از سنن الهی تا تجربههای تاریخی: چرا مقاومت شرافتمندانهتر از سازش ذلیلانه است؟!
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، نامه شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور به جناب آقای دکتر عراقچی پیرامون طرح دوباره مذاکره با آمریکای جنایتکار به شرح زیر می باشد:
بِسمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحمَنِ ٱلرَّحِیمِ
قَالِ اَلنَّبِیِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: لاَ یُلْسَعُ اَلْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَیْنِ.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود!
(علل الشرایع، جلد۱، صفحه ۴۹)
جناب آقای دکتر عراقچی وزیر محترم امور خارجه در سراسر تاریخ، سرنوشت تقابل فرعونها و نمرودها با جبهه حق، چیزی جز زوال و نابودی طاغوت نبوده است
علت این امر روشن و تغییرناپذیر است: حاکم مطلق عالم هستی و منشأ حقیقی قدرت، خداوند متعال است. هر آنکس که در برابر یگانه خالق هستی داعیه ربوبیت، سلطه و مبارزه برخیزد، بر اساس سنتهای قطعی الهی، محکوم به شکست است و این قانون لایتغیر الهی است و در تاریخ استثنایی بر آن مترتب نیست!
فرعون عصر ما نیز، غافل از همین سنتهای الهی، با طغیانگری عریان، در مسیر استعمار، استکبارورزی و ظلم به ملتهای مستضعف جهان گام برمیدارد؛ بیآنکه دریابد پایان این مسیر، همان سرنوشت محتوم طاغوتهای پیشین است.
وعده صریح و تخلفناپذیر الهی به مسلمانان آن است که: «وَلَن یَجعَلَ اللَّهُ لِلکافِرِینَ عَلَى المُؤمِنِینَ سَبِیلًا»
بر این اساس، هرگز نباید مؤمنان ذیل حاکمیت و اراده طاغوت قرار گیرند. از همین منظر، هرگونه تسلیم در برابر زورگویی مستکبران عالم، به منزله خروج از مسیر هدایت الهی و مصداقی روشن از شرک در ساحت قدرت است. پناه حقیقی مؤمنان، نه در سازوکارهای فریبنده قدرتهای جهانی، بلکه در اتکاء به کلمه توحید «لا إله إلا الله»، و ایستادگی ذیل پرچم «اللهاکبر» معنا مییابد.
تجربه تاریخی گواهی میدهد که هرگاه مسلمانان، بهجای اتکاء به منشأ حقیقی قدرت در هستی، دل به غیر خدا بستند، شکست بهعنوان نتیجهای اجتنابناپذیر بر آنان تحمیل شد. از همین رو، در جهان امروز، دلباختگی به «کدخدای جهان» و گوشسپردن به نسخههای تحمیلی او، چیزی جز انحراف از توحید سیاسی و گرفتارشدن در دام شرک مدرن نیست!
آقای وزیر شیطان اکبر، ایالات متحده آمریکا، در خردادماه ۱۴۰۴ به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران تعرض کرد؛ آن هم در شرایطی که جمهوری اسلامی، مسیر مذاکره را ـ با حسننیت و برای اتمام حجت ـ پذیرفته بود
این تجاوز آشکار، در حالی صورت گرفت که جریانی از خودباختگان، غربپرستان و سادهلوحان داخلی، چشم امید به لبخند فریبکارانه دشمن دوخته بودند. اما آن دولت شیطانی، خنجر زهرآگین خود را بیپرده بر قلب ملت ایران فرود آورد.
فرماندهی، هدایت و پشتیبانی از سگ دستآموز خود در منطقه، بهعنوان بازوی عملیاتی آمریکا در منطقه و همچنین تجاوز آشکار و مستقیم به خاک مقدس ایران اسلامی امری روشن و انکارناپذیر است. از طرفی دیگر برنامه ریزی و سازماندهی مستقیم عملیاتهای تروریستی در دیماه ۱۴۰۴ توسط آمریکای جنایتکار و اجرای آن بهواسطه عناصر خائن و خودفروخته داخلی در کنار لشکرکشی نظامی فرعون زمان به منظور القای ترس برای تسلیم مردم ایران بار دیگر نشان داد که هدف از بین بردن مردم ایران است!
