هیچ مترجمی از خواندن متون کلاسیک فارسی بی‌نیاز نیست/ آسیب‌های بومی‌سازی افراطی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۰۶۱۴۰
در کارگاه «ترجمه ادبی؛ موانع و راهکارها» مطرح شد؛

هیچ مترجمی از خواندن متون کلاسیک فارسی بی‌نیاز نیست/ آسیب‌های بومی‌سازی افراطی

اسدالله امرایی در کارگاه «ترجمه ادبی؛ موانع و راهکارها» با برشمردن موانعی، چون کپی‌رایت و خطا‌های فاحش ترجمه‌ای، تنها راه نجات را افزایش دانش زبانی مترجم و پرهیز از بومی‌سازی افراطی دانست.
هیچ مترجمی از خواندن متون کلاسیک فارسی بی‌نیاز نیست/ آسیب‌های بومی‌سازی افراطی

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، کارگاه «ترجمه ادبی؛ موانع و راهکارها» عصر دوشنبه ۲۸ اردیبهشت‌ماه (۱۴۰۵) هم‌زمان با سومین روز از هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، با حضور اسدالله امرایی، در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد. امرایی در این کارگاه که در قالب سلسله‌نشست‌های «کارگاه تجربه» برگزار شد، با نگاهی آسیب‌شناسانه، به تشریح موانع تاریخی و جاری پیش‌روی ترجمه ادبی پرداخت و راهکار‌هایی عملی برای گذر از آنها به حاضران جلسه پیشنهاد داد.

وی در آغاز این کارگاه، با مرور دشواری‌های گذشته برای دستیابی به کتاب‌های روز دنیا گفت: روزگاری برای پیدا کردن یک کتاب، مترجمان سختی‌های فراوانی تحمل می‌کردند. کتاب را سفارش می‌دادند تا توسط دیگران تهیه شود و سپس به دست مترجم برسد. این فرآیند گاهی یک سال بلکه بیشتر طول می‌کشید.

امرایی با اشاره به تحول ایجادشده از راه اینترنت برای دسترسی به کتاب‌های روز دنیا و انتخاب بهترین کتاب برای ترجمه بیان کرد: در سال‌های اخیر به دلیل وجود اینترنت، دسترسی به کتاب آسان‌تر شده و می‌توان در کسری از ثانیه کتاب را دانلود کرد؛ اما درست در همان زمان، شرایط انتشار سخت‌تر شده و مترجم با مانعی بزرگ‌تر مواجه است.

او با اشاره به چالش‌های بین‌المللی در این حوزه سخن بیان کرد: مانع مهمی در این مسیر کپی‌رایت است. یک بار ناشری مرا به مدیربرنامه یک نویسنده معرفی کرد. زمانی که با او صحبت کردم، از من پرسید «چقدر پول می‌دهی؟» سپس تاکید کرد «من تمام پولی را که بابت این کتاب به مترجم می‌دهید، به شما می‌دهم، به شرطی که چیزی از کتاب من سانسور نشود؛ چون شنیده‌ام در کشور شما کتاب را سانسور می‌کنند.»

امرایی افزود: من به این نویسنده گفتم کتاب سانسور نخواهد داشت، اما بعد از چاپ به نویسنده خبر دادند که کتاب سانسور شده است. نویسنده اعتراض کرد و مواردی را که فکر می‌کرد سانسور شده، خط کشید. من بررسی کردم و متوجه شدم اصلاً سانسوری در کار نبوده؛ فقط واژه دیگری برای آن انتخاب بودم و کلمات مترادف شده بود. با فکس برایش در نامه‌ای توضیحات لازم را ارسال کردم. در آن نامه نوشتم «شما این ترجمه را به هرکسی که فارسی بلد است نشان بدهید، اگر همان چیزی بود که شما در متن‌تان نوشتید قضیه منتفی است، کتاب را جمع می‌کنم و از شما عذرخواهی می‌کنم.» بعد‌ها او با مدیر کتابخانه‌ای که ادبیات فارسی خوانده بود و فارسی بلد بود صحبت کرد و او تأیید کرد که ترجمه درست بوده است.

امرایی سپس به آسیب‌شناسی ترجمه‌های موجود پرداخت و با انتقاد از خطا‌های ترجمه‌ای گفت: امروز با این همه منابع که در اختیار داریم، خطا کردن دیگر جایز نیست. هرکجای متن ذره‌ای تردید کردیم، باید به منابع مراجعه کنیم.

خطا‌های ترجمه‌ای رایج

او با ذکر نمونه‌هایی از خطا‌های ترجمه‌ای رایج تاکید کرد: «پتو» را ترجمه کرده‌اند «پتوی مشبک». پتو که اساساً برای گرم کردن است، پس پتوی مشبک تناقض است؛ منظور «پتوی چهارخانه» بوده است. جمله «دستش را گذاشت روی شانه‌هایش» برای خواننده گمراه‌کننده است مگر اینکه بداند در انگلیسی «شانه‌ها» به شکل جمع به کار می‌رود و معنی‌اش این است که یک دستش را روی یک شانه‌اش گذاشت. بخشی از این خطا‌ها به دلیل کم‌دقتی است، بخشی دیگر به علت درک غلط از مفهوم رخ می‌دهد. خطا‌های نویسندگان و مترجمان یا مسئولان ممیزی که به اسم مترجم تمام می‌شود همواره در اذهان مردم باقی می‌ماند. خطای جراح بعداً می‌رود زیر خاک و دیده نمی‌شود، اما این خطا‌ها ثبت می‌شود و تا نسل‌ها در ذهن خواننده می‌ماند.

این مترجم پیشکسوت در بخش دیگری از سخنان خود، به تفاوت کتاب‌های فاخر و غیرفاخر و سیر تکامل سلیقه خواننده اشاره کرد و گفت: بسیاری از کتاب‌هایی که آن‌سوی آب چاپ می‌شوند کتاب‌های یک‌بار مصرف‌اند. شما کتاب را از سوپرمارکت می‌خرید، کتاب مربوطه یک میلیون نسخه در عرض یک هفته فروش رفته است؛ چند صحنه جذاب در آن می‌گذارند و کل داستان را می‌شود در ۱۰ صفحه اول فهمید. این کتاب‌ها را معمولاً مخاطب می‌خواند و می‌گذارد روی میز رستوران یا گوشه پارک. به اینها اصطلاحاً «شانه تخم‌مرغی» هم می‌گویند. البته کتاب غیرفاخر هم مشتری خودش را دارد. من نمی‌گویم کتاب بد نباید منتشر شود. اساساً اعتقادم این است که هر کتابی با هر گرایشی وقتی مخاطب دارد، باید منتشر شود. خواننده این کتاب را می‌خواند، یک مدت بعد از این کتاب زده می‌شود و می‌رود سراغ کتاب‌های جدی‌تر.

وی افزود: کتاب خواندن هم درست مانند غذا خوردن است؛ در ابتدا فقط غذا می‌خورید که سیر شوید، بعد مزه غذا برایتان مهم می‌شود، بعد کیفیت پخت برایتان مهم می‌شود، در مورد کتاب نیز نام مترجم برایتان اهمیت پیدا می‌کند. بعد از بین چند مترجم، آثار ترجمه شده توسط محمد قاضی یا شاملو یا نجف دریابندری را انتخاب می‌کنید. این مترجمان افرادی هستند که سطح سلیقه خواننده را مدام ارتقا می‌دهند.

امرایی با اشاره به اهمیت اعتماد میان مترجم و خواننده گفت: مترجم در قبال خواننده‌اش مسئول است و این مسئولیت حکم می‌کند که کم‌غلط‌ترین و پاکیزه‌ترین ترجمه را تحویل دهد. وقتی اعتماد خواننده جلب شد، باید تلاش کند آن اعتماد را از بین نبرد. من خودم کتابی را که سه بار تجدید چاپ شده، هر بار دوباره نگاه می‌کنم و اگر خطایی باشد، آن را اصلاح می‌کنم.

این مترجم پیشکسوت پس از برشمردن موانع، به ارائه راهکار پرداخت و تاکید کرد: مترجم ادبیات، در وهله اول باید دانش زبانی خودش را از زبان مبدا و مقصد افزایش بدهد. این امر میسر نمی‌شود مگر با مطالعه. هیچ مترجمی از خواندن بی‌نیاز نیست. شما حتماً باید متون فاخر زبان فارسی و ادبیات کلاسیک را بخوانید. اگر دانش زبان مقصدتان، یعنی زبان فارسی، ضعیف باشد، نمی‌توانید کار درست ارائه دهید. باید دایره واژگانتان را وسعت ببخشید تا به دام تکرار نیفتید.

ضرورت تسلط مترجم بر اصطلاحات تخصصی

او بر ضرورت تسلط مترجم بر اصطلاحات حوزه تخصصی متن تاکید کرد و گفت: اگر متنی که ترجمه می‌کنید مربوط به داستانی باشد که در زندان اتفاق می‌افتد، اصطلاحات زندان را باید بلد باشید. اگر در بیمارستان می‌گذرد، اصطلاحات پزشکی و پرستاری را باید بلد باشید.

امرایی افزود: مثلا در داستان کتاب دکتر بالای سر بیمار می‌رود و می‌گوید «دارو گرفتی؟» بیمار می‌گوید نه. دکتر پرستار را صدا می‌کند و می‌گوید «مگر نگفته بودم به بیمار دارو تزریق شود؟» پرستار به مریض می‌گوید «مگر داروهایت را نخوردی؟» این «گرفتن» را مترجم تحت‌اللفظی ترجمه کرده، در حالی که «تِیک» (Take) در اینجا یعنی «دریافت کردن» دارو، نه «گرفتن» با دست. اگر مترجم دقت نکند، به کار بردن بسیاری از واژه‌ها باعث کج‌فهمی می‌شود.

او گفت: مثلاً «دستبند» وقتی برای طلا و نقره به کار می‌رود یک معنی دارد و وقتی برای مجرم و زندانی به کار می‌رود، معنی دیگری. «تزریق» اگر در بیمارستان باشد یعنی تزریق دارو، اما اگر کنار خیابان باشد معنایش تزریق مواد مخدر است. اینها همه مواردی است که مترجم باید به آن دقت کند.

امرایی در ادامه، با اشاره به نگاه تحقیرآمیزی که گاه به «مترجمان جوان» می‌شود، گفت: امروزه مترجمان بسیاری وارد بازار کار شده‌اند که به آنها «مترجم جوان» می‌گویند. نباید به این عنوان به چشم تحقیر نگاه کرد. پزشک جوان پزشکی است که با آخرین علم روز از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده؛ تجربه‌اش کم است، اما علمش بالاست. مترجم جوان نیز همین‌گونه است. بسیاری از مترجمان جوان امروز آثاری دارند که با کار استادان برابری می‌کند. اینها آثار همان استادان را خوانده‌اند و با علم روز هم آشنا شده‌اند. امروزه منابعی در اختیار مترجمان جوان ما قرار دارد که پنجاه سال قبل در اختیار هیچ‌کس نبود.

او با ذکر خاطره‌ای از محمد قاضی، گفت: یک دانشجوی زبان فرانسه مقاله‌ای در مجله آدینه یا دنیای سخن چاپ کرده بود و ایراد‌هایی از ترجمه محمد قاضی در کتاب «کمون پاریس» گرفته بود. مثلاً قاضی واژه‌ای را «سبک» ترجمه کرده بود، ولی دانشجو می‌گفت «استیلو» در فرانسه یعنی خودنویس. جوابی که محمد قاضی به آن دانشجو داد، به نظر من برای همه مترجمان یک درس است.

امرایی ادامه داد: قاضی در نامه‌ای مفصل نوشته بود «دوست عزیز، مقاله‌ات را خواندم و بسیار لذت بردم. دستت درد نکند که مرعوب نام این حقیر نشدی. ایراد‌هایی هم که گرفته‌ای، همه‌شان درست است. من زمانی این کتاب را ترجمه کردم که در زندان بودم. زبان فرانسه را هم خودآموز پیش دایی‌ام یاد گرفته بودم. از شما بسیار ممنونم که این خطا‌های مرا یادآوری کردی. اگر مورد دیگری هم بود برایم بفرست تا در چاپ بعدی اعمال کنم.» ببینید، قاضی با آن همه عظمت، به جای اینکه بگوید «تو می‌فهمی با کی داری حرف می‌زنی؟» با تواضع تمام ایراد‌ها را پذیرفت. این درس‌هایی است که ما می‌توانیم از این بزرگان بگیریم.

