مذاکرات در سایه بیاعتمادی؛ آیا تهران و واشنگتن به آستانه توافق رسیدهاند یا منطقه در مسیر یک رویارویی تازه قرار دارد؟
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، حسین مرتضی مدیر اندیشکده مطالعات استراتژیک سونار در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری دانشجو قرار داد نوشت که در حالی که طی هفتههای اخیر موجی از گمانهزنیها درباره احتمال دستیابی ایران و ایالات متحده به نوعی توافق سیاسی یا امنیتی منتشر شده، فضای واقعی حاکم بر منطقه بیش از آنکه نشانهای از آرامش داشته باشد، یادآور مرحلهای از تنش کنترلشده و آمادهباش دائمی است؛ وضعیتی که برخی تحلیلگران آن را «آستانه جنگ بدون اعلام رسمی جنگ» توصیف میکنند.
در روزهایی که رسانههای آمریکایی و برخی محافل دیپلماتیک از «پیشرفت مذاکرات» سخن میگویند، در تهران هنوز هیچ مقام رسمی از توافق نهایی حرف نزده است. همین سکوت معنادار، پرسش اصلی را دوباره به صدر تحلیلها بازگردانده: آیا دو طرف واقعاً به تفاهمی نزدیک شدهاند یا آنچه جریان دارد صرفاً مدیریت زمان و آزمودن واکنشهاست؟
آنچه اکنون از دل تحولات میدانی، مواضع سیاسی و تحرکات منطقهای قابل مشاهده است، تصویری پیچیدهتر از یک مذاکره معمولی را نشان میدهد؛ مذاکراتی که نه فقط به پرونده هستهای، بلکه به آرایش قدرت در کل خاورمیانه گره خورده است.
تهران: هنوز توافقی وجود ندارد
برخلاف روایتهایی که در برخی رسانههای غربی منتشر شد، منابع نزدیک به ساختار تصمیمگیری در ایران تأکید میکنند که «توافق نهایی» هنوز شکل نگرفته و اختلافات بنیادین همچنان پابرجاست.
به گفته این منابع، موضوعات اصلی اختلاف صرفاً به برنامه هستهای محدود نمیشود. از نگاه تهران، پروندههای منطقهای، وضعیت جبهههای درگیری، تحریمها، داراییهای بلوکهشده ایران و نحوه رفتار آمریکا در منطقه، همگی بخشی از معادلهاند.
در این چارچوب، مقامات ایرانی بر این نکته تأکید دارند که جمهوری اسلامی قصد عقبنشینی از «اصول راهبردی» خود را ندارد و هرگونه تغییر در فضای مذاکرات باید ابتدا از سوی واشنگتن آغاز شود.
این موضعگیری در واقع بازتاب همان بیاعتمادی عمیقی است که پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ در ساختار سیاسی ایران تثبیت شد؛ بیاعتمادیای که اکنون به عنصر اصلی تصمیمگیری تهران تبدیل شده است.
یک تحلیلگر نزدیک به فضای سیاست خارجی ایران میگوید: «در تهران تصور غالب این است که هر توافق احتمالی با آمریکا، اگر هم شکل بگیرد، صرفاً توافقی تاکتیکی و موقت خواهد بود، نه یک مصالحه پایدار.»
مذاکره زیر سایه آمادهباش نظامی
همزمان با رفتوآمدهای دیپلماتیک، تحرکات نظامی در منطقه نیز به شکل قابل توجهی افزایش یافته است؛ موضوعی که در تهران بهعنوان نشانهای از احتمال ورود به یک مرحله پرتنشتر تعبیر میشود.
گزارشهای میدانی از جابهجایی تجهیزات نظامی، تقویت برخی پایگاهها، استقرار سامانههای موشکی و تغییر آرایش نیروهای دریایی در خلیج فارس حکایت دارد.
از دید ناظران ایرانی، این اقدامات صرفاً مانور بازدارنده نیست، بلکه بخشی از آمادهسازی برای سناریوهای احتمالی درگیری است.
در همین حال، برخی منابع نظامی معتقدند که آمریکا هنوز تصمیم قطعی برای آغاز تقابل مستقیم نگرفته، اما همزمان تلاش میکند ابزار فشار نظامی را حفظ کند تا مذاکرات از موضع قدرت پیش برود.
این وضعیت، منطقه را در شرایطی قرار داده که نه میتوان از صلح سخن گفت و نه از جنگ تمامعیار؛ بلکه نوعی تعلیق راهبردی بر فضای سیاسی و امنیتی حاکم شده است.
وحدت تصمیمگیری در تهران؛ پیام به واشنگتن و رسانههای غربی
یکی از نکات قابل توجه در فضای کنونی، تأکید جریانهای سیاسی نزدیک به حاکمیت ایران بر وجود هماهنگی کامل میان نهادهای تصمیمگیر است.
در هفتههای اخیر، برخی رسانههای غربی تلاش کردند تصویری از اختلاف داخلی در تهران بر سر نحوه مواجهه با آمریکا ارائه دهند؛ اما در مقابل، منابع ایرانی میگویند تصمیمات کلان در هماهنگی کامل با سطوح عالی نظام اتخاذ میشود.
از نگاه تهران، این انسجام سیاسی یکی از مهمترین نقاط قوت جمهوری اسلامی در مرحله فعلی است؛ بهویژه در شرایطی که ایران معتقد است توانسته فشارهای میدانی و امنیتی را مدیریت کند.
کنترل نسبی بر تنگه هرمز، حفظ نفوذ منطقهای و توانایی اثرگذاری بر جبهههای مختلف، از جمله عواملی است که تهران آن را برگ برنده خود در مذاکرات میداند.
در چنین فضایی، مقامهای ایرانی بارها تأکید کردهاند که این آمریکا است که باید برای «ساختن اعتماد» گام اول را بردارد.
پرونده هستهای؛ مسئلهای که هنوز وارد مرحله نهایی نشده است
نکته مهم دیگر آن است که برخلاف تصور عمومی، پرونده هستهای هنوز محور اصلی گفتوگوها نیست.
به گفته منابع مطلع، تهران فعلاً حاضر نشده وارد جزئیات نهایی درباره سطح غنیسازی، ذخایر اورانیوم یا چارچوبهای فنی توافق شود.
ایران معتقد است پیش از ورود به این مرحله، آمریکا باید حسن نیت خود را از طریق کاهش فشارها، آزادسازی بخشی از منابع مالی ایران یا تعدیل تحریمها نشان دهد.
در واقع، تهران تلاش میکند تجربه برجام تکرار نشود؛ تجربهای که از نگاه جمهوری اسلامی، ایران تعهدات خود را اجرا کرد اما در نهایت آمریکا از توافق خارج شد.
به همین دلیل، ساختار سیاسی ایران اکنون بهدنبال نوعی «تضمین عملی» است؛ هرچند هنوز روشن نیست واشنگتن تا چه اندازه حاضر به پذیرش چنین خواستهای خواهد بود.
لبنان؛ میدان فشار متقابل
در میان همه پروندههای منطقهای، لبنان بار دیگر به یکی از حساسترین نقاط تقابل ایران، آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است.
در روزهای گذشته، تهدیدهای اسرائیل علیه لبنان شدت گرفته و همزمان تحرکات سیاسی و امنیتی مرتبط با این کشور افزایش یافته است.
تحلیلگران معتقدند بخشی از این فشارها مستقیماً به مذاکرات ایران و آمریکا مرتبط است.
اسرائیل نگران آن است که هرگونه توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن بدون در نظر گرفتن پرونده لبنان شکل بگیرد؛ موضوعی که میتواند موازنه منطقهای را به زیان تلآویو تغییر دهد.
از سوی دیگر، ایران نیز پیام روشنی ارسال کرده است: هرگونه تغییر اساسی در وضعیت لبنان یا فشار مستقیم بر محور مقاومت میتواند روند مذاکرات را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، لبنان اکنون نه فقط یک بحران داخلی، بلکه بخشی از معادله بزرگتر مذاکرات منطقهای محسوب میشود.
دوحه، پاکستان و دیپلماسی پشت پرده
در کنار گفتوگوهای رسمی، تحرکات دیپلماتیک دیگری نیز در جریان است؛ از نشستهای دوحه گرفته تا تماسهای غیرعلنی در پاکستان و سایر کانالهای منطقهای.
این دیدارها نشان میدهد که مذاکرات صرفاً محدود به پرونده هستهای نیست و بازیگران مختلف در تلاشاند آرایش جدیدی از توازن منطقهای را شکل دهند.
برخی تحلیلگران میگویند کشورهای واسطه اکنون بیش از هر زمان دیگری نگران فروپاشی کامل روند گفتوگوها هستند؛ زیرا هرگونه شکست در مذاکرات میتواند کل منطقه را وارد دورهای تازه از بیثباتی کند.
سه سناریوی محتمل پیش رو
در شرایط کنونی، تحلیلگران سه سناریوی اصلی را برای آینده روابط تهران و واشنگتن مطرح میکنند.
سناریوی اول: توافق تاکتیکی و موقت: این سناریو محتملترین گزینه از نگاه بسیاری از ناظران است.
بر اساس این الگو، دو طرف به یک تفاهم محدود دست پیدا میکنند؛ توافقی که میتواند شامل کاهش بخشی از تحریمها، آزادسازی منابع مالی ایران و کاهش کنترلشده تنشهای میدانی باشد.
در مقابل، ایران نیز ممکن است برخی اقدامات محدود را بپذیرد، بدون آنکه وارد توافق جامع هستهای شود.
هدف اصلی تهران از چنین توافقی، خرید زمان، کاهش فشار اقتصادی و آمادهسازی برای مراحل بعدی خواهد بود. اما حتی در صورت تحقق این سناریو، فضای بیاعتمادی پابرجا میماند و توافق احتمالی شکننده خواهد بود.
سناریوی دوم: فرسایش و بنبست طولانی: در این سناریو، نه توافقی حاصل میشود و نه تقابل مستقیم آغاز خواهد شد.
مذاکرات ادامه پیدا میکند، اما بدون پیشرفت جدی؛ وضعیتی شبیه «جنگ سرد منطقهای» که در آن هر طرف تلاش میکند بدون ورود به جنگ گسترده، فشار بر طرف مقابل را حفظ کند.
برخی مراکز مطالعاتی غربی معتقدند این سناریو اکنون عملاً آغاز شده است.
ایران در این وضعیت تلاش میکند از اهرمهای منطقهای خود استفاده کند و همزمان برنامههای راهبردیاش را پیش ببرد، در حالی که آمریکا نیز فشار اقتصادی و امنیتی را حفظ خواهد کرد.
سناریوی سوم: فروپاشی مذاکرات و رویارویی مستقیم: خطرناکترین سناریو، شکست کامل مذاکرات و حرکت به سمت تقابل مستقیم است.
هرچند هنوز هیچیک از طرفین ظاهراً خواهان جنگ تمامعیار نیستند، اما حجم آمادهباشها و افزایش تنشهای منطقهای نشان میدهد این احتمال همچنان روی میز قرار دارد.
در واشنگتن، برخی جریانها معتقدند ایران از مذاکرات برای خرید زمان و توسعه توانمندیهای نظامی و هستهای استفاده میکند.
در مقابل، تهران نیز بر این باور است که آمریکا همچنان گزینه فشار نظامی را کنار نگذاشته است.
همین بیاعتمادی متقابل، منطقه را در وضعیتی شکننده قرار داده؛ وضعیتی که هر حادثه امنیتی میتواند آن را به نقطه انفجار برساند.
منطقه در آستانه چه چیزی قرار دارد؟
اکنون خاورمیانه در یکی از حساسترین مقاطع سالهای اخیر قرار گرفته است.
نه نشانهای قطعی از صلح دیده میشود و نه تصمیمی آشکار برای جنگ؛ اما مجموعه تحولات سیاسی، امنیتی و نظامی نشان میدهد که بازیگران اصلی منطقه وارد مرحلهای سرنوشتساز شدهاند.
مذاکرات ایران و آمریکا دیگر صرفاً درباره سانتریفیوژها و درصد غنیسازی نیست؛ موضوع بر سر نظم آینده منطقه، موازنه قدرت و تعریف جدیدی از بازدارندگی است.