در میانه این نزاع طرح دوباره مذاکره با قاتلان ملت ایران، آنهم پس از جنگ دوازدهروزه و فتنه آمریکایی چندهفته گذشته، حتی در چارچوب عقلانیت حداقلی نیز قابل دفاع نیست! اگرچه که جامعه بار دیگر شاهد خیزش جریانی از غربپرستان افراطی و تجویز کنندگان نُسَخ غلط سالهای قبل و منحرف کنندگان اذهان عمومی از نسخههای نجات بخش برای مردم است.
اما پرسش بنیادین در برابر این مروجان تسلیم مردم ایران اینجاست
این جریان، چند بار باید از یک زخم واحد، خون ببیند تا به عبرت برسد؟!
آیا خون بیش از هزار کودک، زن، دانشجو، دانشمند و فرمانده نظامی در جنگ ۱۲ روزه اخیر آن هم در زمانی که در میانه مذاکره با دولت خبیث و خونآشام آمریکا بودیم؛ برای گرفتن درس عبرت کافی نبود؟!
بزرگان ما بهدرستی گفتهاند:«عمر را دو باید در این روزگار؛ یکی به تجربه اندوختن، و دیگری به تجربه بردن در کار!»
ما امروز فرصت دوبار زیستن نداریم. اگر از تجربههای پرهزینه گذشته درس نگیریم، محکوم به تکرار همان خطاها خواهیم بود که هزینههایی به مراتب سنگینتر از قبل دارد!
آقای دکترانتظار عقلانی و ملی از سرداران عرصه دیپلماسی، پایبندی عملی به اصول سهگانه عزت، حکمت و مصلحت است.
اکنون این پرسشها صریح و بیپرده پیش روی ماست:
• مطابق کدام اصل عزتمندانه، مذاکره با طرفی که در میانه گفتوگو به ما حمله کرده، آشکارا خود را طراح و پشتیبان فتنه اخیر میداند و با لشگرکشی نظامی به منطقه به دنبال استفاده از ابزار تهدید برای به پشت میز حقارت تسلیم نشاندن نمایندگان ملت عزیز ایران است؛ توجیهپذیر است؟
• کدام حکمت، اعتماد به دشمنی را میپذیرد که نهتنها در ایران بلکه در نسبت به همپیمانان تاریخی خود، آشکارا زیر تعهدات خود میزند؟
• کدام مصلحت، پذیرش ذلت مردم عزیز ایران را در لباس عقلانیت بازتولید میکند؟
آیا تنها تجربه چندماه پیش کشور چیزی جز این است که هزینه مقاومت، بهمراتب کمتر و شرافتمندانهتر از هزینه تحمل حقارت و سازش است؟
جناب آقای دکتر عراقچی این شما هستید که باید مقتدرانه در برابر ترویج گفتمانهای ذلتمحور ایستادگی کنید. در همین راستا، شما را به کلام جاودانه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام ارجاع میدهیم
آنجا که فرمودند: «اگر کوهها از جای کنده شوند، تو ثابت و استوار باش؛ دندانها را بر هم بفشار؛ سرت را به خدا بسپار؛ پاهایت را، چون میخ در زمین استوار کن؛ کاسه سرت را به خدا عاریت بده؛ به انتهای صفوف دشمن بنگر و از کثرت آنان چشم بپوش؛ و بدان که پیروزی، تنها از جانب خدای سبحان است.»
و در پایان، با صراحت اعلام میکنیم که امروز، تکرار نسخه مضحک و تاریخمصرفگذشته مذاکره با آمریکا، تنها از سوی نفوذیها و غافلان از حافظه تاریخی ملت ایران قابل انتظار است؛ وگرنه هیچ ایرانی وطنپرست و عاقلی، به خود اجازه تکرار چنین خطای پرهزینهای را نخواهد داد. راه پیروزی در مقاومت فعالانه است؛ پوتین رزم به پاکرده با اقتدار برآمده از تاریخ و هویت ایرانی اسلامی ملت عزیز ایران، به سراغ فعال کردن ظرفیتهای اقتدار آفرین دیپلماسی نظیر ارتباطات سازنده و هدفمند با دیگر قدرتهای جهان نظیر چین و روسیه و... و همچنین ارتباط سازنده دیپلماتیک با کشورهای منطقه رفته که پیروزی و ظفر در پس تلاشهای هدفمند و اقتدار آفرین شما نهفته است؛ نه تن به ذلت مذاکره با کشوری که جز حقارت ملت ایران نمیخواهد!
مردم مظلوم، مقتدر و عزتطلب این مرزوبوم، مدافع و حامی شما در بهرهگیری فعالانه از ابزار دیپلماسی جهت تحقق اقتدار ایران اسلامی هستند.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته
شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور