پاسخ قاطع ایران و پایان مصونیت رژیم صهیونیستی
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، این نخستینباری است که پس از تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک کشوری، ایران مستقیما این رژیم را هدف قرار میدهد. ممکن است مدتی طول بکشد تا ابعاد آنچه رخ داده کاملاً درک شود. این حمله بدان معناست که خطوط نبرد جابهجا شدهاند.
بازدارندگی ایران پیش از این نیز احیا شده بود، به این معنا که اسرائیل میدانست هر حملهای علیه ایران با پاسخ مواجه خواهد شد. اما اکنون ایران ثابت کرده که به حملات اسرائیل علیه لبنان نیز پاسخ خواهد داد. این نخستین بار طی چند دهه گذشته بوده که یک قدرت منطقهای از ابزار، توانایی و اراده لازم برای بهکارگیری قدرت سخت در برابر تحرکات نظامی اسرائیل یا اقدامات تهاجمی آن علیه یک طرف سوم برخوردار است.
این مسئله از آن جهت اهمیت ویژهای دارد که ترامپ نشان داده خواهان مهار اسرائیل و جلوگیری از ادامه تشدید تنشهاست. گفته میشود ترامپ به باراک راوید، روزنامهنگار و افسر سابق صهیونیست گفته است: «امیدوارم اسرائیل دست به تلافی نزند. اگر بیبی دوباره به آنها حمله کند، این روند درست مثل ۴۷ سال گذشته یا حتی ۳ هزار سال گذشته ادامه پیدا خواهد کرد».
ترامپ همچنین مدعی شد: «ما به توافق نهایی با ایران بسیار نزدیک شدهایم. این توافق توافق خوبی خواهد بود. نمیخواهم به خاطر اتفاقاتی که اکنون در حال رخ دادن است، این توافق از بین برود». اینکه چنین وضعیتی به فلسطین نیز گسترش پیدا میکند یا نه، هنوز مشخص نیست؛ اما اگر چنین شود، میتواند معادلات را اساساً دگرگون میسازد. رژیم صهیونیستی توانسته بدون مواجهشدن با پیامدهای واقعی، فلسطین را اشغال کرده و مرتکب نسلکشی و جنایتهای جنگی شود، زیرا غرب از اعمال هزینه علیه آن خودداری کرده و هیچ قدرت منطقهای نیز از توان سخت لازم برای تحمیل هزینه بر این رژیم برخوردار نبوده است.اگر این معادله تغییر کند، آینده مسئله فلسطین به احتمال زیاد وارد مسیر متفاوت و مهمی خواهد شد. به همین دلیل است که اسرائیل برای جلوگیری از هرگونه تغییر در این وضعیت، هر آنچه در توان دارد انجام خواهد داد.
از منظر آمریکا، حمایت از اسرائیل در شرایط کنونی به معنای پایبندی مجدد به سیاست چند دههای واشنگتن برای حفظ توازنی در منطقه بوده که برتری تقریباً کامل اسرائیل را تضمین میکند. این سیاست هزینههای سنگینی برای منافع آمریکا به همراه داشته، منطقه را بیثبات کرده و به اشغالگران امکان داده که تدریجاً تهاجمیتر و بیپرواتر شوند، زیرا برای اقدامات خود با پیامد جدی مواجه نشدهاند.
هرچند این سیاست تاکنون نیز مشکلساز بوده، اما به مراتب، در آینده دشوارتر و بیثباتکنندهتر خواهد شد، زیرا حفظ برتری اسرائیل مستلزم ادامه جنگ با ایران خواهد بود. این وضعیت آشکارا با منافع آمریکا در تضاد است. اگر منافع آمریکا در مرکز سیاستگذاری این کشور قرار داشت، خروج از خاورمیانه و دوری از رقابتهای منطقهای آن، تصمیمی بدیهی و بدون نیاز به بحث بود.