضا محقق - بخش ادب و هنر؛ نگاه ما به سينماي علي حاتمي نگاهي منتقدانه و در عين حال نيازمند و ستايش بر انگيز است.

چگونه مي توان از سينماي ملي و ديني و ميهني گفت و از طلايه دار اين جرگه و نحله در تاريخ سينماي ايران ياد نکرد؟

سينماي علي حاتمي سرشار از نمادها و نمودهاي ايراني و اسلامي است.

جلوه ماندگار و رمز مانايي و پويايي و خاطره انگيزي تلاش هاي او هم در همين محدوده معنا مي يابد.

از علي حاتمي گفتيم و در بررسي آثارش به سريال بي همتاي «هزاردستان» رسيديم.
 
موقعيتي كه «هزاردستان» زاييده و پرورش‌يافته آن بود و نيز راهي كه اين اثر در فيلمسازي ايران به‌وجود آورد از فرازهايي است كه هنوز توجه جدي صاحب‌نظران را به‌خود جلب مي‌كند.

مي‌توانم ادعا كنم «هزاردستان» از معتبرترين و بزرگ‌ترين پروژه‌هاي تلويزيون ايران است كه موقعيت تاريخي، روند نگارش و نوع قوي و پخته ساخت آن را از ديگر ساخته‌هاي آن دوران ـ و حتي اين سال هاي اخير ـ متمايز و جاودانه مي‌كند.

فكر نمي‌كنم كسي در اين اصل ترديد داشته باشد كه اثرگذاري «هزاردستان» در جمله آثار اين رسانه كه پس از آن ساخته شد، غير قابل انكار است و اين برآيند چند فرايند و شاخص مهم است كه اصلي‌ترين آنها قوه تفكر و فعليت عملِ خود حاتمي است كه اين گام را بلند و محكم برداشت و كاري درخور آفريد؛ شايد لازم باشد صاحب‌نظران عرصه آثار تلويزيوني گرد هم آيند و با بازكاوي عناصر دخيل در تولد و رشد «هزاردستان» توجه جامع به بازشناسي اين ساخته ارزشمند نشان دهند.

در مجموعه آثار سينماي مرحوم حاتمي نيز «مادر» آينه‌اي است كه مي‌توان او را در آن ديد و به‌عبارت مناسب‌تر به تماشاگه رازش نشست.

«مادر» ساختاري است كه در دل يك مقوله فلسفي، تاريخي، اجتماعي و فرهنگي تپيده و تصويري است كه از آب و رنگ گذشته و حال و آينده درآمده و اتفاقاً به همه اينها بايد اضافه كرد، نكته بديع و نايابي را كه براي نگارنده شگفت‌آور و بيش از ديگر عناصر فيلم تحسين‌برانگيز است و آن اشاره مبتكرانه و مؤمنانه اثر به سرنوشت محتوم و مكتوم بشر امروز است.

«مادر» توجهي است به انسان به مثابه تاريخي كه به اكنون رسيده و بر او گذشته، آنچه گذشته و او با طبيعت و فن‌آوري و روزمرگي و غفلت و درهم‌تنيدگي خوبي و بدي، مدرن شدن و عقب افتادن از مواهب نسبت، آنچه امروز به چشم مي‌آيد بر سر خود آورده.

«مادر» نشان چندپارگي و دور افتادن است. غربت انسان و دوري‌اش از «خودش».

جامعه و تبعاتش، ايراني امروز را از ديگري بريد و به خود داشت، نه آن‌گونه كه به خود رسد، بل آن‌سان كه از خود زائل شود و بشود آنچه هريك از شخصيت هاي «مادر» شده بودند، يكي در ظاهري و ـ توگويي ـ باطني عليل به گوشه تيمارستان، ديگري در بلنداي قداره‌كشي و عربده مستي در گلاويز شدن با زمين و زمان، آن ديگري در تكاپوي ارتباط ضبط صوتي با همسرش، آن ديگري بريده از شوهر آن هم سر زا و آن‌يك افسرده و مغموم كه آمبولانس ها هم در خيابان جلبش مي‌كنند و آن ديگر هم كه اصلاً گم است و در ميانه به جبر داستان و ذائقه طبع درام پيدا مي‌شود و مي‌شود برادر غايب.

و «مادر»، نقطه پيونددهنده همه اين آدم هاي به‌ظاهر بسيار دور از هم و بي‌ربط به هم، «مادر» به مثابه «سنت»، ريشه، هويت، پناه، خود انساني انسان و تكاپوي «بازگشت».

واقعيت اين است كه درنگ ذهن و فهم هنري من، در باب «مادر» آن‌قدر متوجه و متنبه شده كه براي بازگشتن ـ آن هم در اين ابعاد گسترده و مقولات منفك و به هم پيوسته در اين محال چاره‌اي جز به همين بسنده كردن نيست، اما لازم مي‌دانم در پايان اين نوشتار كه در بزرگداشت هنرمند فقيد مرحوم علي حاتمي است هرچند بسيار كوتاه به شخصيت فردي او نيز ـ جدا از مقوله سينما اشاره كنم./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار