صهیونیسم و استعمار؛ روایتی متفاوت از تاریخ فلسطین
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۰۲۷۴
تحلیل میدل‌ایست‌آی؛

صهیونیسم و استعمار؛ روایتی متفاوت از تاریخ فلسطین

پس از فروپاشی حکومت صلیبیون در شامات، قدرت‌های اروپایی هرگز از رویای تسلط بر این سرزمین دست نکشیدند. از طرح‌های ناپلئون برای تشویق یهودیان اروپا به مهاجرت به فلسطین گرفته تا تلاش‌های امپراتوری بریتانیا، جنبش‌های پروتستان انجیلی و در نهایت شکل‌گیری سازمان صهیونیستی، مجموعه‌ای از بازیگران سیاسی، مذهبی و استعماری طی بیش از دو قرن در پی تغییر بافت سیاسی و جمعیتی فلسطین بوده‌اند.
صهیونیسم و استعمار؛ روایتی متفاوت از تاریخ فلسطین

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو به نقل از میدل‌ایست‌آی؛ پس از اخراج صلیبیون کاتولیک و برچیده‌شدن حکومت استعماری موسوم به «پادشاهی لاتین» در فلسطین طی قرون دوازدهم و سیزدهم میلادی، این سرزمین همچنان در کانون توجه مسیحیان متعصب اروپا باقی ماند. بعداً پیروان شاخه جدید مسیحیت یعنی پروتستانیسم نیز از اواخر قرن هجدهم به امپریالیست‌های اروپایی پیوستند. از آن زمان تاکنون، دشمنان اروپایی مردم فلسطین تلاش‌های خود برای محروم‌کردن آنان از سرزمینشان را ادامه داده‌اند.
ناپلئون بناپارت در فاصله فوریه تا می ۱۷۹۹، از غزه تا یافا پیشروی کرد و بخش‌های جنوبی و مرکزی فلسطین را به تصرف خود درآورد، اما در عکا شکست خورد. او در اعلامیه آوریل ۱۷۹۹ که تحت تأثیر اندیشه‌های پروتستان‌های اوگنو فرانسوی بود، از یهودیان اروپا خواست فلسطین را مستعمره کنند؛ فراخوانی که در آن زمان بی‌پاسخ ماند.
در همین حال و از اواخر قرن هجدهم، بریتانیا فعالانه تلاش داشت یهودیان اروپایی را به پروتستانیسم اَنگِلیکَن تغییر مذهب داده و آنان را به فلسطین بفرستد تا ضمن تصرف سرزمین فلسطینیان، زمینه بازگشت دوباره عیسی مسیح (ع) را نیز فراهم سازند. دشمنان فلسطینیان تنها به دولت‌های بریتانیا و فرانسه محدود نبودند. پروتستان‌های انجیلی سفیدپوست آمریکایی، پروتستان‌های انجیلی انگلیسی و اسکاتلندی و همچنین پروتستان‌های انجیلی آلمانی نیز در قرن نوزدهم مستعمرات پروتستانی متعددی در فلسطین تأسیس کردند.
طی اواخر قرن نوزدهم، مهاجران یهودی‌تبار روس که بعضاً بی‌خدا بودند، سازمان صهیونیستی تأسیس‌شده توسط تئودور هرتسل در سال ۱۸۹۷ و سرمایه‌داران یهودی اروپای غربی که از این پروژه‌ها حمایت مالی می‌کردند نیز به این روند پیوستند.
پیش از پایان جنگ جهانی اول، دولت‌های بخش بزرگی از اروپای غربی و ایالات متحده نیز به جمع این بازیگران پیوستند؛ دولت‌هایی که همچنان برای محروم‌ساختن فلسطینیان از سرزمینشان مصمم هستند.
البته تمامی این نیروها نه‌تنها دشمن فلسطینیان بلکه دشمن یهودیان اروپا نیز بودند. سران بریتانیایی و پروتستان‌های انجیلی سفیدپوست قصد داشتند یهودیان اروپا را به پروتستان تبدیل کرده و سپس به عنوان استعمارگران به فلسطین منتقل کنند. امپراتوری پروتستان بریتانیا مهم‌ترین حامی تلاش‌ها برای تغییر مذهب یهودیان اروپایی و اسکان آنان در فلسطین بود.

دشمنان مشترک


سازمان صهیونیستی در زمان شکل‌گیری خود از سوی بخش‌های گسترده‌ای از جوامع یهودی خداپرست اروپا و آمریکا به عنوان جنبشی ضدیهودی تلقی می‌شد.
از جمله این مخالفان می‌توان به خاخام‌های یهودیت ارتدوکس و اصلاح‌طلب اشاره کرد که در سال ۱۸۹۷، هرتسل و نخستین کنگره صهیونیستی را از مونیخ اخراج کردند. یهودیان لیبرال و ادغام‌شده در جوامع بریتانیا، آمریکا، فرانسه و آلمان و همچنین یهودیان سوسیالیست و کمونیست در اروپای شرقی و روسیه نیز از دیگر مخالفان صهیونیسم بودند.
سرمایه‌داران یهودی اروپای غربی و روشنفکران یهودی جذب‌شده در جوامع غربی از مهاجرت یهودیان فقیر اروپای شرقی به کشورهای غربی نگران بودند؛ زیرا اعتقاد داشتند این روند دستاوردهای یهودیان غرب را تضعیف و یهودستیزی را تشدید می‌کند. به همین دلیل، آنان در کنار دولت‌های یهودستیز اروپای غربی تلاش کردند مهاجرت این گروه‌ها به قاره آمریکا و فلسطین را تسهیل و تأمین مالی کنند.
این در حالی بود که سازمان کارگری یهودی ضدصهیونیست «بوند» که آن هم در سال ۱۸۹۷ تأسیس شد، تلاش می‌کرد به یهودیان فقیر کمک کند تا در کشورهای خود برای حقوقشان مبارزه کنند.
بسیاری از دولت‌ها و جریان‌هایی که امروز حمایت از صهیونیسم را معادل حمایت از یهودیان معرفی می‌کنند، همان نیروهایی هستند که در گذشته با یهودیان و فلسطینیان خصومت داشتند. حمایت آن‌ها از تشکیلات خودگردان فلسطین که برخلاف منافع فلسطینیان عمل می‌کند نیز بر پایه منطقی مشابه صورت می‌گیرد.