آسیب «بومی‌سازی افراطی»

او در بخش دیگری از سخنان خود، به آسیب «بومی‌سازی افراطی» در ترجمه پرداخت و با نقل خاطره‌ای گفت: یک زمانی که هنوز علم ترجمه اینقدر پیشرفت نکرده بود، نمایشنامه‌های مولیر اولین بار به فارسی ترجمه شدند. موقعیت مکانی داستان را برده بودند اصفهان، شخصیت‌ها همه اسم فارسی و اصفهانی داشتند و حتی با لهجه اصفهانی حرف می‌زدند. آن موقع شاید اگر اسم‌های خارجی می‌گذاشتند، خواننده ارتباط برقرار نمی‌کرد. ولی امروز نه؛ امروز اگر قرار است متنی را ترجمه کنید، حداقل باید عناصری در آن باشد که بتواند آن فرهنگ را منتقل کند. بومی‌سازی بیش از حد لطمه می‌زند.

امرایی با اشاره به ضرورت آشنایی با فرهنگ مبدأ برای درک صحیح متن افزود: «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» عنوان یکی از کتاب‌های معروف همینگوی است. یک استاد دانشگاه بحث می‌کرد که اگر بخواهیم بومی‌سازی کنیم، باید بگوییم «فاتحه که را می‌خوانند؟ حلوا که را می‌پزند؟» در حالی که این تعبیر ریشه در انجیل و آن شعر معروف دارد و بنابراین نمی‌توان فرهنگ را از ترجمه حذف کرد.

او در پاسخ به پرسش یکی از حاضران درباره نحوه برگردان اسامی خاص، تاکید کرد: بیشتر اسامی غربی منشأ انجیلی دارند و بسیاری از آنها در متون دینی و فارسی ما هم موجود است. مثلاً «جوزف»، «یوسف»، «یوسیپ» و «ژوزه» داریم. در صورتی که همه اینها ترجمه یک اسم هستند.

مترجم رمان «کوری» ژوزه ساراماگو گفت: باید ملیت کاراکتر را بررسی کرده و سپس نام مناسب را برای وی انتخاب کنیم. اگر روسی است، «یوسیپ» بنویسیم، اگر انگلیسی است، «جوزف». یک کتاب مرجع به نام «فرهنگ نام‌های خاص» از آقای فریبرز مجیدی هست که نشر فرهنگ معاصر منتشر کرده و می‌توان از آن استفاده کرد. یک سایت به نام forvo.com نیز موجود است که اسم را می‌زنید و ملیتش را مشخص می‌کنید، سپس یک آدم بومی آن زبان اسم را برایتان تلفظ می‌کند تا بدانید تلفظ درست چیست. بسیاری از اسامی در زبان فارسی به غلط رواج یافته‌اند؛ مثلاً «گابریل گارسیا مارکز»!

امرایی در ادامه توصیه‌ای کاربردی برای مترجمان را به این شرح مطرح کرد: یک کتاب بسیار مفید دیگر برای مترجمان، «فرهنگ طیفی» به تدوین جمشید فراروی است. جالب است که او چاپ اولش را با هزینه شخصی به کتابفروشی‌ها رسانده بود. این فرهنگ، طیف واژگانی را نشان می‌دهد؛ مثلا برای درد، انواع آن را آورده: سردرد، پادرد، کمردرد، دل‌درد و... شما کافی است یکی دو بار با این کتاب کار کنید تا دایره واژگانتان گسترش پیدا کند.

او در پاسخ به پرسش حضار درباره ترجمه اصطلاحات عامیانه گفت: واژه‌هایی که کاملا بومی‌اند، اگر عیناً ترجمه شوند، به نظرم به اثر لطمه می‌زنند. برای مثال، در یک رمان آمریکایی شخصیت گیتارش را برمی‌دارد و می‌زند به دل جهنم. ما نمی‌توانیم بنویسیم «زد به صحرای کربلا»، چون این عبارت، برای فرهنگ دیگری است. باید اصطلاحی پیدا کنیم که هم معنا را برساند و هم خواننده متوجه شود، بدون اینکه ارجاعی به فرهنگ خودمان که در متن اصلی نیست، بدهیم.

هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران از بیست‌وششم اردیبهشت تا دوم خرداد (۱۴۰۵) با شعار «بخوانیم برای ایران» در نشانی book.icfi.ir برگزار می‌شود.

پربازدیدترین آخرین اخبار