کد خبر:۱۳۹۴۶۶
«خبرگزاری دانشجو» بررسی می کند؛
ضعف رو به فزونی آمريكا در بخشهاي مختلف - افول امپراطور
با نگاهي به نظام بينالملل و سطح توان آمريكا در چهار حوزه اقتصادي، فرهنگي، نظامي و سياست و ديپلماسي عمومي اين كشور نسبت به گذشته، ميتوان به خوبي افول اين كشور را مشاهده كرد.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ گرچه آمريكايي ها با قلدرمآبي امروز ادعاي اداره جهان را دارند و همواره با سه عامل زر، زور و تزويز خواستههاي خود را بر جهانيان تحميل كردهاند، اما واقعيت هاي نظام بينالملل نشان مي دهد كه اين كشور همواره روند رو به افول و سقوط را طي مي كند و با نگاهي به نظام بينالملل و سطح توان آمريكا در چهار حوزه اقتصادي، فرهنگي، نظامي و سياست و ديپلماسي عمومي نسبت به گذشته ميتوان به خوبي افول اين كشور را مشاهده كرد.
چندي پيش فرید زکریا، سردبیر نشریه نیوزویک در مقالهاي مدعي شد كه هر چند ممکن است آمریکا توانایی تحمیل اراده سیاسی خود به جهان را از دست داده باشد، اما این کشور هنوز توانایی رهبری دنیا را از دست نداده است، اما با نگاهي به عمق سخنان وي در مييابيم كه دقيقا وي حرف خود را نقض كرده است؛ چرا كه ممكن نيست كشوري توانايي تحميل اراده سياسي خود را از دست داده باشد و سپس ادعا كند كه مي تواند جهان را رهبري كند.
در واقع سخنان زكريا بيش از آنكه اشاره به قدرت از دست رفته آمريكا در سطح بينالملي داشته باشد، به نوعي به دلداري شبيه است؛ چرا كه وي در همين مقاله اعتراف مي كند كه « آمریکاییان اکنون مردمی مأیوس هستند. نتایج نظرسنجی در آوریل نشان میدهد 81 درصد مردم این کشور اعتقاد دارند این کشور در مسیری اشتباه در حال قدم برداشتن است. این نتایج منفیترین نتایج این نظرسنجی در 25 سال گذشته است.»
شكست نظامي آمريكا در ميادين بينالملل
گرچه آمريكاييها به جز در جنگ جهاني دوم كه موجب شد اين كشور بعنوان يك ابرقدرت در صحنه بينالمللي پديدار شود، پيروزهاي چشمگيري در بعد نظامي كسب نكرده است، اما شكست هاي نظامي آمريكا در چند ساله اخير بيش از گذشته نمود پيدا كرده است و با توجه به بودجه سنگين و هنگفتي كه ارتش آمريكا به خود اختصاص داده است كه اين كشور را از نظر بودجه نظامي بعنوان اولين كشور جهان معرفي مي كند، آمريكاييها در چند جبهه شكست سنگيني را متحمل شدند كه اين امر براي كشوري كه به اندازه بيست كشور پس از خودش بودجه نظامي دارد، قابل قبول نيست.
آمريكا در ويتنام شكست سختي را متحمل شد، اما به نظر مي رسد كه شكست نظامي آمريكاييها در افغانستان و گير كردن در باتلاق عراق بيشتر از شكستهاي پيشين براي آمريكايي ها گران تمام شده باشد.
آمريكا در سال 2001 به افغانستان حمله كرد، اما با گذشت 10 سال از اشغال اين كشور طالبان هنوز هم در حدود 90 درصد از خاك اين كشور حضوري فعال دارند و آمريكايي ها براي فرار از شكستي كه در اين كشور متحمل ميشود تن به مذاكره با طالبان دادهاند.
كشور عراق نيز كه از حضور نظاميان آمريكايي در اين كشور رنج مي برد، همواره بر طرح خروج نظاميان اين كشور تاكيد داشته است و مجلس نمايندگان عراق تصميم نهايي را براي خروج نظاميان اتخاذ كردند و در همين راستا نوريالمالكي و جو بايدن هم مذاكراتي انجام داده اند كه عليرغم خواست آمريكاييها به خروج از اين كشور منتهي شده است و آمريكايي ها امروز راهي ندارد جز قبول خواسته هاي مردم عراق.
آمريكا مقروض ترين كشور جهان
آمريكا با وجود غارت كشورهاي عراق و افغانستان و با توجه به در اختيار داشتن پول جهاني باز هم بعنوان مقروض ترين كشور جهان و يكي از كشورهاي داراي بالاترين نرخ بيكاري در جهان نام گرفته است.
شايد كمي اين موضوع دور از ذهن به نظر برسد، اما در واقع اين كشور براي برطرف كردن كسري بودجه خود و بنا بر اعتباري كه دارد، اوراق قرضهاي را به فروش مي رساند كه كشورهايي مثل چين، برزيل و تركيه از خريداران عمده اين ارواق هستند كه البته با عدم پرداخت اين بدهيها آمريكايي به مقروض ترين كشور تبديل شده است.
اخيرا نيز مجلس نمايندگان كنگره آمريكا طرح بالابردن سقف استقراض براي جلوگيري از عدم توانايي دولت در پرداخت بدهي هايش را تصويب كرد؛ چرا كه اين كشور 1.5 ميليون دلار كسري بودجه دارد و بدهي عمومي اين كشور در ماه مه به 14 تريليون و 300 ميليارد دلار رسيد كه حد مجاز استقراض دولت اين كشور است.
بحران اقتصادي آمريكا از 11 سپتامبر 2001 آغاز شد و بدنبال آن بازار آمريكا همواره مستعد ركود اقتصادي بوده است و در پي اين بحران كه منجر شد بسياري از آمريكاييهايي كه از طريق اخذ وام خانه دار شده بودند، بي خانمان شوند و بانكهاي و برخي از صنايع اين كشور نيز دچار ورشكستگي شود.
دولت آمريكا چندي پيش با تزريق 700 ميليارد دلار به بانك ها كوشيد تا كسري منابع آنها را جبران كند كه به دليل شدت بحران زياد نتوانست راهي از پيش ببرد.
سخنگوي كاخ سفيد هم بيان داشته است كه آمريكا براي كاهش بدهيهاي خود و خروج از بحران اقتصادي، سعي دارد يك تريليون دلار ذخيره نمايد كه اين امر با خارج شدن از جنگهايي كه هم اكنون آمريكا درگير آنهاست، تحقق مييابد.
سايه بيداري اسلامي بر سياست خارجه آمريكا
شروع جنبشهاي مردمي در كشورهاي اسلامي كه به سرنگوني يكايك هم پيمانان آمريكا منجر شد، نگراني شديد مقامات اين كشور را در پي داشت؛ در واقع نگراني اصلي آمريكاييها از سرنگوني حكومتهاي سرسپردهشان نبود، بلكه موج اسلامخواهي در اين كشورهاي كه به بيداري اسلامي معروف شد، دليل اصلي اين نگرانيها بود.
در همين راستا رسانههاي مختلف غربي براي كمرنگ تر كردن وجهه اسلامگرايي در اين كشورها، عوامل ديگري را سبب نهضتهاي مردمي اين كشورها برشمردند، اما با برگزاري نمازهاي جماعت در مياديني كه محل تجمع انقلابيون بود و انتشار شعارهاي اسلام گرايانه، وجهه اسلام خواهي اين نهضت ها آشكار شد و در آخرين تجمعي كه به دعوت از اسلام گرايان مصر در اين كشور برگزار شد، هزاران نفر از مردم مصر حضور يافتند كه به اعتراف رسانههاي غربي اين تجمع در خصوص اسلامي بودن اين جنبش ها صورت گرفت.
آمريكا ستيزي بخش ديگري اين جنبشها بود كه نه تنها در ميان انقلابيون خاورميانه، بلكه اكنون در تمامي دنيا شيوع يافته است و آمريكاييها اكنون به اين واقعيت رسيده اند كه آمريكا ستيزي بعنوان نوعي تفكر غالب در جهان امروز نمود دارد و بهاي گريز ناپذير سلطه جويي اين كشور است.
اگرچه اين كشور امروز به نهادهاي فرهنگي براي پاك كردن وجهه سياه خود در ميان ملتها متوسل شده است، اما تفكر آمريكا ستيزي كه بر اثر سال ها ظلم و جور و حمايت از رژيم خونخوار صهيونيستي بوجود آمده است، نمي تواند با ساخت چند فيلم از اذهان عمومي پاك شود.
لینک کپی شد
گزارش خطا