بازتعریف یهودستیزی


پس از سال ۱۹۱۷ و خصوصاً پس از ۱۹۴۵، یهودستیزی نهفته در صهیونیسم مسیحی، صهیونیسم یهودی و امپریالیسم پروتستان تدریجاً موضعی در حمایت از یهودیان به تصویر کشیده شد. در مقابل، یهودیان ضدصهیونیست، خصوصاً پس از سال ۱۹۶۷، از سوی همین جریان‌ها «یهودستیز» یا «یهودی خودبیزار» توصیف شدند.
مبارزه فلسطینیان علیه استعمار مسیحی و یهودی نیز به جای آنکه مبارزه‌ای ضداستعماری شناخته شود، توسط حامیان صهیونیسم، اقدامی یهودستیزانه خوانده شد. برخلاف دیدگاه بخش بزرگی از یهودیان، صهیونیسم مدعی نمایندگی همه یهودیان بوده و استعمار فلسطین را به نام آنان پیش برد. در نتیجه، حامیان صهیونیسم ایستادگی فلسطینیان را نه مقاومت در برابر استعمار، بلکه دشمنی با «ماهیت یهودی» معرفی کردند.
این پروپاگانداها تنها مورد پذیرش یهودستیزان، امپریالیست‌ها و حامیان نژادپرست آنان قرار گرفته است.پس از سال ۱۹۴۸ و خصوصاً پس از ۱۹۶۷، اکثریت یهودیان اروپا و آمریکا از مواضع ضدصهیونیستی فاصله گرفته و به مواضع خنثی یا حامی صهیونیسم گرایش پیدا کردند. با این حال، طی ۲۵ سال گذشته، بخش قابل‌توجهی از یهودیان غربی بار دیگر به مواضع ضدصهیونیستی بازگشته و در برابر شهرک‌سازی و جنگ‌های اسرائیل ایستاده‌اند.
اکثریت فلسطینیان نیز با وجود تحولات سیاسی از دهه ۱۹۷۰ به بعد و توافقات اسلو در سال ۱۹۹۳، همچنان به مقاومت روزمره در برابر سیاست‌های اسرائیل ادامه می‌دهند.

مقاومت ادامه دارد


حامیان غربی اسرائیل همچنان به حمایت همزمان از صهیونیسم و تشکیلات خودگردان فلسطین ادامه می‌دهند و در پی حفظ ساختارهای کنونی قدرت هستند. این وضعیت بن‌بستی بوده که آمریکا و دولت‌های اروپایی حامی اسرائیل با آن روبه‌رو شده‌اند؛ زیرا از یک سو، می‌خواهند فلسطینیان را به پذیرش سیاست‌های اسرائیل وادار کرده و از سوی دیگر، یهودیان ضدصهیونیست را به حاشیه برانند.
جنگ علیه فلسطینیان و حامیان یهودی، مسیحی و مسلمان آنان از ابتدای قرن نوزدهم تاکنون ادامه داشته است؛ جنگی که به‌رغم همه تلاش‌ها، هنوز به تصاحب کامل سرزمین فلسطین یا تضمین بقای پروژه شهرک‌نشینی صهیونیستی منجر نشده است.
دشمنان فلسطینیان در نبردی قرار گرفته‌اند که نهایتاً به فروپاشی ساختارهای نژادپرستانه و نسل‌کشانه رژیم صهیونیستی بیانجامد. در حالی که این رژیم به هفتادوهشتمین سالگرد تأسیس خود نزدیک می‌شود، رسانه‌های غربی، شرکت‌های بزرگ، دانشگاه‌های غربی و نهادهای امنیتی و قضایی آمریکا و اروپا همچنان برای حفظ آن بسیج شده‌اند. با این حال، پس از دو قرن حمایت از پروژه اشغال فلسطین، این نیروها هنوز نتوانسته‌اند مأموریت استعماری خود را به پایان برسانند.
مقاومت فلسطینیان نیز به همان اندازه پایدار بوده است. همان‌گونه که فلسطینیان قرون دوازدهم و سیزدهم موفق به بیرون‌راندن صلیبیون شدند، از زمان تأسیس نخستین مستعمره‌های پروتستان آمریکایی در فلسطین در قرن نوزدهم نیز در برابر پروژه‌های استعماری مقاومت کرده‌اند. نخستین این مستعمرات با نام «ماونت هوپ» در سال ۱۸۵۱ در یافا تأسیس شد و پس از آن، «مستعمره مأموریت آمریکایی» در سال ۱۸۵۴ و مجموعه‌ای از مستعمرات دیگر شکل گرفتند که همگی نهایتاً از میان رفتند. مقاومت امروزه در برابر شهرک‌نشینان صهیونیست و ساختارهای استعماری حاکم بر سرزمین فلسطین نیز ادامه دارد.
همین مقاومت و همبستگی جهانی شکل‌گرفته پیرامون آن، از جمله در میان بخشی از یهودیان غربی، مانع تحقق طرح‌هایی شده که قدرت‌های استعماری غرب و متحدان محلی‌شان طی دو قرن گذشته برای فلسطین در سر داشته‌اند.

پربازدیدترین آخرین اخبار