جشن دویستوپنجاهمین سالگرد آمریکا از سوی ترامپ به یک فاجعه تبدیل شده است
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از آتلانتیک؛ «خیلی زیاد حرف میزنی، و خیلی از حرفهایت هم فقط درباره خودت است.»این جمله از رمان وداع طولانی اثر ریموند چندلر، خلاصه مناسبی از فاجعهای است که دونالد ترامپ برای دویستوپنجاهمین سالگرد اعلامیه استقلال آمریکا رقم زده است.
ممکن بود تصور کنید ریاست چنین مراسمی برای ترامپ موفقیتی آسان باشد. او نمایشگر ماهری است، رژهها و مراسم پرزرقوبرق را دوست دارد. این یک فرصت طلایی بود؛ فرصتی برای رئیسجمهوری که در دوره دوم خود با کاهش محبوبیت روبهرو شده تا خود را بهعنوان رهبر همه آمریکاییها بازآفرینی کند. تنها کاری که لازم بود انجام دهد این بود که ــ فقط برای یک بار در زندگیاش ــ مانند یک خودشیفته افراطی رفتار نکند.اما نتوانست.
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، تاریخ بزرگترین سالگردهای آمریکا را اینگونه به یاد خواهد آورد:
-
صدمین سالگرد: نمایشگاه عظیم صنعتی در فیلادلفیا.
-
دویستمین سالگرد: گردهمایی بزرگ کشتیهای بادبانی در بندر نیویورک.
-
دویستوپنجاهمین سالگرد: شکست ترامپ در واشنگتن.
ترامپ خودش هم میداند که این سالگرد را خراب کرده است. او شب گذشته در شبکه اجتماعی خود نوشت که به جای برنامه فعلی، باید یک گردهمایی عظیم «آمریکا را دوباره عظمت ببخشیم» برگزار شود و سپس از لغو همکاری خود با مرکز کندی و حکم یک قاضی فدرال شکایت کرد.
به زبان ساده، رئیسجمهور از این ناراحت بود که هفت نفر از نه هنرمند اصلی برنامههای موسیقی چهارم ژوئیه ظرف دو روز انصراف دادهاند، زیرا احساس کردهاند این مراسم به یک برنامه کاملاً حزبی در ستایش شخص ترامپ تبدیل شده است. راهحل پیشنهادی او چه بود؟ جایگزین کردن برنامهها با یک سخنرانی انتخاباتی خودش؛ سخنرانیای که محور آن خشم ترامپ از قاضیای باشد که مانع نامگذاری مرکز کندی به نام او شده است.
در چهارم ژوئیه ۱۷۷۶، کنگره نه تنها قطع رابطه سیاسی سیزده مستعمره با بریتانیا را اعلام کرد، بلکه پایان حکومت سلطنتی در ایالات متحده را نیز رقم زد.
در ۱۵۰ سال پیش از آن، مستعمرات آمریکا تحت حکومت پادشاهان و ملکههای بریتانیا بودند. نام آن فرمانروایان بر نقشه آمریکا نقش بسته بود: ویرجینیا، جیمزتاون، چارلستون، آناپولیس، جورجیا و خیابانهای بیشمار شاه و ملکه.
اما با امضای یک سند، ملت جدید از منشأ سیاسی خود فاصله گرفت و اعلام کرد که «همه انسانها برابر آفریده شدهاند». هر معنایی که این جمله داشته باشد، و هر اندازه که با ریاکاری دوران بردهداری همراه بوده باشد، نوید آیندهای جمهوریخواهانه برای مردم این سرزمین را میداد.
اما مردی که مسئولیت برگزاری دویستوپنجاهمین سالگرد این آرمانها را بر عهده گرفته، تصمیم گرفته است این مناسبت را به جشن شخصی خود تبدیل کند؛ تلاش برای نقش بستن چهرهاش بر سکهها و اسکناسها، نصب تصاویرش در مرکز واشنگتن و تعیین یک مسابقه قفس مبارزه تلویزیونی بهعنوان برنامه اصلی جشن، آن هم در روز تولد خودش یعنی ۱۴ ژوئن.
شاید از نگاه برخی، مسابقه مبارزه در قفس راهی خشن و نامناسب برای بزرگداشت بیانیه توماس جفرسون باشد. اما بسیاری از آمریکاییها از آن لذت خواهند برد و در چنین مناسبت بزرگی، برای فعالیتهای گوناگون جا وجود دارد. آنچه جایی ندارد، تبدیل ریاستجمهوریِ برخاسته از انقلاب ۱۷۷۶ به یک کیش شخصیت پرزرقوبرق است.
تلاش ترامپ برای تبدیل چهارم ژوئیه ۲۰۲۶ به یک «روز ملی ترامپ» عظیم، در عوض نوعی بازگشت روحیه اعتراضی و استقلالطلبانه انقلاب آمریکا را برانگیخته است.
آمریکاییهای سال ۱۷۷۶ رساله معروف «عقل سلیم» نوشته توماس پین را میخواندند. پین در آن رساله، دقیقاً ۲۵۰ سال پیش از این مناسبت، ادعاهای سلطنتی را محکوم کرده بود.
او نوشته بود:«حکومت پادشاهان موفقترین اختراع شیطان برای ترویج بتپرستی بوده است. مشرکان به پادشاهان مرده خود مقام الهی میدادند و جهان مسیحی این روش را تکامل بخشید و همین کار را با پادشاهان زنده انجام داد.»
تلاش ترامپ برای تبدیل جشن دویستوپنجاهمین سالگرد به «روز ترامپ» باعث شد زمان، بودجه و انرژی چندانی برای هدف واقعی این مناسبت باقی نماند.
در حالی که جشن شخصی او به تدریج فرو میپاشد، فاصلهای میان برنامههای رسمی و معنای واقعی چهارم ژوئیه ۲۰۲۶ ایجاد شده است. این تاریخ مهم ممکن است بدون هیچ اقدام یادبود شایستهای سپری شود.
استخر بازتاب مقابل یادبود لینکلن قرار است با رنگی بیش از حد آبی بازسازی شود؛ مجسمههای پل یادبود با طلاکاری اغراقآمیز پوشانده شوند؛ و حتی طرحی برای ساخت یک طاق پیروزی عظیم بر فراز رود پوتوماک مطرح شده است.
اما ترامپ هیچ پیروزی بزرگی برای گرامیداشت در چنین بنایی به دست نیاورده است. جنگ ایران نیز به بنبست رسیده و در نتیجه طرحهای مربوط به این طاق هم متوقف شدهاند.
نمادینتر از همه، کاخ سفید اکنون در کنار یک کارگاه ساختمانی نیمهتمام قرار گرفته است؛ جایی که زمانی بال شرقی ساختمان قرار داشت. ترامپ توانست از حامیان و ذینفعان سیاسی پول کافی برای آغاز ساخت یک مجموعه تالار تشریفاتی ریاستجمهوری جمعآوری کند، اما نتوانست بودجه تکمیل آن را فراهم کند. اکنون از مالیاتدهندگان خواسته شده است بقیه هزینه را بپردازند.
یک قاضی فدرال دستور توقف پروژه را تا رأیگیری کنگره صادر کرده است و ترامپ نیز اکثریت خود در مجلس نمایندگان و سنا را آنقدر کاهش داده که ظاهراً قادر به تصویب بودجه لازم نیست. اگر در انتخابات نوامبر کنترل یکی از دو مجلس را از دست بدهد، احتمال ازسرگیری پروژه اندک خواهد بود.
به جای «تالار ترامپ»، برجستهترین نماد کاخ سفید ترامپ در سال ۲۰۲۶ اکنون یک «حفره ترامپ» بزرگ و نیمهکاره است.
مشهورترین سخنرانی چهارم ژوئیه در تاریخ آمریکا را فردریک داگلاس در سال ۱۸۵۲ و در هفتادوششمین سالگرد استقلال آمریکا ایراد کرد.
او در آغاز سخنانش هشدار داد:«چشم اصلاحطلب با نشانههای خشم و روزگار دشوار روبهرو میشود.»
اما با وجود پیشبینی جنگ داخلی و انتقاد از کاستیهای کشور، همچنان ابراز امیدواری کرد که:
«درسهای بزرگ خرد، عدالت و حقیقت، سرانجام مسیر سرنوشت این ملت را تعیین خواهند کرد.»
ترامپ آنچه میتوانست لحظهای باشکوه در تاریخ آمریکا باشد را به آشفتگی و بینظمی کشانده است. اما کشوری که قرار بود این لحظه را گرامی بدارد، هنوز همان توانایی بازسازی و نوسازی را دارد که داگلاس ستایش میکرد.
در حالی که به این نمایش مضحکِ «روز ترامپ» نگاه میکنیم، میتوانیم به آینده آمریکا در سیصدمین سالگرد استقلالش بیندیشیم.