کد خبر:۱۰۳۳۱۰۹
«به عشق بچه‌های تو دِه» منتشر شد؛

خاطراتی از معلمان نهضت سوادآموزی دهه شصت

کتاب «به عشق بچه‌های تو دِه»؛ خاطرات شفاهی آموزشیاران نهضت سوادآموزی به قلم فاطمه بابایی منتشر و روانه عرصه نشر شد.

 به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، کتاب «به عشق بچه‌های تو دِه»؛ خاطرات شفاهی آموزشیاران نهضت سوادآموزی کاشان به قلم فاطمه بابایی و توسط انتشارات «راه یار» منتشر و روانه عرصه نشر شد.
بنابرین گزارش، فرمان امام خمینی (ره) برای تشکیل نهضت سوادآموزی در سال ۵۸، فرآیند ریشه‌کنی بی‌سوادی در کشور را کلید زد. استقلال و عدم وابستگی در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی در اندیشۀ امام منشاء رفع سایر وابستگی‌ها و استقلال فکری و هویتی بود...

امام، زمینۀ رسیدن به این هدف را باسواد شدن عموم جامعه و سپس رشد فکری آن‌ها می‌داند؛ به همین دلیل، فرمان سوادآموزی به مردم را بهصورت نهضت (قیام) و هم‌افزایی مردمی و بدون قرطاس‌بازی ارگان‌ها صادر می‌کند: «هرکس نوشتن و خواندن ابتدایی را آموخته باشد. برای این امر لازم است تمام بیسوادان برای یادگیری و تمام خواهران و برادران باسواد برای یاددادن بپاخیزید.»

«به عشق بچه‌های تو دِه» حاصل 59 ساعت مصاحبه با تعدادی از آموزشیاران نهضت سوادآموزی دهه شصت در کاشان است. فاطمه بابایی، تحقیق و تدوین این کتاب را برعهده داشته است.

در برشی از این کتاب می‌خوانیم: «یکی‌دو هفته‌ای از کلاس گذشت. مشغول گفتن املا بودم که یکی در زد. در را باز کردیم و دیدیم یکی از پیرزن‌های روستا با چادری گل‌گلی پشت در ایستاده. عصایش را به زمین کوبید و وارد اتاق شد. همه گفتند: «چه عجب حاج‌خانم اومده اینجا!» پیرزن خوش‌زبانی بود. می‌گفتند از زن‌های متمول روستاست. پسرش دکتر است و آمریکا می‌نشیند. سراغ من را گرفت. جلوی پایش بلند شدم و خودم را معرفی کردم. جلو آمد. صورت من را بوسید و گفت: «مادر، گوش‌هام نمی‌شنوه، شاید به من بخندی، من اومدم اگه بشه درس یادم بدی.»
گفتم: «نه مادر، خنده نداره. شما کار خوبی کردین اومدین. باعث افتخار منه که اومدین کلاس.»
حاج‌خانم جوراب‌های ضخیم بافتنی پایش بود. مثل بقیه کنار منقل نشست. با لذت به کلاس نگاه می‌کرد. کارم که تمام شد گفتم: «حاج‌خانم چی شده شما یادی از ما کردین؟!»
گفت: «می‌خوام یاد بگیرم با خط خودم برای پسرم نامه بنویسم.»
دفتر و مدادش را در کیسۀ سفیدِ دست‌دوزی گذاشته بود. وقتی کیسه را دیدم گفتم: «چقدر جالب درست کردین!»
_ فقط یه مداد و دفتر آوردم. یه کتاب به من می‌دین؟
_ باید به نهضت بگم براتون بیار»

لازم به ذکر است پیشتر نیز کتاب‌های «دختر تبریز»، «معلم حَسابی» و «من به این آرم اعتماد دارم» درباره خاطرات معلمان و آموزشیاران نهضت سوادآموزی در دهه شصت توسط انتشارات «راه یار» منتشر شده بود.

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار